معرفی و دانلود کتاب کافه فراموشی + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب کافه فراموشی
off
٪۴۰
subscriptionAvailable

کتاب کافه فراموشی

نوع کتاب
۳.۳(از ۶ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
مرتضی بخشایش
انتشارات: 
کتاب کوله پشتی

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب کافه فراموشی

مرتضی بخشایش (۱۳۵۷- )، نویسنده و شاعر است. «کافه فراموشی»، نخستین مجموعه داستان اوست. اگرچه بخشایش اکثر شخصیت‌ها و موقعیت‌های کتاب را در فرانسه قرار داده، سبک گزارش‌نویسی و مقاله‌نویسی کتاب باعث شده خیلی از داستان‌ها کاملا واقعی به نظر برسد. داستان‌های «کافه فراموشی» روایت آدم‌هایی است که نمی‌توانند از گذشته خود جدا شوند و مرتب به آن رجوع می‌کنند. این رجوع پایه داستان‌ها را تشکیل می‌دهد و مضمون بیش‌تر داستان‌ها همین فراموشی و به یاد آوردن است. این مجموعه شامل هشت داستان کوتاه است. در بخشی از داستان «کافه فراموشی» می‌خوانیم: « در خیابان شانزلیزه‌ پاریس کافه‌ معروفی وجود دارد به نام «کافه فورگت» یا همان «کافه فراموشی». این کافه اولین بار در ۱۹۷۲ از سوی یک زوج جوان اهل لیون با ارثیه‌ای که به مرد خانواده رسیده بود، راه‌اندازی شد. تئودور یک مسیحی معتدل بود که از این کافه برای تبلیغ خلقیات مسیحیان نیز استفاده می‌کرد. او برای آنجا نام «کافه کلیسا» را انتخاب کرده بود و حتی بیش‌تر وقت‌ها با لباسی شبیه لباس کشیش‌ها در محل کار خود حاضر می‌شد. همسر تئودور هم تا حدود زیادی شبیه او بود با این تفاوت که معمولا لباس‌هایی شبیه راهبه‌ها می‌پوشید». مرتضی بخشایش (۱۳۵۷- ) نویسنده و شاعر است. «کافه فراموشی»، نخستین مجموعه داستان اوست. اگرچه بخشایش اکثر شخصیت‌ها و موقعیت‌های کتاب را در فرانسه قرار داده، سبک گزارش‌نویسی و مقاله‌نویسی کتاب باعث شده خیلی از داستان‌ها کاملا واقعی به نظر برسد. داستان‌های «کافه فراموشی» روایت آدم‌هایی است که نمی‌توانند از گذشته خود جدا شوند و مرتب به آن رجوع می‌کنند. این رجوع پایه داستان‌ها را تشکیل می‌دهد و مضمون بیش‌تر داستان‌ها همین فراموشی و به یاد آوردن است. این مجموعه شامل هشت داستان کوتاه است. در بخشی از داستان «کافه فراموشی» می‌خوانیم: « در خیابان شانزلیزه‌ پاریس کافه‌ معروفی وجود دارد به نام «کافه فورگت» یا همان «کافه فراموشی». این کافه اولین بار در ۱۹۷۲ از سوی یک زوج جوان اهل لیون با ارثیه‌ای که به مرد خانواده رسیده بود، راه‌اندازی شد. تئودور یک مسیحی معتدل بود که از این کافه برای تبلیغ خلقیات مسیحیان نیز استفاده می‌کرد. او برای آنجا نام «کافه کلیسا» را انتخاب کرده بود و حتی بیش‌تر وقت‌ها با لباسی شبیه لباس کشیش‌ها در محل کار خود حاضر می‌شد. همسر تئودور هم تا حدود زیادی شبیه او بود با این تفاوت که معمولا لباس‌هایی شبیه راهبه‌ها می‌پوشید».

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب کافه فراموشی و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:کافه فراموشی
موضوع:داستان کوتاه، داستان ایرانی
نویسنده:مرتضی بخشایش
انتشارات:کتاب کوله پشتی
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۳۹۴/۰۱/۰۱
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۰.۲۷ مگابایت
شابک:۹۷۸۶۰۰۷۶۴۲۴۸۱
تعداد صفحه‌ها:۱۲۸ صفحه
قیمت کتاب:۳۴۲۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

الهه
۱۳۹۸/۰۳/۰۷

کافه فراموشی، اولین مجموعه داستانی مرتضی بخشایش.داستان‌‌های ایرانی که اکثرا در فرانسه اتفاق می‌افتن و شخصیت‌ها هم فرانسوی هستن‌.روایت آدمی‌های که تو گذشتشون گیر کردن.سبک داستان‌هابرام جذابیت خاصی داشت چراکه بیشتر شبیه گزارش‌نویسی است؛ ولی در این روایت‌های کوتاه اتفاقات...بیشتر

۰
کیمیا
مطمئن نیستم.
۱۳۹۹/۰۵/۱۷

یه سری داستان هاش واقعا جذابیتی نداشت و اونایی هم که جالب بودن متاسفانه خیلی مختصر بودن و با تموم شدنشون تعجب میکردم به نظرم بهتر بود بیشتر به داستان پرداخته بشه

۰
جوجه اردک
۱۳۹۵/۰۷/۰۵

جالب بود حتما بخونی چون تعداد ص هاش زیاده فیزیکی بخرین تا چشاتون اذیت نشه

۰

بریده‌هایی از کتاب

khoshbakht
۶
آنچه ما نام حقیقت بر آن می‌گذاریم، فقط روزنه‌ای است که توانسته‌ایم از آن به جهان و اتفاقات و موضوعاتش بنگریم. دنیای امروز حقیقت‌جویی را از ما گرفته و ما عادت کرده‌ایم از کنار همه چیز به سادگی عبور کنیم.
منتظر
۵
«امروز سومین روزی است که به احترام خلبان‌هایی که به خاطر ما کشته شدند، پرواز همه‌ی هواپیماها لغو شده... روح آن قهرمان‌ها اینجاست... در آسمان پاریس... هیچکس حق ندارد در این سه روز به حریم آن‌ها تجاوز کند...»
khoshbakht
۵
بارها در زندگیم حقیقتی را به تمام دریافته‌ام و چندی بعد غمگنانه، دروغ بودنش را درک کرده‌ام. این است که می‌توانم بگویم دیگر دنبال حقیقت هیچ چیز نیستم. نه اینکه بگویم به جستجوی حقیقت نمی‌پردازم. نه!... این بازی جستجوگرانه را بسیار دوست دارم ولی دیگر دنبال خودِ حقیقت نیستم. درست مثل سفر به یک سرزمین بی‌آب و علف و درهم سوخته، که فقط راه و مسیر رفتن به آن می‌تواند زیبا و جذاب باشد.
کیمیا
۴
من حتی یکبار هم فکر نکرده‌ام که جنگ لحظه‌ای تاریخی باشد. ما باید روی قلب تمام مجسمه‌های کودکان یک نقطه قرمز بگذاریم تا هر لحظه به یادمان بیاورد که در جایی از جهان کودکی دارد به ضرب گلوله از پای در‌می‌آید.