«چرک» اولین رمان بلند فلامک جنیدی است که قصه زنی تنها را میگوید که معلم زبان است. زنی که در دنیای مدرن شهری امروزی به دنبال معنای زندگی خود میگردد.
او عادات ناموزون و خاصی دارد. از خانواده، فامیل، شوهر، دوستان، محل کار و بطور کل تمام گذشتهای که روزی به آن تعلق داشته رانده شده و به طبقهٔ ششم ساختمانی پناه آورده است و زندگی در انزوا و تنهایی را تجربه میکند. وسواس هم از جمله صفات آزارندهای است که همیشه و در همه حال با اوست و دست از سرش برنمیدارد.
زن با خودش حرف میزند و این گفتوگوها اصلیترین مشخصهٔ داستان است. سؤالات زن از خودش در مورد هر اتفاق و هر چیز ساده و پیش پا افتاده و یا هر چیزی که نظرش را جلب میکند لحظه به لحظه به سمت مخاطب پرتاب میشوند.
جنیدی که پیشتر او را به عنوان یک بازیگر طنز موفق میشناختیم در این رمان منحصربهفرد سعی دارد پرده از چهرهٔ سیاه و زنندهٔ شهر بردارد و واقعیتهای گزنده و تلخی را که هر روز در گوشه و کنار شهر و لابه لای آدمهای بظاهر متمدن و امروزی جاری است، به رخمان بکشد
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب چرک و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
24 فلامک جنیدی نکته سنج است. او در صفحه ی رسمی اش فقط دوبار از کتابش نقل کرده است و متنی که برای یکی از این ها نوشته از تشویشش بر سر اینکه از کتابش در صفحه ی رسمی اش...بیشتر
۲
سینا
۱۳۹۷/۰۹/۲۵
عنوان کنایه آمیز "چرک" دارای دو وجه ظاهری و باطنی است. وجه ظاهری اشاره به همان معنایی دارد که در نخستین بخشهای کتاب نظر را به خود جلب میکند و آن چرک کردن دندان شخصیت اصلی داستان است که دندانپزشک...بیشتر
۰
zhm
توصیه میکنم.
۱۳۹۹/۰۹/۱۷
توصیفات دقیق هست. مکالمات درونی آدم ها بسیار به جا و صادقانه بیان شده به طوری که با جمله به جمله ی کتاب میشه ارتباط برقرار کرد. متن روانی هم داره.
۰
گلابتون بانو
مطمئن نیستم.
۱۳۹۹/۰۱/۲۶
داستان روانی داره که خواننده رو همراه خودش میکنه، اما تمام اتفاقات و گره های داستان بدون باز شدن و مشخص شدن نتیجه رها میشن، هیچ چیز تو این داستان به سرانجام نمیرسه و همه چیز بلاتکلیف رها میشه! از...بیشتر
۰
مهرنوش
۱۴۰۵/۰۲/۰۳
مزخرف
چرت
۰
atieh
توصیه نمیکنم.
۱۴۰۱/۰۹/۲۷
داستان پر از ابهام و سوال بود. کلی شخصیت بیربط و ول تو داستان بود که نه دلیل حضورشون معلوم شد نه عاقبتشون. چرا زن اتقدر تنها بود؟ چرا از همه به جز مادرش متنفر بود؟ اصلا ماجرای بچه چی...بیشتر
۰
سین.شین
توصیه نمیکنم.
۱۴۰۵/۰۳/۱۱
بی سر و ته بود
۰
نیتا
۱۴۰۴/۰۱/۲۶
چه کتاب مزخرفی. چه چرندیات بی سر و تهی. حیف وقت برای خواندن کتاب. انگار که نوشته های بی سرو ته یک تازه نویسنده رو کنار هم به اسم داستان منتشر کنند. بینهایت شخصیت الکی و کلی قصه بی ربط...بیشتر
۰
Moti
۱۴۰۲/۰۸/۰۸
نیمهی اول کتاب به شدت برام جذاب بود، با اینکه خیلی معمولی بود. هر صفحهای که خوندم پیش خودم گفتم بهبه عجب متنی، عجب نویسندهای ولی نیمهی دوم به شدت عجیب و مزخرف بود. مخصوصا دو فصل آخر.
۰
negar66
۱۴۰۱/۱۰/۱۴
داستان سلیقه من نبود و خوانش هم از نظر من جالب نبود و تند تند خوانده میشد و داستان رو گم میکردی درکل نتونستم کتاب رو تموم کنم .
جایی خوانده بود یا خودش فکر میکرد که وقتی تحمل خاطرهها سخت شود آلزایمر میآید
sogand
۷
چهطور میشود برای کسی که سنی ازش گذشته و تازه میخواهد دستی برای آرزویش بالا بزند کاری کرد؟
Moti
۱
باید از شمردن دست برمیداشت. باید نگاهش جایی گیر نمیکرد. باید بیخیال راه رفتن بین سرامیکها میشد. اگر پایش روی خط سرامیکها میرفت مگر چه میشد؟ چیزی نمیشد. اگر از اتاق رد میشد و دستش را به چارچوب در نمیزد مگر چه میشد؟ چیزی نمیشد. تمامی نداشتند. روزبهروز هم بیشتر میشدند. مگر چه میشد اگر وسواسهایش را ترک میکرد؟ چیزی نمیشد. اصلاً مگر وسواس بود؟ نبود؟ ارثی است؟ ارثی هم که باشد لابد علاج دارد. ژن معیوب علاج دارد؟ اگر آدمها زورشان به ژنهاشان میرسید... کاش آدمها زورشان به ژنهاشان میرسید.
Mobina
۱
کند. بچهها چه مرگشان است که اسباببازی تکهپاره میکنند؟ اگر همانطور که میگویند شخصیت آدمها در کودکی شکل میگیرد، این بچهها وقتی بزرگ میشوند چه چیزی را دربوداغان میکنند؟ بچه بود خودش هم این عادت را داشت؟ مگر عادت است؟ بچهها لابد بزرگترهایشان را میبینند که چهطور همدیگر را تکهپاره میکنند و یاد میگیرند
تکتم
۰
موفقیت شهینجون به سماجت خودش و خستگی مادر برمیگشت. مادر که مریض شده بود شهینجون هم رفتوآمدهایش را شروع کرده بود. مادر برای محافظت از حریم خانه جانش کم شده بود. مادر برای همهچیز جانش کم شده بود.
:: OF ::
۰
روی زمین کنار پایهٔ میز دراز کشید. باید حواسِ درد را پرت میکرد. درد خنگ است. برود و برگردد درد را گیج میکند، زورش کم میشود و میتواند نفس بکشد. پاهایش را دوچرخه کرد. زانوها خم. رانها عمود بر زمین. از زانو به پایین موازی با زمین. پای راست را جلو میدهی، عقب که میکشی همزمان پای چپ را جلو میدهی. اول آهسته، یک... دو... سه... موتورت که روشن شد تندش میکنی، چهار... پنج... تندترش میکنی، شش... هفت... هشت... حالا پاها کار خودشان را میکنند. آب دهانش را قورت داد. یک قُلپ خون تازهٔ رقیقشده خورد. خون برای معده ضرر دارد؟ باید حواسش را میداد به چیز دیگری تا درد برود دورتر بایستد. چشم از پاها برداشت و سرش را چرخاند. یک نقطهٔ سرخابی کمرنگ روی فرش کرم شیری چکیده بود. نگاهش از لکه به سمت پرده رفت. پنجره بسته هم که بود کیپ نمیشد. باد از درز پنجره تو میآمد و پرده را تکان میداد. بیرون تاریک شده بود و ساختمانِ نیمهساز سیاه بود. انگار دستهای دراز و کشیدهٔ جرثقیل، آرام توی باد حرکت میکردند؛ سایهٔ غولپیکرش روی پرده افتاده بود.
Moti
۰
چه اهمیتی دارد که دختر کدام گوری رفته، که مُردن هزاربار از هر گموگور شدنی بدتر است.
Moti
۰
همهٔ آدمها میتوانند مستقل شوند؟ میتوانند، فقط باید مجبور شوند.
لیلا یزدی
۰
تا آن روز هیچوقت از یک خانه دو شاگرد نصیبش نشده بود. چه بهتر که آدمها پیگیرِ آرزوهاشان نبودند. چهطور میشود برای کسی که سنی ازش گذشته و تازه میخواهد دستی برای آرزویش بالا بزند کاری کرد؟ خودش آخرین آرزویش حتا یادش هم نمیآمد. اصلاً آدمهایی که آرزویی ندارند قابلاعتمادترند. برای رسیدن به آرزویشان از تو کمکی نمیخواهند و اگر چیزی نخواهند کاری هم به کارت ندارند.
Mobina
۰
شاید داشتن تماشاچی در هر کاری کِیفش را بیشتر میکند.
نظر شما دربارهٔ این کتاب
نظرات کاربران
24 فلامک جنیدی نکته سنج است. او در صفحه ی رسمی اش فقط دوبار از کتابش نقل کرده است و متنی که برای یکی از این ها نوشته از تشویشش بر سر اینکه از کتابش در صفحه ی رسمی اش...بیشتر
عنوان کنایه آمیز "چرک" دارای دو وجه ظاهری و باطنی است. وجه ظاهری اشاره به همان معنایی دارد که در نخستین بخشهای کتاب نظر را به خود جلب میکند و آن چرک کردن دندان شخصیت اصلی داستان است که دندانپزشک...بیشتر
توصیفات دقیق هست. مکالمات درونی آدم ها بسیار به جا و صادقانه بیان شده به طوری که با جمله به جمله ی کتاب میشه ارتباط برقرار کرد. متن روانی هم داره.
داستان روانی داره که خواننده رو همراه خودش میکنه، اما تمام اتفاقات و گره های داستان بدون باز شدن و مشخص شدن نتیجه رها میشن، هیچ چیز تو این داستان به سرانجام نمیرسه و همه چیز بلاتکلیف رها میشه! از...بیشتر
مزخرف چرت
داستان پر از ابهام و سوال بود. کلی شخصیت بیربط و ول تو داستان بود که نه دلیل حضورشون معلوم شد نه عاقبتشون. چرا زن اتقدر تنها بود؟ چرا از همه به جز مادرش متنفر بود؟ اصلا ماجرای بچه چی...بیشتر
بی سر و ته بود
چه کتاب مزخرفی. چه چرندیات بی سر و تهی. حیف وقت برای خواندن کتاب. انگار که نوشته های بی سرو ته یک تازه نویسنده رو کنار هم به اسم داستان منتشر کنند. بینهایت شخصیت الکی و کلی قصه بی ربط...بیشتر
نیمهی اول کتاب به شدت برام جذاب بود، با اینکه خیلی معمولی بود. هر صفحهای که خوندم پیش خودم گفتم بهبه عجب متنی، عجب نویسندهای ولی نیمهی دوم به شدت عجیب و مزخرف بود. مخصوصا دو فصل آخر.
داستان سلیقه من نبود و خوانش هم از نظر من جالب نبود و تند تند خوانده میشد و داستان رو گم میکردی درکل نتونستم کتاب رو تموم کنم .
لطفاً متن نمونه بیشتری بزارید!