معرفی و دانلود کتاب روی جاده نمناک + خلاصه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب روی جاده نمناکsubscriptionAvailable

کتاب روی جاده نمناک

نوع کتاب
۳.۱ امتیاز(از ۹ رأی)
پدیدآورندگان: 
آوا (خدیجه) قاسمی
انتشارات: 
نشر روزگار

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب روی جاده نمناک

«روی جاده نمناک» رمانی از خدیجه قاسمی (-۱۳۴۰) است. داستان، ماجرای عاشقانه‌ای است که با فراز و نشیب‌های بسیاری همراه است. «ایلیا» دوست «امیر» که در نمایش‌نامه‌ای که امیر نوشته بازی می‌کند در طول کار،عاشق «آوا» می‌شود اما آوا با امیر ازدواج می‌کند. ایلیا نیز تشکیل خانواده می‌دهد، حال آن که عشق گذشته را از یاد نمی‌برد و.... بخشی از داستان: خیلی وقت بود احساس تنهایی عجیبی می‌کردم. هیچ کسی را به خودم نزدیک حس نمی‌کردم. کاش کسی بود که می‌توانستم با او حرف بزنم و درد دل کنم. کاش کسی حرفم را می‌فهمید. کاش فقط می‌توانستم به » آوا«بگویم که چه‌قدر دوستش دارم و از دوری‌اش چه رنجی می‌کشم. آسمان می‌غرید و رعد و برق می‌زد. هوا گرفته و ابری بود. نم‌نم باران به شیشه می‌زد. پشت پنجره ایستادم، به تماشای باران. بغض کرده بودم. این روزها مدام می‌خواستم گریه کنم. خدایا این چه بلایی بود که بر سرم آمد؟ چرا بین این همه دختر که در اطرافم بود، من باید به آوا دل می‌بستم؟ به آوا که قرار بود همسر بهترین عزیزترین و صمیمی‌ترین دوستم بشود. همسر کسی که حاضر بودم جانم را برای او بدهم. باران کم‌کم به شدت شروع به باریدن کرد. احساس سرما می‌کردم. از جلوی پنجره به طرف تختم رفتم و دراز کشیدم. پتو را روی خودم کشیدم. و آن قدر گریه کردم که نمی‌دانم کی خوابم برد. پدر هر شب مثل زمان کودکی‌هایم آهسته به اتاقم می‌آمد و چراغ اتاقم را خاموش می‌کرد.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب روی جاده نمناک و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابروی جاده نمناک
موضوعرمان، عاشقانه، داستان ایرانی
نویسندهآوا (خدیجه) قاسمی
انتشاراتنشر روزگار
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۸۵/۰۱/۰۱
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۳.۱۴ مگابایت
شابک‫‬‭‎۹۶۴۳۷۴۰۷۹X
تعداد صفحه‌ها۴۸۶ صفحه
قیمت کتاب۳۶۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

dream thoughts
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۱۲/۲۶

به نظرم یک رمان عالی بود وپایان اون خیلی عالی تموم شد 🌹

۰
cima
۱۳۹۶/۰۸/۰۱

نمونه اش که جذاب نبود. نخریدمش

۱
Mina Yazdani
۱۳۹۶/۰۸/۰۷

خیلی مزخرف بود.حیف پول و وقتی که براش بذاری.یه بچه دبستانی قلمش بهتر از این کتابه

۰
کاربر 7794643
۱۴۰۴/۰۵/۱۴

من نسخه چاپی کتاب رو خوندم خیلیییی سال پیش. اونموقع یادمه خیلی عاشقش شدم. بعد چند سال دوباره خوندنش دیدم واقعا دوستش دارم‌ خیلی عشق ایلیا رو دوست داشتم کلا توصیفش از عشق قشنگ بود. نمیدونم چرا بقیه دوستش نداشتن...بیشتر

۰
س.ب
۱۴۰۱/۱۲/۲۱

واقعا کتاب مزخرفی بود یکدفعه تموم شد بدون آنکه بفهمی برسر آدمای کتاب چی اومد حیف وقت

۱
کاربر 7189657
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۳/۰۹/۰۵

خیلی مزخرف بود شخصیت ایلیا خیلی زنانه بود

۰
کاوه
۱۳۹۶/۰۷/۳۰

عالی.یک داستان جذاب سیاسی و عاشقانه.

۰

بریده‌هایی از کتاب

کاربر ۹۷۳۵۲۹۸
۲
یاد لعل تو مرا می‌برد از هوش امشب می‌سپارم چو به فریاد دلم گوش امشب خون دل می‌خورم از جام غمت گرچه مدام باز می‌ریزی و گویی که تو را نوش امشب صبر و آرام و قرار و دل دینم برده‌ست زلف مشکین تو تا ریخته بر دوش امشب مست میخانه‌ی چشم تو چنانم که مدام می‌کنم هستی خود در تو فراموش امشب » دانیالم«که به دنبال تو زان سوی افق خسته باز آمده‌ام تا به بر » شوش«امشب گر عتابم کنی ای دوست و گر بنوازی چشمه‌ای گشته‌ام از عشق تو پرجوش امشب خواهی ار معنی رندی و صفا دریابی گوش کن زمزمه‌ی مست دلم گوش امشب سقف افلاک به هم می‌زنم از شوق اگر با خیال تو شوم باز هماغوش امشب
کاربر ۹۷۳۵۲۹۸
۱
مگو از خستگی از درد و اندوه تو فرهادی بکن از پیش پا، کوه
کاربر ۹۷۳۵۲۹۸
۰
نه در کلام که در جام خویش می‌نوشم تو را که خون بهاری و موج دریاها تو را که رویش عشقی و موج صحراها
کاربر ۹۷۳۵۲۹۸
۰
من هستم و فریاد و فغان و نگرانی یعنی که تو زآشوب دل خسته چه دانی یک عمر به جان، خار غم عشق کشیدیم نه بهره گرفتیم زپیری نه جوانی ای باد صبا از بر دلدار گذر کن بر سوخته دامان من از اشک نهانی
کاربر ۹۷۳۵۲۹۸
۰
آه از این پرواز، از این پرواز عشق آه از این راز، آه از این آواز عشق شور ما را در طریقت می‌برد. تا بلندای حقیقت می‌برد شور یعنی عشق بی‌حد و حساب عشق یعنی آن‌چه ناید در کتاب
کاربر ۹۷۳۵۲۹۸
۰
با تو خواهم رفت تا غروبِ هرچه تردید است تا طلوعِ هرچه خورشید است.
کاربر ۹۷۳۵۲۹۸
۰
آید آیا زمانی که دیگر در زمین نام و نقش از پلیدی نباشد؟ اهرمن، دیو و دد مرده باشد؟ هرچه فریاد بد مرده باشد؟! حاکم این زمین و زمان عشق باشد؟ پرچم جاودان جهان، عشق باشد؟ هیچ نبود به جز مهربانی؟! آه باران! ببار و بشوی این پلیدی نفرت و درد و رنج و پلشتی وین سیاهی و نامردمی را از سر و صورت زشتِ این نابکاران زندگی را بده جلوه‌ای نو وحشت آباد ویرانِ دل را بار دیگر بکن چو گلستان!
کاربر ۹۷۳۵۲۹۸
۰
گرچه زشراب عشق مستم عاشق‌تر از ین کنم که هستم گویند که خود زعشق واکن لیلی‌طلبی زدل رها کن یارب تو مرا به روی لیلی هر لحظه بده زیاده میلی
کاربر ۹۷۳۵۲۹۸
۰
پرده‌ها را کنار باید زد کشت ما را عفونت تردید.
کاربر ۹۷۳۵۲۹۸
۰
بدون واهمه، یک شب بیا به خانه‌ی من. تمام راه، پر است از چراغ چشمانم.