با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتیات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.

کتاب ما هم روزی روزگاری
۲٫۷
(۳)
خواندن نظراتمعرفی کتاب ما هم روزی روزگاری
«ما هم روزی روزگاری» مجموعهای از خاطره- داستانهایی است که نویسندگان گوناگون در پاسخ به یک فراخوان، برای نشر چشمه ارسال کردهاند. در برخی از این نوشتهها عنصر خاطره و در برخی عنصر داستان پررنگ است. نویسندگان در توضیحاتی که در پایان داستان خود آوردهاند به تغییراتی که در خاطرهٔ خود دادهاند تا آن را به داستان تبدیل کنند، اشاره کردهاند. اساساً در نوع ادبی خاطره ـ داستان مرز میان خاطره و داستان همیشه مرز مشخصی نیست.
داستانهای این مجموعه همگی نوشتهٔ آدمهایی متعلق به دو سه نسل گذشته است، آدمهایی که امروز همگی کموبیش داستان مینویسند.
خانم افسانه شعباننژاد، مصطفی رحماندوست، احمد پوری و هوشنگ مرادی کرمانی از نویسندگانی هستند که در این مجموعه خاطرات کودکیشان را میخوانید:
بخشی از خاطره- داستان «شکار» نوشته شمس لنگرودی :
«در یک بعدازظهر طلایی و بسیار داغ، برای ماهیگیری از منزل خارج شدم. در شهر کوچکمان معمولاً پدر و مادرها در این ساعت روز چرت میزدند و بچهها خودشان را به کاری مشغول میکردند. از منزل ما تا رودخانه راه درازی نبود. چند کوچهباغ ساکت و پُرسایه و یک خیابان کوچک بیدرخت را که رد میکردیم، رودخانه زیر سپیدارها میدرخشید. رودخانه پهن و عمیق بود. و در سایهٔ یکدست درختهای صنوبر و تبریزی، امواج شفاف و سنگین و سیاه، روی هم میغلتیدند. قلاب را به داخل آب انداختم، ته چوب نخ و قلاب را در شن ساحل شیبدار و باریک فرو کردم. کرمها و وسایل دیگر ماهیگیری طرف راستم قرار داشت. در ساحل هیچکس نبود و تنها صدایی که به گوش میرسید، صدای غلتیدن موجها، برگ درختان و گنجشکهای گرمازدهٔ لابهلای شاخهها بود. صدای گاهگاه و پراکندهٔ قورباغهها شنیده میشد. شاید ده دقیقه یا کمی بیشتر نگذشته بود که صدای تلخ و کشیده و دردناک قورباغهای به گوشم خورد. صدا چیزی مثل نالهٔ مرگ بود. مثل نالههای ناامید کسی که در انزوایی دور از همه در تنهایی شکنجهاش میکنند. نالهٔ مرگ بود. بلند شدم. بااحتیاط در طول ساحل پیش رفتم.»
شکارچی کوسه کر![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
عباس عبدی
با بچهها که کسی حرف نمیزندکریستین بویه
لبخندهای کشمشی یک خانواده خوشبختفرهاد حسنزاده
در روزگاری که هنوز پنج شنبه و جمعه اختراع نشده بودفرهاد حسنزاده
مادر جون! چرا اسمم یادت رفته؟!سالی مورفی
چرا تو سنگی؟بیوک ملکی
با کفشهای دیگران راه بروشارون کریچ
کورن فلکس و شکر با چند قطره اشکشل سیلوراستاین
انجمن یوزهای شریفحمید اباذری
گم بیمهناز فتاحی
بند رختی که برای خودش دل داشت؛ قصههای کلهگنجشکیفرهاد حسنزاده
پیامرسانلوئیس لوری
سرزمین دورآسترید لیندگرن
کرت پول پارو می کندارلند لو
چتر تابستانلیزا گراف
در انتظار یک زندگی طبیعیلسلی کانر
خواب آب عباس جهانگیریان
روزنامهفروشوینس واتر
یعقوب را دوست داشتمکاترین پترسون
حجم
۱۴۲٫۶ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۸۹
تعداد صفحهها
۲۱۹ صفحه
حجم
۱۴۲٫۶ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۸۹
تعداد صفحهها
۲۱۹ صفحه
قیمت:
۱۳۱,۰۰۰
۶۵,۵۰۰۵۰%
تومان
نظرات کاربران
این کتاب مجموعهای از خاطرات دوران کودکی نویسندگان مختلفِ ادبیات کودک و نوجوان است که بعضی از آنها با چاشنی تخیل پر و بال گرفتهاند. قلمها روان است و ماجراها خواندنی. بعد از هر خاطره-داستان هم یک یادداشت کوتاه از