با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
کتاب به خاطر دوشیزه بریجرتون؛ جلد اول اثر جولیا کویین

دانلود و خرید کتاب به خاطر دوشیزه بریجرتون؛ جلد اول

۳٫۷ از ۴۲ نظر
۳٫۷ از ۴۲ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب به خاطر دوشیزه بریجرتون؛ جلد اول  نوشته  جولیا کویین  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب به خاطر دوشیزه بریجرتون؛ جلد اول

«به خاطر دوشیزه بریجرتون» رمانی نوشته جولیا کویین، نویسنده امریکایی رمان‌های عاشقانه تاریخی است که رمان‌هایش به بیش از ۲۹ زبان ترجمه شده و در صدر پرفروش‌های رمان عاشقانه قرار داشته‌اند. کتاب‌های او تاکنون ۱۹ بار در لیست پرفروش‌های نیویورک تایمز بوده‌اند.

بیلی بریجرتون دختری مستقل و خودساخته و ۲۳ ساله است. خانواده بریجرتون سال‌ها با خانواده روکسبی‌ همسایه بودند و همه انتظار داشتد که بیلی با یکی از پسرهای خانواده روکسبی ازدواج کند. چه ادوارد و چه اندرو می‌توانستند یک همسر ایده‌آل باشند اما بیلی عاشق برادر بزرگتر، جورج می‌شود. کسی که پیش از این فکر می‌کرد، گوشت‌تلخ‌ترین و تحمل‌نشدنی‌ترین آدم خانواده روکسبی است:

«بانو بریجرتون صبح علی‌الطلوع شروع کرد به برنامه‌ریزی برای جشنی که در راه داشتند. بیلی لنگان‌لنگان به یک اتاق غذاخوری کوچک رفت، تا صبحانه‌اش را بخورد و کاملاً برای خدمت به مادرش آماده شود، ولی در کمال شگفتی و آسودگی‌اش مادرش به او گفت که نیازی به کمک او در برنامه‌ریزی کردن ندارد. تنها چیزی که می‌خواست این بود که بیلی یک دعوت‌نامه برای ماری و فیلیکس بنویسد و بیلی سرش را با موافقتی شکرگزارانه جنباند. این کار را می‌توانست انجام بدهد.

بانو بریجرتون در حالی که به یک مستخدم اشاره می‌کرد که بشقاب صبحانه بیلی را آماده کند، گفت: «جورجیانا پیشنهاد داده بهم کمک کنه.» بیلی با وجود پای دردناکش می‌توانست حرکت کند، ولی حتی او هم نمی‌توانست هم تعادلش را روی یک پا حفظ کند و هم از روی میز کناری برای خودش صبحانه بکشد. بیلی به خواهر کوچک‌ترش که انگار از چشم‌انداز کارهایی که در پیش داشتند لذت می‌برد نگاهی انداخت. جورجیانا گفت: «حسابی خوش می‌گذره.»

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۲۰)
shahrzad ar
۱۳۹۸/۱۲/۰۹

داستان کتاب یه عاشقانه تکراری در انگلستان قدیم هستش. منتها، اگر از طرفداران داستان های عاشقانه باشید و از خوندن رمان های جین آستین لذت می برید، این کتاب هم میتونه شما رو جذب کنه. به شخصه میدونم که داستان

- بیشتر
Zohreh Khaghani
۱۴۰۰/۰۲/۱۳

این کتاب رو نباید اصلا با کتاب های جین آستین مقایسه کرد. جین آستین نویسنده ای متعلق به دوره ای دیگه ست و سبک و قلم و عقایدش واقعا فرق داره. اما کتاب های جولیا کویین که یک نویسنده معاصر

- بیشتر
Sara.iranne
۱۳۹۹/۰۵/۱۵

من این کتابو دوست داشتم و به کسایی که از رمانای تو سبک غرور و تعصب و مهمونی و رقص و لباس پف پفیو این چیزارو دوست دارن پیشنهادش میدم. البته این مجموعه جذابیت کمتری نسبت به مجموعه بریجرتون از

- بیشتر
انتشارات طلوع ققنوس
۱۳۹۸/۰۲/۲۰

دوستان نظرات سازنده شما راهنمای انتخاب کتاب در ترجمه ها خواهد بود لطفا به ایدی زیر حتما پیشنهاد و انتقاد خود را ارسال کنید. انتشارات طلوع ققنوس 🕊🕊🕊🕊 ارتباط با مدیریت: @na2157

ولنسی پارسی
۱۳۹۹/۰۷/۲۱

ترجمه خوب نبود ، یک داستان غیرقابل باور حداقل برای من ، کسایی که گفتند مثل غرور وتعصب است اشتباه کردندچرا که تو غرور و تعصب عشق براساس رفتار های دو طرف و طی زمانی متوسط به وجود آمد اما

- بیشتر
م.ق
۱۳۹۹/۰۳/۲۲

یک رمان انگلیسی عاشقانه. اگر به رمانهای انگلیسی نظیر غرور و تعصب علاقمند هستید, توصیه میکنم این کتاب و البته مجموعه ی این کتاب که خاندان روکسبی هستند رو بخوانید و لذت ببرید.

کتاب باز
۱۳۹۹/۰۱/۱۴

سرگرم کننده بود ولی خوب نبود.

amv
۱۳۹۹/۰۴/۲۶

یک داستان عاشقانه معمولی با حال و هوای ادبیات کلاسیک. اگه از نوشته های جین آستین خوشتون میاد این کتاب هم نظرتون رو جلب میکنه البته باید بگم که شخصیت های کتاب های جین آستین بسیار پربارترن و در کل

- بیشتر
Aa
۱۳۹۹/۰۴/۲۲

بدک نبود البته یکمی لوس هم بود.

unicorn
۱۳۹۹/۰۱/۱۸

دلم میخواست بخونمش اما ترجمه ش به قدری بد بود که بعد از چند صفحه علیرغم میلم واقعا نتونستم ادامه بدم،شاید بعدا با ترجمه دیگه ای خوندمش،با این ترجمه ولی...اصلا . این توضیحات جهت آشنایی بیشتر دوستان با کتاب مورد نظر قبل

- بیشتر
بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۱۲)
به هر حال احترام به دست آوردنیست و به دلایلی گنج گرانبهایی بود که به‌سختی به‌دست می‌آمد.
n_qba
بماند که آن‌ها در کتابخانه بودند و حتی یک دلیل عقلانی برای نسیمی که می‌وزید وجود نداشت. این خواب او بود و در آن نسیم می‌وزید.
Sara.iranne
«خردمندی این نیست که یه شعار تو خالی رو تکرار کنیم.»
olivereader
«ولی من از این مهمانی لذت نمی‌برم.» «اگر با همین پیش‌زمینه فکری پیش بری قطعاً ازش لذتی نمی‌بری.»
Sara.iranne
می‌توانست با او ازدواج کند. هیچ دلیلی نداشت که نتواند. شاید فقط سلامت عقلش مانع بود. ولی حس می‌کرد از همان اول، لحظه غریبی بود، آن را هم از دست داده بود.
Sara.iranne
بیلی با صدای بلند و از ته گلو خندید و آن‌قدر درخشان و زیبا شد که جورج دلش می‌خواست یک پتو رویش بیندازد تا جلوی خواسته شدنش توسط دیگران را بگیرد.
Sara.iranne
ولی مثل تمام چیزهای خوب، آن دوران هم به پایان رسید
n_qba
ولی البته که او بود. چون دیگر سروکله چه کسی می‌توانست در بدترین زمانی که برای بیلی ممکن بود پیدا شود، وقتی که خجالت‌زده و دستپاچه بود و دقیقاً همان وقت نفرین‌شده‌ای که به نجات داده شدن نیاز داشت؟
معصومه
ولی لبخندش درخشان و خنده‌اش مسری بود
olivereader
و اگر با مردی ازدواج کنی که حداقل هوش و دانش برابری با تو نداشته باشه خیلی عصبانی می‌شی
olivereader

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۳۹۸ صفحه
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۸/۰۱/۱۵
شابک۹۷۸-۶۲۲-۶۶۷۹-۰۵-۳
تعداد صفحات۳۹۸صفحه
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۸/۰۱/۱۵
شابک۹۷۸-۶۲۲-۶۶۷۹-۰۵-۳