با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
به سختی پولاد به نرمی لبخند؛ روایتی داستانی از زندگی شهید اسدالله لاجوردی (قهرمانان انقلاب ۱۶)

دانلود و خرید کتاب به سختی پولاد به نرمی لبخند؛ روایتی داستانی از زندگی شهید اسدالله لاجوردی (قهرمانان انقلاب ۱۶)

۳٫۷ از ۶ نظر
۳٫۷ از ۶ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب به سختی پولاد به نرمی لبخند؛ روایتی داستانی از زندگی شهید اسدالله لاجوردی (قهرمانان انقلاب ۱۶)  نوشته  ساسان  ناطق  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب به سختی پولاد به نرمی لبخند؛ روایتی داستانی از زندگی شهید اسدالله لاجوردی (قهرمانان انقلاب ۱۶)

مجموعه ۱۷ جلدی «قهرمانان انقلاب» که به همت انتشارات سوره مهر و با قلم نویسندگان توانای حوزه انقلاب اسلامی نوشته شده است، داستان زندگی شخصیت‌های مهم، انقلابی و موثر در پیروزی انقلاب اسلامی را روایت می‌کند. جلد شانزدهم از این مجموعه به گوشه‌هایی از زندگی شهید اسدالله لاجوردی پرداخته است.

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۴)
احمد رضا
۱۳۹۹/۱۰/۰۵

شخصیت لاجوردی یک شخصیت خاص بود، منافقین که نتونستن ایشون رو ترور کنن دست به ترور شخصیت زدن... شهید لاجوردی در حق زندانی ها خیلی خوبی کرد، از سری اقدامات ایشون بردن زندانی ها به تفریح و گشت و گذار و همچنین

- بیشتر
مانا
۱۴۰۰/۰۱/۲۹

نسخه چاپی این کتاب خواندم. خیلی خوب بود. نثر و قلم ساسان ناطق خیلی روان و شفاف هست

سوکراتس
۱۳۹۷/۰۶/۰۳

به نرمی (؟!) لبخند (؟!) آقای لاجوردی (؟!) !!!!!!!

حمیدرضا
۱۳۹۹/۰۹/۲۵

ممنون که آقای لاجوردی بزرگ رو معرفی کردید

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۴)
از زندان بازرسی کردند. با چند نفر از زندانی‌ها و زندانبان‌ها هم صحبت کردند و رفتند. گزارش گروه تفحّص، خوب نبود. فشارها بر لاجوردی بیشتر شد. سیداحمد خمینی، از کارهای لاجوردی دفاع می‌کرد و واقعیت امر را به امام توضیح می‌داد؛ ولی بعضی از مسئولان، خواستار استعفای لاجوردی بودند. فرصتی پیش آمد و اسدالله به دیدن امام رفت و در آن جلسه، همه چیز را برای امام بازگو کرد. وقتی امام حرف‌های لاجوردی را شنیدند، رو به لاجوردی فرمودند: «برو کارهات رو بکن و به شورای عالی قضایی بگو که من گفته‌ام.» سید به دفتر کارش در زندان اوین برگشت؛ امّا به مسئولان و شورای عالی قضایی چیزی نگفت. با خود می‌گفت: اگر قرار است کسی صدمه بخورد، بگذار آن شخص من باشم؛ نه حضرت امام.
احمد رضا
لاجوردی در بعضی از زندانی‌ها تأثیر کرد؛ به گونه‌ای که رفتار و گفتارشان تغییر کرد. گاهی پانزده بیست نفر از زندانی‌ها را دور خود جمع می‌کرد و تا نیمه‌های شب با آن‌ها صحبت می‌کرد و همان جا هم با آن‌ها می‌خوابید. همکارانش از دل و جرأت او تعجّب می‌کردند. می‌گفتند پس از تمام شدن صحبت‌هایش برود یک جای دیگر بخوابد. می‌گفتند که ممکن است این‌ها دست به یکی کنند و نصف شب بیایند بالای سرت و خفه‌ات کنند.
احمد رضا
لاجوردی از زندان‌ها بازدید می‌کرد و سفارش‌های لازم برای بهتر شدن کارها را به مدیران زندان‌ها می‌داد. دستور داد فضای داخلی زندان‌ها را رنگ‌آمیزی و گل‌کاری بکنند. خیلی زود راهروها و سالن زندان‌ها تغییر شکل داد و مجلّهٔ طنز گل‌آقا، تصویری از زندان اوین کشید و زیرش نوشت: هتل اوین.
احمد رضا
یک هفته بعد از لغو لایحهٔ انجمن‌های ایالتی و ولایتی، لاجوردی و گروهی از دوستانش در منزل یکی از علمای قم گرد هم آمدند تا با امام دیدار کنند. آن روز امام به آن‌ها گفت: «این‌ها داشتند شماها رو آزمایش می‌کردند. می‌خواستند ببینند اگر اسلام رو از میان بردارند، چه کسانی مقابل آن‌ها می‌ایستند. همهٔ حرف‌هایشان دروغ است. این‌ها دارند خودشان رو برای یک حملهٔ تازه آماده می‌کنند. شماها هم بروید ارتباط‌تان رو مستحکم کنید و بر آمادگی خودتان بیفزایید.»
علیرضا

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۱۱۲ صفحه
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۱/۰۵/۱۵
تعداد صفحات۱۱۲صفحه
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۱/۰۵/۱۵