معرفی و دانلود کتاب خانم دات‌فایر + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب خانم دات‌فایرsubscriptionAvailable

کتاب خانم دات‌فایر

نوع کتاب
۴.۰ امتیاز(از ۳۵ رأی)
پدیدآورندگان: 
آن فاین، هدا لزگی

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب خانم دات‌فایر

«خانم دات‌فایر» نوشته آن فاین (-۱۹۴۷) برنده جایزه دوم برای بهترین کتاب داستان کودکان از گاردین و نامزد دریافت جایزه برای بهترین داستان نوجوانان از آبزرور است. این داستان منبع الهام فیلمی موفق به همین نام نیز بوده‌است. روزنامه‌ی «ایندیپندنت» در معرفی خالق «خانم دات‌فایر» نوشته است: «این نویسنده می‌تواند شما را بخنداند و به گریه بیندازد. او گنجینه‌ی با ارزشی است که نباید فقط برای کودکان باشد». «لیدیا»، «کریستوفر» و «ناتالی» به جر و بحث‌های همیشگی پدر و مادرشان عادت کرده‌اند. بعد از جدایی آن‌ها از یکدیگر، چاره‌ای ندارند که بیش‌تر مواقع را با مادرشان سپری کنند و فقط ۲ روز در هفته پدرشان را ببینند. اما مادر مستخدم و پرستاری به خانه می‌آورد و همه چیز تغییر می‌کند. خانم «دات‌فایر» بیش از یک مستخدم توانا و باسلیقه است و این را مادر بچه‌ها به خوبی می‌داند اما بچه‌ها چیزهای بیش‌تری از خانم دات‌فایر می‌دانند: بچه‌ها و دنیل مشغول جمع کردن تکه‌های نان از روی زمین بودند که صدای بوق ماشینی از خیابان به گوش رسید. دنیل زیرچشمی نگاهی به ساعت دیواری انداخت. ساعت حدوداً بیست دقیقه به هفت بود. او عصبانی شد و سعی کرد توجهی به احضاریه نکند. کریستفر ایستاد و خرده‌های نان را از روی دست‌هایش پاک کرد. لیدیا به خرده نان‌هایی که هنوز روی زمین بود نگاه کرد و برای لحظه‌ای تأمل کرد. ناتالی یک‌دفعه با صدایی بلند گفت: «حتماً مامان است!» دنیل سعی کرد خودش را به آن راه بزند: «فکر نکنم! بعید می‌دانم مادرتان باشد. هنوز خیلی زود است. کمِ کم بیست دقیقه‌ی دیگر مانده است.» او باقی‌مانده‌ی نان را در سطل زباله انداخت و ادامه داد: «لابد کس دیگری است.» کریستفر به سمت پنجره رفت و بدون اینکه از خیابان دیده شود، به پایین نگاه کرد و پرسید: «یعنی وُلوُو مال یکی دیگر است؟» ـ چرا که نه!

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب خانم دات‌فایر و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابخانم دات‌فایر
عنوان انگلیسیModame doubtfire ‬
موضوعرمان، داستان خارجی، داستان کودک و نوجوانان
نویسندهآن فاین
مترجمهدا لزگی
انتشاراتانتشارات قدیانی
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۹۰/۰۲/۲۶
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۱.۶۳ مگابایت
شابک۹۷۸-۹۶۴-۵۳۶-۵۲۴-۸‬
تعداد صفحه‌ها۲۴۰ صفحه
قیمت کتاب۸۰۰۰۰ تومان
برچسبکمپین دنیای قشنگ تو - ۹۸، کمپین دنیای قشنگ تو - ۹۹

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

یک مشکل لاینحل، sky
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۱۱/۲۷

🐉_ از جذاب ترین داستان های خانوادگی... پدر و مادر می خوان از هم جدا بشن و بعد از طلاق، به خاطر قوانین و شرایط، پدر خانواده با وجود عشق زیادش خیلی کم می تونه سه فرزندش رو ببینه... مادر خانواده هم...بیشتر

۳
سپیده
۱۳۹۷/۰۱/۱۸

سلام.قطعا اول کتابش پیشنهاد میشه.ولی فیلمش با بازی درخشان رابین ویلیامز دیدنیه

۳
📚عشق کتاب📚
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۳/۳۱

خیلی خوبه اول کتابش رو بخونین بعد هم فیلمش رو ببینید

۰
☀️J.S.Kinglee🍂
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۴/۱۹

کتاب خوبی بود. درباره ی یک پدر بود که از همسرش جدا شده و می خواد با بچه هاش باشه و برای همین، حاضره دست به هر کاری بزنه تا بچه هاش رو بیشتر ببینه. من از ایده ای که...بیشتر

۰
کتاب باز
۱۳۹۹/۰۱/۲۶

اجتماعی-معمولی-سرگرم کننده

۰
ن. عادل
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۱۲/۲۷

خوب بود . اما یکم شل و ول تموم شد

۰
N-a-r-g-e-s1386
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۱۲/۱۳

کتاب کتابه خوبی بود اما آخرین فصلش انگار سریع یه چیزی نوشته شده بود

۰
__mohadeseh.b__
۱۳۹۸/۰۵/۱۲

داستان سرگرم کننده ای بود👌 عملیات پدر برای بودن کنار بچه هاش جالب بود😊👪

۰
Maryam_Black
۱۳۹۸/۰۲/۲۵

عالیه😍👌❤💥

۰
پگاه سازوار
۱۴۰۵/۰۲/۲۸

بامزه بود ولی نسبت به فیلم خیلی ضعیف بود. البته رابین ویلیامز توانایی این رو داره ضعیف ترین کمدی هارم به شاهکار تبدیل کنه.

۰
حدیثه
۱۴۰۴/۱۰/۲۳

کتاب خوبیه پیشنهاد میشه میتونید تو ی روز بخونید و همزمان بخندید گریه کنید و با خانواده هیلیارد همراه شید تا رسیدن به نقطه تعادل مادر پدر و بچه هاشون

۰
miracle
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۸/۱۰

5️⃣1️⃣ چقدر دوست داشتنی ، سرگرم کننده و آموزنده بود. ترجمه خوب و متن روانی داشت

۰
Fatemeh Karimian
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۱۱/۰۱

از کتاب لذت بردم ترجمه اش هم خیلی خوب بود 👌

۰
Sara Bbatha
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۱۰/۱۸

آموزنده بود

۰
fatemeh
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۵/۲۳

عالی

۵

بریده‌هایی از کتاب

Book
۵۹
من فقط یک بار به دنیا می‌آیم، پس دلم می‌خواهد زندگی کنم نه اینکه نقش بازی کنم.
Book
۲۳
فیلسوف بزرگی می‌گوید آدم بهتر است یک شاعر ناراضی باشد تا یک حیوان شاد و راضی!
Book
۱۰
این نتیجه است که میزان موفقیت را نشان می‌دهد.
Book
۱۰
بعضی چیزها در زندگی خیلی مهم هستند. مردم حاضرند به خاطر آنها رنج بکشند.
حدیثه
۵
دائم می‌گویی دیگران تو را اذیت کرده‌اند اما هیچ‌وقت فکر نمی‌کنی خودت هم دیگران را آزرده‌ای و مجبورشان کرده‌ای کاری بر خلاف میلشان انجام دهند!»
ناهید
۴
«مامان که خیلی عصبانی است. هیچ‌وقتِ هیچ‌وقت، او را این‌قدر عصبانی ندیده بودم. البته قبلاً از دست تو عصبانی می‌شد، مثل روزی که در جشن تولد ناتالی لباس گوریل پوشیدی و تمام بچه‌ها را ترساندی. یک بار هم گفتی با ماشین، مامان‌بزرگ را زیر گرفته‌ای. یک روز هم در فروشگاه ادعا کردی که از کیسه‌ی یک نفر صدای تیک‌تاک می‌شنوی و تیم خنثی‌کننده‌ی بمب مجبور شدند کیسه‌ی خرید یک پیرزن را منهدم کنند.»
ن. عادل
۴
کریستفر نیشخند زد و با خشنودی گفت: «مامان که خیلی عصبانی است. هیچ‌وقتِ هیچ‌وقت، او را این‌قدر عصبانی ندیده بودم. البته قبلاً از دست تو عصبانی می‌شد، مثل روزی که در جشن تولد ناتالی لباس گوریل پوشیدی و تمام بچه‌ها را ترساندی. یک بار هم گفتی با ماشین، مامان‌بزرگ را زیر گرفته‌ای. یک روز هم در فروشگاه ادعا کردی که از کیسه‌ی یک نفر صدای تیک‌تاک می‌شنوی و تیم خنثی‌کننده‌ی بمب مجبور شدند کیسه‌ی خرید یک پیرزن را منهدم کنند.» دنیل با لحن سردی وسط حرفش پرید و گفت: «متوجه منظورت شدم. مادرت از این کارها خوشش نمی‌آمد.» ـ اصلاً. ـ شاید وقتش رسیده که خوشش بیاید. این اواخر همیشه از دیر رسیدن پول شکایت می‌کرد. باید خوشحال باشد که بالاخره کار پیدا کرده‌ام. لیدیا با صدای بلندی گفت: «اما بابا، این دیگر چه کاری است! واقعاً که! مدلِ نقاشی؟! آن هم...؟! ناتالی نتوانست جلو پوزخند خود را بگیرد. دنیل مصرانه گفت: «خجالت‌آور نیست. یک نوع کار است دیگر. پول خوبی می‌گیرم. بالاخره یکی باید این کار را انجام دهد.»
حدیثه
۴
اما بعضی‌ها فقط وقتی احساس خوشبختی می‌کنند که زندگی‌شان واقعی باشد، نه اینکه به خاطر فرار از جر و بحث، مثل روی صحنه‌ی تئاتر نقش بازی کنند. من این‌طوری هستم. به جای اینکه ادای آدم‌های خوشبخت را در بیاورم، تصمیم گرفته‌ام خودم باشم، هرچند که ممکن است به خاطرش به دردسر بیفتم.»
Fatemeh Karimian
۳
اما دنیل که حوصله‌ی این حرف‌ها را نداشت، گفت: «نان را خیلی نپختم، خودش زیادی در اجاق ماند.
Book
۳
حس زیبایی‌شناسی‌اش در حد یک برس دست‌شویی و ظرافت طبعش در حد سنگ‌فرش خیابان است.