معرفی و دانلود کتاب اینجا شب هایش بلند است + خلاصه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب اینجا شب هایش بلند استsubscriptionAvailable

کتاب اینجا شب هایش بلند است

نوع کتاب
۳.۹ امتیاز(از ۲۲ رأی)
پدیدآورندگان: 
بهمن کامیار
انتشارات: 
کتاب کوله پشتی

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب اینجا شب هایش بلند است

بهمن کامیار در کتاب اینجا شب‌هایش بلند است، قضه زنی را روایت می‌کند که آستانه 34 سالگی قرار دارد. این زن زندگی‌اش را از گذشته تا حال مرور می‌کند و خودش را در نقطه‌ای که ایستاده پیدا می‌کند.


خلاصه کتاب اینجا شب‌هایش بلند است

داستان اینجا شب‌هایش بلند است از روز تولد زنی آغاز می‌شود که در آستانه ۳۴ سالگی قرار دارد. او در طول دوران تحصیلش با دو مرد آشنا شده که هر کدام به نوعی روی زندگی او تاثیر گذاشته‌اند. این داستان از زبان زن داستان روایت می‌شود. او داستان زندگی خود را در گذشته و حال مرور می‌کند. مخاطب در خلال این رفت و برگشت‌ها به گذشته و حال، جذب داستان می‌شود و در جریان اتفاقات قرار می‌گیرد.

خواندن کتاب اینجا شب‌هایش بلند است را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

بهمن کامیار در کتاب اینجا شب‌هایش بلند است، احساسات زنانه را به خوبی به تصویر کشیده است. خواندن این کتاب را به علاقمندان رمان و داستان پیشنهاد می‌شود.

درباره بهمن کامیار

اینجا شبهایش بلند است نخستین کتاب بهمن کامیار است. او پیش از این کتاب، فعالیت‌هایی چون کارگردانی، تهیه کنندگی و فیلمنامه نویسی را در کارنامه خود داشته است. کامیار فیلم‌های وجه حامل، مرداد، نیم و بیداری با کارگردانی بهمن کمیار را کارگردانی کرده است. تهیه‌کنندگی فیلم‌های سد معبر، کارت پرواز و نیم را نیز به عهده داشته است.

جملاتی از کتاب اینجا شب‌هایش بلند است

فرصت دو کلمه حرف زدن هم به من داده نشد، چه برسد به گرفتن مرخصی. راه افتادم. فکرم درگیر سهراب بود. امروز از هربار دیگر که در دانشگاه دیده بودمش برایم جذاب‌تر می‌نمود. شلوار مشکی به پا و پیراهن آبی‌نفتی پوشیده بود که در قدوقامتش خوب به هم می‌آمدند. اولین بار ترم گذشته او را سر کلاس نقشه‌کشی دیده بودم. باهوش بود و جذاب، خوش‌صدا وخوش‌پوش، موقر و متین یا شاید به چشم من چیزی کم نداشت؛ به‌هرحال دل از من برده بود. از شماره دانشجویی‌اش فهمیدم ورودی دو سال قبل‌تر از من است. از آنجایی که من هر ترم بیست‌وچهار واحد پاس می‌کردم، پس ممکن بود باز هم با او درس مشترک داشته باشم. در طول ترم، تمام توانم را گذاشتم تا به او بفهمانم دلم را برده و منتظر یک اشاره از سمتش هستم تا نه تسلیم که بنده‌اش شوم!

برای مطالعه‌ی جمله‌های بیشتری از کتاب اینجا شب‌هایش بلند است، بخش نمونه کتاب را رایگان دانلود کنید.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب اینجا شب هایش بلند است و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاباینجا شب هایش بلند است
موضوعرمان، داستان ایرانی
نویسندهبهمن کامیار
انتشاراتکتاب کوله پشتی
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۹۸/۰۵/۰۶
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۳.۴۳ مگابایت
شابک۹۷۸۶۰۰۴۶۱۲۲۶۵
تعداد صفحه‌ها۲۲۶ صفحه
قیمت کتاب۹۷۵۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

دردونه
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۸/۰۹/۰۲

خیلی قشنگ بود. از اون کتابهایی که وقتی میخونیش رو کلماتش فکر میکنی و بعد از تموم شدنش هی با خودت فکر میکنی اونموقع چی شد؟ حالا چی میشه؟ خلاصه که دوستش داشتم.

۰
farshad
۱۳۹۸/۰۹/۰۱

به نظر من ارزش خواندن دارد گاهی بی کسی ما را به عشق می کشاند و وابستگی

۰
hamideh
مطمئن نیستم.
۱۳۹۹/۰۱/۱۸

بنظرم احساسات زن رو بخوبی نشون داده بود

۰
مریم
۱۳۹۸/۰۹/۰۲

کتاب خوبیه ولی احساسات و رفتار زنانه برای شخصیت اصلی داستان به خوبی بیان نشده حتی بعضی جاها با حقیقت رفتاری یک زن تناقض داره.

۰
ketab khor
۱۳۹۸/۰۹/۰۱

اولش خسته کننده است و ایرونی بودن خودش رو حفظ کرده اما به مرور که پیش میره خوب میشه نوع نگارشش که بین حال و گذشته داستان پیش میرفت برام جالب بود

۰
کاربر ۳۳۱۲۱۷۰
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۱۰/۲۸

خوب بود اما پایانش جذاب نبود

۰
کاربر ۱۷۶۷۳۳۹
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۸/۲۷

واقعا عالی بود...من که خیلی لذت بردم از متن قشنگ و مرتبط کتاب

۰
Zahrasadat.mn
مطمئن نیستم.
۱۳۹۹/۰۲/۲۰

کاش پایان بهتر و دید وسیع تری داشت نویسنده... و کاش یه کم تصمیمات این بانوی عقل گرا واقعا منطقی تر بود.

۰
Blue_sky
۱۳۹۹/۰۱/۱۶

من زیاد دوسش نداشتم، اوایل از اینکه همسرش ترکش کرده دیوانه شده ولی در ادامه با توجه به مسائلی که بیان میشه و خودش میگه منتظر این اتفاق بوده! این ضد و نقیضه😑

۰
maedeh
مطمئن نیستم.
۱۳۹۹/۰۱/۱۵

و باز هم داستانی که انتهاش تمام تفکرات آدم رو بهم میریزه.

۰
yas
۱۳۹۹/۰۱/۰۶

نویسنده به خوبی اون درگیری ذهنی و حس رو بیان کردن. حسی که به خوبی قابل لمس هست و حتی تجربه کردیم. شاید بعضی جاهامیتونستنن بیان احساس رو کمی کمتر بیان کنن اما اونقدری ارتباط برقرار کردم که بتونم چشم...بیشتر

۰
مهسا
۱۳۹۸/۰۹/۰۱

دوستش داشتم ، تو برهه ای خوندمش که واقعن آرومم کرد ، دغدغه های ذهنی یک زن سی و چند ساله رو خوب بیان کرده ..

۰
بیات
۱۳۹۸/۰۹/۰۱

توصیه میکنم بخونید بی نظیره

۰

بریده‌هایی از کتاب

Gloria
۶
من مطمئنم عشق در معده شکل می‌گیرد و معده در بدن رأس تمام امور است. فقط چون نمی‌شود گفت از ته معده دوستت دارم یا جای تو در اعماق معدهٔ من است ـ چون ته معده ابتدای مسیر دفع مواد زاید است ـ به‌همین دلیل نزدیک‌ترین عضو چاه‌مانند را انتخاب می‌کنیم و می‌گوییم از ته قلبم دوستت دارم و جای تو در اعماق قلبم است
n re
۴
فاصلهٔ بهار تا پاییز ضخامت یک پنجره بود. آن‌سوی پنجره، بهار، در کوچه رفت‌وآمد داشت و این سوی پنجره خزان در من و این خانه نشسته بود، با برگ‌هایی بی‌جان که تنها منتظر نسیمی بودند تا بشکنند. بیفتند.
Gloria
۴
دنیا بیشتر از اینکه مدیون آدم‌های واقع‌بین باشه مدیون اوناییه که خیالاتی هستن.
Gloria
۴
هرچند سخت اما باز هم زندگی می‌کنم، اگر توانم باشد. با این امید که زنده باشم و ببینم او کجای این دنیا را بدون من می‌خواهد به قبضهٔ خودش درآورد.
n re
۳
منم! ایستاده در هوایی پُر از هوای تو حجم حضورت ستون است بر سقفم
n re
۳
صدای باران شب با باران روز فرق دارد؛ زنده‌تر است. می‌خواهد همه را بیدار کند. صدای مزاحمی لابه‌لای آن نیست؛ خالص است.
n re
۳
هرچیزی باید وقت خودش اتفاق بیفته وگرنه بیات می‌شه! ظاهرش خوبه اما دیگه اون طعم و گرمای لازم رو نداره.
Gloria
۳
امروز آفتاب از بهار به پاییز رسیده بود
Gloria
۳
مردها نمی‌دانند که گوش برای زن‌ها چه اندام حساسی است، وگرنه این‌قدر بی‌محابا هر حرفی را به زبان نمی‌آوردند
Gloria
۳
به نظرمن تنهایی آدم‌ها با هم فرق دارد. هرکس در تنهایی‌اش بوی خاصی به مشامش می‌رسد. همان بو نشانهٔ آیندهٔ آن فرد است. اگر تنهایی فرد بوی میوهٔ گندیده بدهد یعنی در تنهایی خود می‌میرد و بوی تعفن همه‌جا را برمی‌دارد تا همسایه‌ها بفهمند کسی در آن حوالی مرده.