کاش وقتی بیست‌ساله بودم می‌دانستم
۴٫۰از ۴۷۵ نظر

دانلود کتاب کاش وقتی بیست‌ساله بودم می‌دانستم

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچه
۴٫۰از ۴۷۵ نظر
۴٫۰از ۴۷۵ نظر
۴٫۰از ۴۷۵ نظر
دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچه

معرفی کتاب کاش وقتی بیست‌ساله بودم می‌دانستم

کاش وقتی بیست ساله بودم می‌دانستم یا دوره‌ای فشرده برای پیدا کردن جای خود در دنیا کتابی در زمینه موفقیت و نوشته تینا سلیگ است.

درباره کتاب کاش وقتی بیست‌ساله بودم، می‌دانستم

کتاب بر اساس داستان‌هایی از موفقیت و شکست نوشته شده است. داستان‌هایی که نویسنده در کلاس‌های درس خود به عنوان استاد دانشگاه و پیش از آن به عنوان پژوهشگر، کارآفرین و مشاور مدیریتی تجربه کرده است و داستان‌هایی که کارآفرینان، مربیان، مدیران و.... برای او تعریف کرده‌اند

فصل‌های این کتاب طوری طراحی شده‌اند که شما را به چالش بکشند تا خودتان و دنیا را با نگاهی تازه ببینید. ایده‌های سرراست هستند؛ اما لزوماً شهودی نیستند. آنها مناسب کسانی هستند که در محیط‌های پویا کار می‌کنند؛ جاهایی که موقعیت‌ها به‌سرعت تغییر می‌کند و کسانی را که درگیرند، ملزم می‌کند که بدانند چگونه فرصت‌ها را شناسایی کنند، اولویت‌ها را بسنجند و از شکست درس بگیرند. به‌علاوه، این مفاهیم برای هرکسی که بخواهد بیش‌ترین عصارهٔ زندگی را بیرون بکشد، ارزشمند است.

خواندن کتاب کاش وقتی بیست ساله بودم، می‌دانستم را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

جوان‌هایی که در آغاز راه موفقیت هستند و کسانی که می‌خواهند تازه پا به دنیای اجتماعی و پیچیده کاری بگذارد و نمی‌خواهند که پی در پی شکست را تجربه کنند. توصیه‌های این کتاب برای همه خصوصا جوانانی که در شرف پا گذاشتن به دنیای کسب و کار هستند مفید است.

درباره تینا سیلیگ

تینا سیلیگ دکتریِ عصب‌شناسی از دانشکدهٔ پزشکی استنفورد دارد و مدیر اجرایی برنامهٔ سرمایه‌گذاری‌های مخاطره‌آمیزِ فناوریِ استنفورد است که قطب کارآفرینی در دانشکدهٔ مهندسی دانشگاه استنفورد است. به‌علاوه، سیلیگ دوره‌های آموزشی دربارهٔ کارآفرینی و نوآوری را در بخش علوم و مهندسی مدیریت و در مؤسسهٔ طراحی هاسو پلاتنر در دانشگاه استنفورد تدریس می‌کند. او اغلب سخنرانی می‌کند و کارگاه‌های آموزشی‌ای برای مدیران اجرایی در طیف وسیعی از رشته‌های علمی برگزار می‌کند و کتاب‌های علمی محبوبی برای بزرگ‌سالان و کودکان نوشته است.

جملاتی از کتاب کاش وقتی بیست‌ساله بودم، می‌دانستم

پس چطور می‌فهمید که چه زمانی رها کنید و چه زمانی بر حل مشکل پافشاری کنید؟ این همیشه چالش بزرگی است که تمایل خود به انجام کاری را از احتمال شدن یا نشدن آن جدا کنید. البته هرچه بیش‌تر روی پروژه‌ای انرژی و زمان صرف کنید، احتمالِ بیش‌تری برای موفقیت هست؛ اما برخی تلاش‌ها هرگز به نتیجه نمی‌رسند، مهم نیست چقدر زمان، پول یا زحمت به آن تزریق شود. علمی‌ترین جوابی که من پیدا کرده‌ام این است که به ندای درونیِ خود گوش دهید و به گزینه‌های دیگر توجه کنید. اساساً باید با خودتان روراست باشید. آیا آن‌قدر تحمل و بردباری دارید که از دل مشکلات پیش روی‌تان نقب بزنید تا به نتیجه‌ای موفق برسید، یا ترجیح می‌دهید مسیر دیگری در پیش بگیرید؟

اگر تصمیم به ترک کردن گرفتید مطمئن شوید که آن را درست انجام دهید. این یعنی گفتنش از انجامش راحت‌تر است. من افرادی را دیده‌ام که به‌زیبایی و موقرانه ترک می‌کنند و بقیه آن‌قدر ناشیانه و بد که چالهٔ عظیمی پشت‌سر خود به جا می‌گذارند. همان‌طور که در فصل هشت به‌تفصیل بحث می‌شود، احتمال دارد بارهاوبارها و غالباً به‌صورت غیرمنتظره، در زندگی خود به یک نفر برخورد کنید. تنها همین دلیل کافی است که وقتی کاری را ترک می‌کنید، آن را با فکر و دقت دربارهٔ عواقبی که برای اطرافیان‌تان دارد انجام دهید.

جانان
۱۳۹۹/۰۷/۳۰

جالب بود

اسماعیل افضلی
۱۳۹۹/۰۷/۲۹

عجب کتابی بود بهترین

amir10
۱۳۹۹/۰۷/۲۶

یه کتاب فوق العاده که به همه توصیه می کنم مطالعه کنن و به تجربیات زندگی خود اضافه کنند

Reza Afaghi
۱۳۹۹/۰۷/۲۴

عالی بود حتما بخونید 👌

آیناز
۱۳۹۹/۰۷/۲۳

زیبا💕

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۱۰۳۸)
آلبرت اینشتین: «اگر یک ساعت وقت برای حل مسئله‌ای داشتم و زندگی‌ام به آن راه‌حل وابسته بود، پنجاه‌وپنج دقیقهٔ اول را صرف تعیین سؤال درست می‌کردم؛ چون به‌محض این‌که سؤال درست را بدانم، می‌توانم مسئله را در کم‌تر از پنج دقیقه حل کنم.»
Hamidreza
به خاطر داشته باشید هر کاری که شخصی برای شما انجام می‌دهد، به‌قیمت ازدست‌دادن یک فرصت برایش تمام می‌شود. این یعنی وقتی کسی بخشی از روزِ خود را برای رسیدگی به کار شما صرف می‌کند، کاری هست که برای خودش یا کسی دیگر انجام نداده است. خیلی راحت می‌توانید خودتان را گول بزنید و فکر کنید که «درخواست من که چیز مهمی نبوده است»؛ اما وقتی کسی مشغول است، هیچ درخواستی کوچک نیست. آن‌ها مجبور می‌شوند کاری را که دارند انجام می‌دهند، متوقف کنند، روی درخواست شما تمرکز کنند و برای پاسخ به آن وقت بگذارند. با به‌یادسپردنِ این نکته، بهانه‌ای نمی‌ماند که بخواهید از کسی که کاری برای شما انجام داده است، تشکر نکنید.
Prometheus
اگر دیگران فکر کنند ایده‌های شما احمقانه است، در آن صورت باید درست همان مسیر را در پیش بگیرید.
morvarid
کارلوس ویگنولو یکی از اساتید چیره‌دست در دانشگاه شیلی، به من گفت به‌شدت توصیه می‌کند که دانشجوها، کلاس‌هایی را با بدترین آموزگاران در دانشکدهٔ خود بردارند؛ زیرا باعث می‌شود برای زندگی آماده شوند، چون در زندگی مربیانِ بااستعداد نخواهند داشت تا راهنمای مسیرشان باشند.
منمشتعلعشقعلیمچکنم
ما یاد نگرفته‌ایم که مشکلات را با آغوش باز بپذیریم. یاد گرفته‌ایم که باید از مشکلات بپرهیزیم یا به‌نحوی ناله و شکایت کنیم.
Atefeh Br
تشکر ویژه‌ای دارم از
🥊 Maze
ما یاد نگرفته‌ایم که مشکلات را با آغوش باز بپذیریم. یاد گرفته‌ایم که باید از مشکلات بپرهیزیم یا به‌نحوی ناله و شکایت کنیم.
آیلین :):
«همیشه به‌اندازهٔ یک تصمیم از زندگی‌ای کاملاً متفاوت جدا هستید.»
morvarid
«نه هرچیز شمردنی‌ای مهم است و نه هرچیز مهمی شمردنی است.»
morvarid
او بعد از شش ماه، تحصیل در دانشگاه را ترک کرد؛ چون مطمئن نبود چرا به آن‌جا رفته است
🍁حـــــدیثهـ🍁

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۱۹۳ صفحه
قیمت نسخه چاپی۳۷,۰۰۰ تومان
نوع فایلePUB
تاریخ انتشار۱۳۹۸/۰۴/۱۰
تعداد صفحات۱۹۳صفحه
قیمت نسخه چاپی۳۷,۰۰۰تومان
نوع فایلePUB
تاریخ انتشار۱۳۹۸/۰۴/۱۰