با کد تخفیف Salam اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
کتاب ۱۹۸۴ اثر جورج اورولoff

کتاب ۱۹۸۴

نویسنده:جورج اورولمترجم:حمیدرضا بلوچانتشارات:انتشارات مجیدسال انتشار:۱۳۸۶تعداد صفحه‌ها:۲۸۸ صفحهدسته‌بندی:امتیاز:
۴.۳از ۲۲۱ رأیخواندن نظرات

سال انتشار۱۳۸۶

تعداد صفحه‌ها۲۸۸ صفحه

دسته‌بندی
رمان۱ مورد دیگر
معرفی نویسنده
عکس جورج اورول
جورج اورول
انگلیسی | تولد ۱۹۰۳ - درگذشت ۱۹۵۰

جورج اورول داستان‌نویس، روزنامه‌نگار، منتقد ادبی و شاعر انگلیسی است که غالباً با دو رمان معروف و پرفروش «مزرعه‌ی حیوانات» و «1984» شناخته می‌شود. اورول را می‌توان موفق‌ترین نویسنده‌ی انگلیسی‌زبان قرن بیستم دانست ...

معرفی کتاب ۱۹۸۴

کتاب ۱۹۸۴ نوشتهٔ جورج اورول با ترجمهٔ حمیدرضا بلوچ در انتشارات مجید چاپ شده است. بعد از شهرتی که کتاب «قلعه حیوانات» برای «اورول» به ارمغان آورد، «۱۹۸۴» شاهکار وی به‌شمار می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌آید و به بیش از ۶۵ زبان مختلف ترجمه شده و میلیون‌ها نسخه از آن به فروش رسیده‌است.

درباره کتاب ۱۹۸۴

داستان این اثر، در سال ۱۹۸۴ و در شهر لندن رخ می‌دهد، اما «جورج اورول» ۳۵ سال قبل از آن و در سال ۱۹۴۹ آن را نوشته است، درست زمانی که جنگ جهانی دوم به تازگی تمام شده بود و جهان خطر تسلیم‌شدن در مقابل حکومتی ظالم و دیکتاتوری را به خوبی احساس می‌کرد.

وینستون اسمیت یک کارمند سازمانی حکومتی تک حزبی و توتالیتر در شهر لندن است. حکومتی که همه‌جا دم از برابری و برادری می‌زند اما ذاتش به شدت طبقاتی است و به شدت همه زندگی مردم را زیر نظر دارد. هیچ‌کس هیچ‌جا تنها نیست، تمام حرکات و رفتار آدم‌ها ثبت و ضبط می‌شود، حق عاشق شدن ندارند، حق ازدواج ندارند، مگر برای تولید مثل، حق تفکر و مطالعه ندارند مگر آنچه حزب می‌گوید و حق تشکیل محافل دوستانه ندارند، مگر این که در آن سخن از حکومت باشد.

فضایی پر از خفقان، وحشت و همراه با حس انزجار از وضعیت سرد و ترسناک جامعه در رمان «۱۹۸۴» در جریان است. در یک جمله، انسان‌بودن در جامعه‌ای که اورول توصیف می‌کند، جرم و داشتن عواطف انسانی گناه است.

در رأس این حکومت، فردی است که مردم جز نامی از او نشنیده‌اند و حتی در وجود او هم شک است اما چنان او را می‌پرستند که خدا را. وزارت‌خانه‌ها و نهادهای این کشور هم عجیب‌اند و همه‌شان کاری را انجام می‌دهند که بر خلاف نام و وظیفه‌شان است. در میان این جامعه عجیب، وینستون اسمیت ۳۶‌ساله که مخفیانه برای خودش یک دفترچه یادداشت دارد و افکار آزادی‌خواهانه‌اش را در آن می‌نویسد، دست به کارهای ممنوعه می‌زند، عشق، تفکر، قرارهای پنهانی و مبارزه.

اورول این کتاب را در‌واقع برای اخطار به غرب در مورد گسترش کمونیسم نوشت، اما داستان این اثر را می‌توان تا حدود زیادی به شرایط حاکم بر تمام جوامع تحت سلطۀ حکومت‌های استبدادی تعمیم داد؛ در‌واقع یعنی هر‌کسی گمان می‌کند که کتاب برای عصر او نوشته شده و می‌تواند از هر صفحه‌ٔ کتاب چندین مصداق برای زندگی امروزی‌اش پیدا کند.

این اثر که جزء ده رمان برتر قرن بیستم شناخته شده و طبق نظرخواهی از خوانندگان مجلۀ تایم به عنوان برترین رمان در طول تاریخ انتخاب شده، رمانی است که مانند «قلعه حیوانات»، پس خوانده شدن، همیشه با شما خواهد بود. شاید تازگی ابدی این اثر به ما می‌آموزد که در قرن‌های بعد هم چیزی عوض نخواهد شد. «۱۹۸۴» یکی از شاهکارهای مسلم ادبیات جهان است که تأثیر زیادی در فرهنگ عامه و رسانه‌ای جهان گذاشته است. رمانی در ژانر تخیلی، سیاسی و اجتماعی، که شاید خواندنش سخت باشد ولی به همان اندازه لذت‌بخش نیز خواهد بود.

کتاب ۱۹۸۴ را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب به علاقه‌مندان به آثار جورج اورول پیشنهاد می‌کنیم.

درباره جرج اورول

اریک آرتور بلر با نام مستعار جرج اورول در ۲۵ ژوئن ۱۹۰۳ در شهر موتیهاری، بیهار در هند متولد شد. ارول داستان‌نویس، روزنامه‌نگار، منتقدِ ادبی و شاعر انگلیسی بود که او را بیشتر به‌خاطر دو رمان سرشناس و پرفروشش، مزرعهٔ حیوانات و رمان ۱۹۸۴، می‌شناسند. هر دوی این کتاب‌ها به وضعیت حکومت‌های دیکتاتوری می‌پردازند. جرج اورول مدتی به‌عنوان پلیس سلطنتی هند در برمه فعالیت می‌کرد اما زندگی در هند و انگلیس سبب شد تا با فقر آشنا شود و این آشنایی دیدگاهی جدید به او و کارهایش بخشید. کتاب‌های «آس‌وپاس در لندن و پاریس» و «دختر کشیش» حاصل همین تجربیات هستند. اورول در دههٔ ۱۹۳۰ به اسپانیا رفت تا علیه ارتش فاشیست ژنرال فرانکو بجنگد. کمی بعدتر به دلیل بیماری مزمن ریوی که به آن مبتلا بود در بیمارستان بستری شد و هفت ماه پس از چاپ کتاب ۱۹۸۴، در ۲۱ ژانویهٔ ۱۹۵۰ از دنیا رفت.

بخشی از کتاب ۱۹۸۴

«ناگهان در اوج ترس مطلق و بدون هوشیاری کامل دربارهٔ آن‌چه که می‌خواهد بنویسد، شروع به نوشتن کرد. دست‌خط ریز و بچگانه‌اش روی کاغذ بالا و پایین می‌رفت، ابتدا جملات را با حروف بزرگ آغاز می‌کرد؛ ولی به‌تدریج آن‌را نیز رعایت نکرد:

چهارم آوریل، ۱۹۸۴. شب گذشته به سینما رفتم. فیلم‌های جنگی. یکی از آن‌ها محشر بود، دربارهٔ یک کشتی پر از پناهندگانی بود که جایی در مدیترانه بمباران شد. فریادهای مرد عظیم‌الجثهٔ چاقی که هلیکوپتر به‌دنبال او بود و سعی داشت شناکنان فرار کند، تماشاچی‌ها را به‌هیجان آورد. ابتدا مانند مارماهی در آب به‌سختی پیش می‌رفت، بعد او را از درون نشانه‌گیر اسلحهٔ هلیکوپتر نشان داد، سپس بدنش را سوراخ سوراخ کردند و آب‌های اطرافش به‌رنگ صورتی درآمد و چنان غرق شد که گویا از همهٔ آن سوراخ‌ها، آب به داخل بدنش نفوذ کرده است. هنگامی که غرق شد، تماشاچی‌ها خنده‌کنان فریاد می‌زدند. بعد قایق نجاتی را نشان داد که پر از بچه بود و هلیکوپتری بالای سر آن درحال پرواز بود. زن میانه‌سالی که به‌احتمال زیاد یهودی بود، بر دماغهٔ قایق نشسته و پسربچه‌ای درحدود سه‌ساله را در آغوش گرفته بود. پسرک وحشت‌زده جیغ می‌کشید و سرش را طوری به سینهٔ زن می‌فشرد که گویی می‌خواهد درون آن پناه بگیرد و زن او را در آغوش گرفته بود و با وجود این‌که چهرهٔ خودش هم از ترس کبود شده بود، سعی داشت پسرک را آرام کند. تمام مدت آن‌چنان او را در بازوانش گرفته بود که انگار می‌پنداشت با دست‌هایش می‌تواند جلوی اصابت گلوله‌ها را بگیرد. بعد هلیکوپتر یک بمب بیست‌کیلویی روی سر آن‌ها انداخت و قایق با انفجاری عظیم تبدیل به خاکستر شد. بعد دست یک بچه به هوا پرتاب شد و بالا و بالا و بالاتر رفت، انگار یک هلیکوپتر که دوربینی به دماغه‌اش بسته بود، آن‌را دنبال می‌کرد. بعد افرادی که در جایگاه متعلق به حزب نشسته بودند شروع به کف‌زدن کردند؛ اما زنی که در جایگاه کارگران نشسته بود، ناگهان جاروجنجال راه انداخت که شما حق ندارید جلوی بچه‌ها این چیزها را نشان بدهید، درست نیست این صحنه‌ها را به بچه‌ها نشان داد، درست نیست. تا این‌که پلیس او را بیرون کرد. من فکر نمی‌کنم هر بلایی سرش بیاورند برای کسی اهمیت داشته باشد. آن‌ها به‌هیچ‌وجه به حرف‌های طبقهٔ کارگر گوش نمی‌دهند و به اعتراض آن‌ها هیچ اهمیتی...»

نظرات کاربران

Ramtin
۱۳۹۹/۰۲/۲۵

بعد یه وقفه خیلی طولانی که در دوران نوجوونی مزرعه حیوانات رو خوندم و پادآرمانشهر بهم معرفی شد رسیدم به ۱۹۸۴! کتاب متن انگلیسیش رو خوندم و گاها با این ترجمه تطبیقش دادم و ازش کمک گرفتم. (پایینتر توضیح میدم) درباره کتاب: جدیت

- بیشتر
YasmineGh
۱۳۹۸/۰۴/۱۸

به نظر من همه باید حداقل یک بار این کتاب رو بخونن قسمتی از کتاب: "ولی مردم در زیر آسمان در همه جا مانند هم بودند، همه جا در تمام دنیا صدها و هزارها میلیون مردم دیگر که از وجود یکدیگر نیز

- بیشتر
redapple
۱۳۹۸/۰۸/۳۰

این دقیقا همون کتابیه که ما خودمون زندگیش کردیم

mahtab
۱۳۹۸/۰۸/۳۰

من این کتاب رو تازه تموم کردم ابتدا وقتی شروعش کردم فکر میکردم آیا چنین فضای خفقانی میتونه واقعیت داشته باشه یا زاده تخیل نویسنده س ؟؟ اما هر قدر جلوتر رفتم و با مقایسه بین حال و گذشته فهمیدم

- بیشتر
Nobody
۱۳۹۸/۰۹/۰۱

لطفا تو این وضعیت بی اینترنتی همه این کتاب یا کتاب قلعه حیوانات رو بخونید، ترجیحا نسخه چاپیش رو بگیرین و بخونید همین حرکات کوچیک نتیجه های بزرگ دارن

M.Hassan
۱۳۹۹/۰۵/۰۹

این کتاب شاهکاری کم نظیر از نویسنده توانا جورج اورول هست. درحالیکه زندگی بسیاری از ما با "توتالیتاریسم" گره خورده خواندن چنین کتاب هایی بسیار برای هر فرد روشنگر و آگاهی دهنده است. این کتاب ساز و کار حکومت های دیکتاتوری و

- بیشتر
خورشید
۱۳۹۹/۰۹/۳۰

من این کتاب چند سال پیش خوندم البته اون موقع سنم کم بود (۱۵ سال) تا مدت ها بعد از این کتاب حالم بد بود به همه چیز بی اعتماد بودم به تلویزیون خونه مون خیلی شک داشتم!!! ( کتاب

- بیشتر
AλI
۱۳۹۹/۰۹/۰۳

واجبه هرکسی که تو عصر حاضر زندگی می‌کنه حداقل یک‌بار بخونه! این کتاب حرف‌های خیلی زیادی برای گفتن داره... از حکومت‌ها و سیاست‌ها (نمی‌خوام کتاب رو تنها به مفهومی مثل توتالیتاریسم محدود کنم) تا نقش رسانه و شستشوی مغزی و

- بیشتر
...typing
۱۳۹۹/۰۸/۳۰

ترجمه خوبی داشت و متن کاملا روان و جذاب بود شبیه قلعه حیوانات و البته در وضع شدیدتر و بدتر . و سمبلیک هم نیست به مسائل زیادی هم پرداخته از بحث درباره طبقه کارگر بگیر تا مباحث گسترده داخلی یا خارجی و

- بیشتر
Hamid Rezaei
۱۳۹۸/۰۹/۰۱

نظرات خیلی ها را خواندم .همه نکات را گفته بودید ولی یه نکته در مورد کتاب که از نظر ها دور مانده بود این بود که در آخر بعد از همه وقایع به حزب و برادر بزرگ اعتقاد پیدا می

- بیشتر
بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه (۲۹۵)
هیچ‌چیز جز چند سانتیمتر مکعب فضای درون مغزت مال خودت نبود.
کاربر ۱۵۸۹۰۸۰
ما می‌دونیم هرکس قدرت رو تسخیر می‌کنه، قصد نداره اونو از دست بده. قدرت وسیله نیست، هدفه. هیچ‌کس یه حکومت دیکتاتوری رو برای محافظت از یه انقلاب به‌وجود نمیاره؛ بلکه انقلاب می‌کنه تا یه حکومت دیکتاتوری درست کنه. هدف تفتیش عقاید، تفتیش عقایده. هدف شکنجه، شکنجه‌اس. هدف قدرت، قدرته. حالا می‌تونی منظور منو بفهمی؟
3pidm
نابرابری، قانون تغییرناپذیر زندگی انسان است
محمد دانشجو
جنگ، صلح است. آزادی، بردگی است. نادانی، توانایی است.
◉『𝑯𝒊𝒗𝒂』◉
مدام در درون و بیرونش احساس بی‌تابی می‌کرد، گویی درمورد چیزی که حقّ آدم بود، به او کلک زده باشند.
◉『𝑯𝒊𝒗𝒂』◉
دانشمند امروز یا آمیزه‌ای از روان‌شناس و مأمور تحقیق است که با دقت فوق‌العاده دربارهٔ معنای حالت‌های چهره، رفتار و آهنگ صدا تحقیق می‌کند و مسایل مختلفی را که در مجبورکردن افراد به راستگویی مؤثرند، مانند داروها، شوک‌درمانی، خواب مصنوعی و شکنجهٔ جسمی مورد مطالعه قرار می‌دهند؛
محمد دانشجو
«هرکس گذشته را در دست بگیرد، آینده را در دست دارد، هرکس حال را در دست بگیرد، گذشته را در دست دارد.»
joe more
واقعیت تنها از طریق نیازهای زندگی روزمره، ازجمله نیاز به خوراک، پوشاک و سرپناه، خودداری از خوردن سم و یا بیرون‌پریدن از پنجرهٔ ساختمانی بلند و امثال این‌ها، احساس می‌شود. بین مرگ و زندگی، لذت و درد جسمانی هنوز هم تفاوت وجود دارد
محمد دانشجو
، درست در چنین لحظه‌ای که انسان در شرف دستیابی به آرزوهایش است، دچار ناامیدی می‌شود.
𝒀𝒂𝒔
بعد کم‌کم چهرهٔ برادر بزرگ کم‌رنگ شد و به‌جای آن سه شعار حزب با حروف سیاه و بزرگ خودنمایی کرد: جنگ، صلح است. آزادی، بردگی است. نادانی، توانایی است.
audrey