جملات زیبای کتاب ۱۹۸۴ | طاقچه
تصویر جلد کتاب ۱۹۸۴
off
٪۵۰
subscriptionAvailable

کتاب ۱۹۸۴

نوع کتاب
۴.۱ امتیاز(از ۴۴۱ رأی)
پدیدآورندگان: 
جورج اورول، حمیدرضا بلوچ
انتشارات: 
انتشارات به سخن

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
نیکو👷‍♀️
۲۳۵
هیچ‌چیز جز چند سانتیمتر مکعب فضای درون مغزت مال خودت نبود.
3pidm
۲۱۱
ما می‌دونیم هرکس قدرت رو تسخیر می‌کنه، قصد نداره اونو از دست بده. قدرت وسیله نیست، هدفه. هیچ‌کس یه حکومت دیکتاتوری رو برای محافظت از یه انقلاب به‌وجود نمیاره؛ بلکه انقلاب می‌کنه تا یه حکومت دیکتاتوری درست کنه. هدف تفتیش عقاید، تفتیش عقایده. هدف شکنجه، شکنجه‌اس. هدف قدرت، قدرته. حالا می‌تونی منظور منو بفهمی؟
۲۱۰
آن‌ها تا به آگاهی نرسند، طغیان نخواهند کرد، و تا طغیان نکنند، به آگاهی نخواهند رسید.
محمد دانشجو
۱۵۰
نابرابری، قانون تغییرناپذیر زندگی انسان است
بهراد
۱۳۸
همه می‌دونن که همهٔ اخبار دروغه.
◉『𝑯𝒊𝒗𝒂』◉
۱۱۴
مردن، درحالی‌که از آن‌ها متنفر هستی، همان آزادی است.
◉『𝑯𝒊𝒗𝒂』◉
۱۰۹
جنگ، صلح است. آزادی، بردگی است. نادانی، توانایی است.
𝒀𝒂𝒔
۸۱
، درست در چنین لحظه‌ای که انسان در شرف دستیابی به آرزوهایش است، دچار ناامیدی می‌شود.
◉『𝑯𝒊𝒗𝒂』◉
۸۱
مدام در درون و بیرونش احساس بی‌تابی می‌کرد، گویی درمورد چیزی که حقّ آدم بود، به او کلک زده باشند.
Hossein
۶۸
قدرت وسیله نیست، هدفه. هیچ‌کس یه حکومت دیکتاتوری رو برای محافظت از یه انقلاب به‌وجود نمیاره؛ بلکه انقلاب می‌کنه تا یه حکومت دیکتاتوری درست کنه
marya
۵۳
در اقلیت‌بودن، حتا اگر یک نفر باشی، موجب نمی‌شود خودت را دیوانه بپنداری. اگر بین حقیقت و دروغ قرار گرفتی و حتا درمقابل تمام جهان ایستادی و حق را زیر پا نگذاشتی، دیوانه نیستی.
joe more
۵۱
«هرکس گذشته را در دست بگیرد، آینده را در دست دارد، هرکس حال را در دست بگیرد، گذشته را در دست دارد.»
۵۱
آن‌ها به‌هیچ‌وجه به حرف‌های طبقهٔ کارگر گوش نمی‌دهند و به اعتراض آن‌ها هیچ اهمیتی...
Viluten
۴۸
به‌احتمال زیاد انسان بیش‌تر دلش می‌خواهد درکش کنند تا این‌که دوستش داشته باشند.
tmp
۴۶
«وینستون، چه‌طور یه انسان می‌تونه قدرتش رو بر انسان دیگه‌ای اعمال کنه؟» وینستون فکر کرد. «با وادار کردن او به رنج کشیدن.» ـ دقیقآ. با وادار کردن او به رنج کشیدن. اطاعت کافی نیست. اگه اون رنج نکشه، چه‌طور می‌شه مطمئن شد که اون درحال اطاعت از خواستهٔ توئه نه خواستهٔ خودش؟ موندن در قدرت یعنی تحمیل درد و حقارت.
Mahlaishere
۴۳
اگر بین حقیقت و دروغ قرار گرفتی و حتا درمقابل تمام جهان ایستادی و حق را زیر پا نگذاشتی، دیوانه نیستی.
3pidm
۴۲
هیچ‌جوری نمی‌شد فهمید که چه مقدار از این مطالب دروغ است. شاید هم حقیقت داشت که مردم درحال‌حاضر رفاه بیش‌تری نسبت به قبل‌از انقلاب داشتند. تنها ناقض این ادعا، اعتراضی خاموش در رگ و پی انسان بود، احساسی غریزی که به فرد می‌گفت شرایط فعلی زندگی‌ات غیرقابل تحمل است و باید روزی تغییر کند. ویژگی حقیقی و برجستهٔ زندگی فعلی برای او، نه بیرحمی و ناامنی آن؛ بلکه پوچی، دلگیری، بیحالی و خمودگی آن بود.
marya
۴۱
مردن، درحالی‌که از آن‌ها متنفر هستی، همان آزادی است.
محمد دانشجو
۴۰
دانشمند امروز یا آمیزه‌ای از روان‌شناس و مأمور تحقیق است که با دقت فوق‌العاده دربارهٔ معنای حالت‌های چهره، رفتار و آهنگ صدا تحقیق می‌کند و مسایل مختلفی را که در مجبورکردن افراد به راستگویی مؤثرند، مانند داروها، شوک‌درمانی، خواب مصنوعی و شکنجهٔ جسمی مورد مطالعه قرار می‌دهند؛
محمد تقی پور
۳۸
آن‌ها تا به آگاهی نرسند، طغیان نخواهند کرد، و تا طغیان نکنند، به آگاهی نخواهند رسید.
محمد دانشجو
۳۵
واقعیت تنها از طریق نیازهای زندگی روزمره، ازجمله نیاز به خوراک، پوشاک و سرپناه، خودداری از خوردن سم و یا بیرون‌پریدن از پنجرهٔ ساختمانی بلند و امثال این‌ها، احساس می‌شود. بین مرگ و زندگی، لذت و درد جسمانی هنوز هم تفاوت وجود دارد
محمد تقی پور
۳۳
بدترین دشمن انسان سیستم عصبی خود اوست.
فاطمه
۲۹
جنگ راهی است برای تکه‌تکه‌کردن، غرق‌کردن در عمق دریا و یا به‌هوافرستادن و دودکردن موادی که می‌توانست برای آسایش بیش‌تر مردم و در درازمدت، برای افزایش آگاهی آنان به‌مصرف برسد.
audrey
۲۸
بعد کم‌کم چهرهٔ برادر بزرگ کم‌رنگ شد و به‌جای آن سه شعار حزب با حروف سیاه و بزرگ خودنمایی کرد: جنگ، صلح است. آزادی، بردگی است. نادانی، توانایی است.
ali
۲۸
آیا ممکن است طبیعت انسان به‌گونه‌ای تغییر کند که آرزوهایش برای آزادی، شرافت، کمال و عشق را فراموش کند؟
HeliOs
۲۷
چرا نمی‌شد چند روز یا هفته را از زندگی خود حذف کرد؟
محمد دانشجو
۲۵
صفحهٔ سخنگو نوعی دستگاه فرستنده و گیرنده بود که صدای وینستون را، حتا وقتی که زمزمه‌ای بسیار آهسته بود، بی‌درنگ دریافت می‌کرد. خلاصه، تا زمانی که وینستون در محدودهٔ دید دستگاه قرار داشت، هم تصویر و هم صدایش دریافت می‌شد. البته هیچ راهی وجود نداشت که بفهمی در فلان لحظهٔ خاص آیا زیرنظر قرار داشته‌ای یا نه. همچنین هرگز نمی‌توانستی سردربیاوری که پلیس افکار، چندبار و از چه طریقی، به تفتیش عقاید تو پرداخته است. حتا اگر می‌گفتند همهٔ مردم را تمام وقت کنترل می‌کنند، چندان دور از ذهن نبود؛ یعنی آن‌ها در هر زمان که اراده می‌کردند، می‌توانستند همهٔ رفتار و کردارت را زیرنظر بگیرند.
آرش احمدی
۲۲
«وینستون، چه‌طور یه انسان می‌تونه قدرتش رو بر انسان دیگه‌ای اعمال کنه؟» وینستون فکر کرد. «با وادار کردن او به رنج کشیدن.»
habibi
۲۱
اگر آدم کسی را دوست داشت، حتا اگر هیچ‌چیز دیگر را برای بخشیدن نداشت، باز هم محبتش را به او می‌بخشید
معین کرمانی
۲۱
اونا می‌مردن چون نمی‌خواستن اعتقادات حقیقی خودشون رو زیر پا بذارن. به‌طور طبیعی هرچه افتخار بود نصیب قربانی‌ها می‌شد و برای مأموران تفتیش عقاید فقط شرمساری باقی می‌موند.