با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
نجیب‌زاده کوچک

دانلود و خرید کتاب نجیب‌زاده کوچک

۴٫۸ از ۸ نظر
۴٫۸ از ۸ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب نجیب‌زاده کوچک  نوشته  فرانسس  هاجسن برنت  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب نجیب‌زاده کوچک

درون‌مایه‌ی اکثر داستان‌های خانم فرانسیس هاجسن برنت (۱۸۴۹ ـ ۱۹۲۴) نویسنده انگلیسی «نجیب‌زاده کوچک»، رسیدن از قعر فقر به اوج ثروت است. چهار سال بعد از این که فرانسیس به دنیا آمد، پدرش درگذشت و خانواده‌اش گرفتار فقرِ وحشتناک محلهٔ فقیرنشین منچسترِ دورهٔ ویکتوریا شد. فنی کوچک با نوشتن داستان از محیط وحشت‌انگیز پیرامونش می‌گریخت. بعد از فراز و فرود بسیار و مهاجرت به آمریکا در سال ۱۸۷۳ فرانسیس با دکتر برنت ازدواج کرد و با نام خانوادگی او به شهرتی جهانی در داستان‌نویسی برای کودکان رسید. خانم برنت روی هم رفته، بیش از چهل کتاب برای کودکان و بزرگ‌سالان نوشته‌است. او چند داستان کلاسیک برای کودکان نوشت که به ویژه دو تا از آنها یعنی باغ مخفی و نجیب‌زادهٔ کوچک مشهورند. نجیب‌زادهٔ کوچک به عنوان «بهترین روایت از داستان سیندرلا به شیوهٔ نگارش مدرن» معرفی شده‌است: آن روز وقتی سدریک به خانه برگشت، از مادر پرسید: «عزیزترین (پدر همیشه مادر را «عزیزترین» صدا می‌زد و به همین خاطر، پسرک این کلمه را یاد گرفته بود)، عزیزترین! حال پدرم بهتره؟» او احساس کرد دست‌های مادرش می‌لرزند. پس، سرش را برگرداند و به صورت او نگاه کرد. چیزی در صورتش بود که باعث شد سدریک احساس کند دارد گریه‌اش می‌گیرد. ـ عزیزترین، حال پدر خوبه؟ در آن لحظه، ناگهان قلب کوچک مهربانش به او گفت که بهتر است هر دو دستش را دور گردن مادر حلقه کند، او را چندین بار ببوسد و گونه‌های نرم و لطیفش را به گونه‌های او بچسباند. این کار را هم کرد و مادر صورتش را روی شانه‌های او گذاشت و زار زار گریست؛ او طوری سدریک را بغل کرده بود که انگار دیگر هیچ‌وقت نمی‌خواست بگذارد او دوباره برود. مادر هق‌هق‌کنان گفت: «آره، حالش خوبه. اون خیلی‌خیلی خوبه، ولی ما... ما حالا غیر از همدیگه، هیچ کسی رو نداریم، هیچ کسی رو.» سدریک، با اینکه کوچک بود فهمید که پدرِ جوان، خوش‌قیافه و قدرتمندش دیگر برنمی‌گردد. فهمید که او مرده است.

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۴)
rose
۱۳۹۹/۰۷/۰۷

عالیه

niloofar
۱۳۹۸/۰۱/۱۰

داستان نسبتا خوب بود یه مقدار اغراق شده بود که برای کودکان شاید خوب باشه ولی ترجمه بعضی جاها واقعا مشکل داشت، یه سری از جمله ها کاملا نامفهوم بودن

Ava Gharooni
۱۳۹۹/۰۶/۲۰

واقعا لذت بردم از خواندن این کتاب

Raziyeh Ramezani
۱۳۹۹/۱۰/۲۹

عالی

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۲)
سدریک ادامه داد: «شما گفتی که بهشون اجازه نمی‌دادی روی جعبه‌های بیسکویتت بنشینن.» آقای هابز قاطعانه جواب داد: «همین‌طوره! جدی گفتم. بذار امتحانش کنن همین‌طوره!» ـ اما آقای هابز، یکی از اونا همین‌الان نشسته روی این جعبه! آقای هابز تقریباً از روی صندلی‌اش پرید بالا و فریاد زد: ـ چی؟ سدریک با تواضع و سادگی خاصی گفت: «من یکی از اونا هستم یا قراره باشم. نمی‌خوام شما رو گول بزنم.»
super reader
صداقت محبت‌آمیزی که با وجود آن هرگز نمی‌توانست شیطانی بیندیشد
MMST

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۲۴۷ صفحه
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۳/۱۲/۰۱
شابک۹۷۸-۶۰۰-۲۵۱-۱۴۳-۰‮
تعداد صفحات۲۴۷صفحه
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۳/۱۲/۰۱
شابک۹۷۸-۶۰۰-۲۵۱-۱۴۳-۰‮