پیمان هوشمندزاده در کتاب «لذتی که حرفش بود» شش تکنگاری دربارهٔ دیدن و زیستن دارد. درباره طبیعی بودن، فراموشی، سکوت، خیال، لذت و ترس از برهنه بودن. این موضوعات و دلمشغولیها شاید در زندگی هر کسی اتفاق بیفتند. موضوعاتی رومزه و شاید در نگاه اول کوچک اما درباره انسان و مخصوص آدمی که فکر و روح او را مشغول خود میکنند، گاهی باعث حسرتش میشوند و گاهی هم یک حس خفته را در او بیدار میکنند. موضوعاتی که باعث میشوند چند لحظهای هرچند کوتاه، درباره خودمان و وجودمان فکر کنیم. بی هیچ ترس و دغدغهای.
پیمان هوشمندزاده در این تکنگاریهای تلنگر زننده، عریان کننده و حیرتانگیزش جوری از اتفاقات روزمره زندگی انسانها حرف میزند که انگار هرکدام یک کشف جدیدند. یک یافته تازه در زندگی که بینشی عمیق و ناگهانی به انسان میدهند.
هوشمندزاده (۱۳۴۸-)، عکاس و نویسنده معاصر، تاکنون چند کتاب از جمله «شاخ»، «ها کردن»، «حذف به قرینه مستی»، «وقت گل نی» و «دو تا نقطه» را منتشر کرده است. مجموعه «قهوهخانههای گمرک» و «دستها و کمربندها» از مشهورترین آثار این نویسینده اند.
در گزیدهای از یادداشت «فراموشی» میخوانید:
سالها پیش، زمانی که خیلی کافه میرفتم، صحبتهای دختر و پسری که میز پشتی نشسته بودند توجهم را جلب کرد. خیلی جوان بودند، جوانی از صدایشان و حرفهایی که میزدند میبارید. صحبتهایشان خیلی روان و معمولی پیش میرفت. اما یکدفعه دختر، بُرش عجیب و البته زیبایی بین حرفهایشان زد که هیچ ربطی به صحبت قبل و بعدشان نداشت و بهنظرم فوقالعاده خطرناک بود. پرسید:
تو از قیافهٔ خودت راضی هستی؟
و پسر خیلی قاطع جواب داد: نه، بههیچوجه.
دختر سریع سؤال دیگری پرسید و حرفهایشان به همان روانی قبل ادامه پیدا کرد و البته همین باعث شد وارد موقعیت اشتباهی نشوند. اما تا لحظهای که رفتند منتظر بودم حداقل اشارهای به آن سؤال بشود ولی دیگر دربارهٔ آن موضوع صحبتی نشد، که خُب، برایم خیلی عجیب بود. چه از بابت اینکه اصلن چرا باید این سؤال به فکر کسی برسد و چه به خاطر جذابیت موضوع. البته آن موقع ادامه پیدا نکردن بحث را به حساب تیزهوشی یا ادب دختر گذاشتم، اما جواب صریح پسر و شجاعتش واقعن شوکهام کرده بود. هر دو یا شاید فقط یکی از آنها حساسیت موقعیت را خوب درک میکرد و خوب میدانست که با ادامه ندادن آن بحث آرامآرام در موقعیتی نزدیک به فراموشی قرار خواهند گرفت.
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب لذتی که حرفش بود و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
.
حالا مکانِ مقدسِ من شده است کتابخانهی زهراییه. اول چون محیط دلبازی دارد، دوم چون هر از گاه رفقا را درش میبینم، سوم چون پیاده از خانهمان 15 دقیقه بیشتر راه نیست، چهارم چون به مرکزِ شهر و البته تنها...بیشتر
۲۲
farnaz Puresmaili
توصیه میکنم.
۱۳۹۸/۰۷/۱۰
خوندنش لذت بخش بود، این که به خیلی از مسائل این قدر با جزئیات فکر کرده بود،دید جالبی داشت و باعث می شد به چیزایی فکر کنی که شاید قبلا بهشون فکر نکردی
۲
مینا
مطمئن نیستم.
۱۳۹۹/۰۱/۲۱
کتاب از نظر جذابیت فراز و فرود داشت و
برای من بخش های اول کتاب جالب تر بود و
بخش های آخر تازگی ای نداشتند.
اما به طور کلی خواندن کتاب برای من و افرادی که به عکاسی علاقه دارن، خالی از لطف...بیشتر
۰
آتنا
توصیه میکنم.
۱۳۹۹/۰۱/۰۸
کتاب خوبی بود؛ از دیدگاه یه عکاس به موضوعات معمولی زندگی نگاه کرده بود. از خوندنش راضی ام.
۰
Msn
مطمئن نیستم.
۱۳۹۹/۰۲/۳۱
اوایل کتاب جالبه.شیوه ی نگارش کاملا روان و شیرینه.
اون اوایل یه سری موارد رو هم درک میکردم اما وقتی جلوتر رفت دیگه فقط شیرین بودن متن باقی مونده بوو و درک و مفهومی نداشت؛برای من حداقل.
جملات قشنگ هستند ولی انسجامی...بیشتر
۰
marzieh Es
توصیه میکنم.
۱۳۹۹/۱۲/۲۱
برای من نوعی که عکاسی رو دوست دارم کتاب خوب و لذت بخشی بود در نوع خودش.و دید جالبی توی عکسای رو بیان می کرد.
۰
آنشرلی
۱۴۰۰/۰۳/۲۹
اولین چیزی که باعث شد این کتاب رو بخونم عکس روی جلد بود. از این نظر نویسنده ی عکاس به هدفش رسیده و عکسی که برای جلد گرفته مخاطب رو جذب میکنه.
نیمه اول متن کتاب روونه و نیمه دوم تخصصی...بیشتر
۰
لیلیوم
توصیه میکنم.
۱۴۰۴/۱۰/۲۱
اگر بخواهم دقیقتر بگویم به ۷۰٪ ابتدایی کتاب ۵ ستاره و ۳۰٪ انتهایی ۲ ستاره تعلق می گیرد و البته داستان آخر هم به نوعی جالبه.
ابتدای کتاب بسیار شیرین است؛ داستان هایی عمیق و گاه فلسفی از دید یک عکاس....بیشتر
۰
Rose water
۱۳۹۸/۱۰/۰۳
در نوع خودش جالب بود.
۰
Mahdi.fo
مطمئن نیستم.
۱۴۰۳/۱۲/۳۰
کتاب خوب شروع شد و رفته رفته سقوط کرد.
نثر صمیمی بود و دلنشین.
۰
Sina Iravanian
توصیه میکنم.
۱۴۰۱/۰۹/۱۲
مجموعه جستارهایی با محوریت عکس. چیزی که این جستارها را جذابتر میکند شخصی بودن آنهاست و صداقت نویسنده. مثلا نقل میکند که وقتی در روزنامهای مسئول عکس بوده از موقعیت خود سوءاستفاده میکند و عکس آرشیوی بدی از یک هنرمند...بیشتر
۰
taraneh moghaddam
توصیه میکنم.
۱۴۰۱/۰۹/۰۲
نویسنده موضوعات مهم زندگی رو به حرفه خودش یعنی عکاسی پیوند زده و به شکل روان و جذابی توضیح داده
۰
moony
۱۳۹۸/۱۰/۲۰
اون احساسی که بعد از تموم کردن کتاب داشتم ر هنوز هم یادمه. خوشحالی در یه سطح غیر قابل توصیف از خوندن یه کتاب.
و همهاش هم برمیگرده به قلم نویسنده؛ جذاب و روون و دوستداشتنی.
۰
mhbmhd
مطمئن نیستم.
۱۴۰۵/۰۵/۰۱
داستان های متفاوتی بودند اما یه جورایی به هم پیوسته . عنوان کتاب از خود کتاب جذاب تر بود و شاید جذابیت کتاب برای کسایی که علاقه مند به عکاسی هستند بیشتر باشه اما من صرفا منتظر بودم تموم بشه...بیشتر
۰
عسل
۱۴۰۵/۰۲/۲۵
انسان واقعا موجود عجیبی ست یکی در عالم فراموشی چیزهایی رو حفظ میکند و یکی در عالم هوشیاری تمنای فراموشی کتاب خوبی بود واقعا خوشحالم از خوندنش
آن آقا که نویسنده باشد، توی آن حالت، خیلی که هنر کند نقش یک نویسنده را بازی میکند. آن هم نقش کلیشهای یک نویسنده، نقشی که از رسانهها یاد گرفته. به افقهای دور نگاه میکند و دستش را جوری به پیشانی میزند که انگار در حال حل کردن کل معمای هستیست. و این غیرطبیعیترین حالتِ ممکن است.
salwa
۱۳
ما با خیال زندهایم. به همین دلخوشکُنکهای ساده، به همین گریزهای کوچک خوشبختی. واقعیت همان خط صاف تکراری همیشگیست که فقط راه برگشت ندارد و با همین برگ برنده یک عمر مشغولمان میکند. اما خیال، پرواز است. ما با خیال جهان را وسیع میکنیم. جهان را قابل تحمل میکنیم
kian
۹
جنس لحظه در فیلم و عکس متفاوت است. لحظه در فیلم گذراست و نزدیک به زندگی و در عکس ایستا و نزدیک به مرگ
مینا
۸
یکی از نکاتی که همیشه در عکسهای یادگاری و خانوادگی دیده میشود مستقیم بودن عکس است. در واقع هیچ واسطهای بین دوربین و موضوع وجود ندارد. دوربین دقیقن روبهروی ما قرار میگیرد و ما هم مستقیم به دوربین نگاه میکنیم. و حاصلش عکسی میشود که همه مستقیم به بینندهٔ آیندهٔ عکس نگاه میکنند.
farnaz Puresmaili
۴
جنس لحظه در فیلم و عکس متفاوت است. لحظه در فیلم گذراست و نزدیک به زندگی و در عکس ایستا و نزدیک به مرگ.
farnaz Puresmaili
۴
عکس درست مثل آدمهای ساکت میماند؛ رفتار دارد، حرکت دارد، فعال و یا منفعل است. خوب یا بد اما در نهایت برای خودش شخصیتی دستوپا میکند. شخصیتی که سکوت بخش جدانشدنی اوست
kian
۴
فیلمبرداری و عکاسی از مراسم خاکسپاری؛ که این یکی را اصلن نمیفهمم. نمیفهمم چرا کسی باید پول خرج کند تا لحظاتی را که همه سعی میکنیم دیگر به یاد نیاوریم ثبت شود. واقعن درک نمیکنم چرا باید کسی خودش را در چنین موقعیتی قرار دهد که بنشیند عکس یا فیلم تدفین مادرش را ببیند.
Fatma
۴
باید کر باشیم تا بتوانیم آوای اجسام، آوای خطوط و آوای نور را بشنویم. باید کر باشیم تا موسیقی عکس را بشنویم. تا سکوت عکس را بشناسیم.
کاربر ۶۴۷۷۶۷۷
۴
انسان واقعن موجود عجیبیست، یکی در عالم فراموشی چیزهایی را حفظ میکند و یکی در عالم هوشیاری تمنای فراموشی.
kian
۳
فهمیدن بخش مهمی از لذت است. عکس اگر مسئلهای طرح میکند باید که محسوس باشد، بیننده باید آن را بفهمد حتا اگر نتواند آن را به کلام بیاورد. در غیر این صورت لذتی در کار نخواهد بود. پیدا کردن اتصالهای عکس با حوزههای دیگر، عکس به فلسفه، عکس به روانشناسی، عکس به فرهنگ، اجتماع، دین؛ کشف این اتصالها دیدن عکس را لذتبخش میکند
نظر شما دربارهٔ این کتاب
نظرات کاربران
. حالا مکانِ مقدسِ من شده است کتابخانهی زهراییه. اول چون محیط دلبازی دارد، دوم چون هر از گاه رفقا را درش میبینم، سوم چون پیاده از خانهمان 15 دقیقه بیشتر راه نیست، چهارم چون به مرکزِ شهر و البته تنها...بیشتر
خوندنش لذت بخش بود، این که به خیلی از مسائل این قدر با جزئیات فکر کرده بود،دید جالبی داشت و باعث می شد به چیزایی فکر کنی که شاید قبلا بهشون فکر نکردی
کتاب از نظر جذابیت فراز و فرود داشت و برای من بخش های اول کتاب جالب تر بود و بخش های آخر تازگی ای نداشتند. اما به طور کلی خواندن کتاب برای من و افرادی که به عکاسی علاقه دارن، خالی از لطف...بیشتر
کتاب خوبی بود؛ از دیدگاه یه عکاس به موضوعات معمولی زندگی نگاه کرده بود. از خوندنش راضی ام.
اوایل کتاب جالبه.شیوه ی نگارش کاملا روان و شیرینه. اون اوایل یه سری موارد رو هم درک میکردم اما وقتی جلوتر رفت دیگه فقط شیرین بودن متن باقی مونده بوو و درک و مفهومی نداشت؛برای من حداقل. جملات قشنگ هستند ولی انسجامی...بیشتر
برای من نوعی که عکاسی رو دوست دارم کتاب خوب و لذت بخشی بود در نوع خودش.و دید جالبی توی عکسای رو بیان می کرد.
اولین چیزی که باعث شد این کتاب رو بخونم عکس روی جلد بود. از این نظر نویسنده ی عکاس به هدفش رسیده و عکسی که برای جلد گرفته مخاطب رو جذب میکنه. نیمه اول متن کتاب روونه و نیمه دوم تخصصی...بیشتر
اگر بخواهم دقیقتر بگویم به ۷۰٪ ابتدایی کتاب ۵ ستاره و ۳۰٪ انتهایی ۲ ستاره تعلق می گیرد و البته داستان آخر هم به نوعی جالبه. ابتدای کتاب بسیار شیرین است؛ داستان هایی عمیق و گاه فلسفی از دید یک عکاس....بیشتر
در نوع خودش جالب بود.
کتاب خوب شروع شد و رفته رفته سقوط کرد. نثر صمیمی بود و دلنشین.
مجموعه جستارهایی با محوریت عکس. چیزی که این جستارها را جذابتر میکند شخصی بودن آنهاست و صداقت نویسنده. مثلا نقل میکند که وقتی در روزنامهای مسئول عکس بوده از موقعیت خود سوءاستفاده میکند و عکس آرشیوی بدی از یک هنرمند...بیشتر
نویسنده موضوعات مهم زندگی رو به حرفه خودش یعنی عکاسی پیوند زده و به شکل روان و جذابی توضیح داده
اون احساسی که بعد از تموم کردن کتاب داشتم ر هنوز هم یادمه. خوشحالی در یه سطح غیر قابل توصیف از خوندن یه کتاب. و همهاش هم برمیگرده به قلم نویسنده؛ جذاب و روون و دوستداشتنی.
داستان های متفاوتی بودند اما یه جورایی به هم پیوسته . عنوان کتاب از خود کتاب جذاب تر بود و شاید جذابیت کتاب برای کسایی که علاقه مند به عکاسی هستند بیشتر باشه اما من صرفا منتظر بودم تموم بشه...بیشتر
انسان واقعا موجود عجیبی ست یکی در عالم فراموشی چیزهایی رو حفظ میکند و یکی در عالم هوشیاری تمنای فراموشی کتاب خوبی بود واقعا خوشحالم از خوندنش