«دختری به نام دردسر» نام رمانی از نانسی فارمر (-۱۹۴۱) درباره دختری به اسم «نامو» است که در مزرعه زندگی میکند و با کودکیهایش دردسرساز میشود. این کتاب در کنار کتاب «پسری به نام دردسر» از جری اسپینلی، برنده مدال افتخار نیوبری، نامزد دریافت جایزه ملی کتاب سال آمریکا، کتاب برگزیده انجمن ادبی ALA و کتاب برگزیده سال پابلیشر ویکلی شدهاست:
بر فراز درخت انجیر، در حالی که دخترک بر روی شاخهای قوز کرده بود، انجیر کرم خورده را از میان باز کرد. همین که مورچهها در لابهلای انگشتان دستش به تکاپو و ولوله افتادند، صورتش در هم رفت. آه چقدر مورچه! به غیر از آن درون میوه هم انباشته از کرم بود. با این که احساس گرسنگی بر نامو غلبه کرده بود، اما قادر به خوردن میوه نبود. انجیر را از بالای درخت به پایین پرتاب کرد و دیده چرخاند تا شاخه انبوهتری از میوه بیابد.
- «نامو!... نامو!...»
صدایی که زیاد هم دور نبود، به گوشش رسید. دختر سرش را به تنهی درخت چسباند. اگر جنبشی نمیکرد، کسی او را نمییافت. برگهای سبز و گسترده، او را مانند کاسهای در بر گرفته بودند. صدا آمد:
«نامو، ای دخترک تنبل!... با تو هستم... نوبت کوبیدن ذرتها به تو رسیده است.»
صدای گامهایی که در مسیر راه بر زمین کشیده میشدند تا زیر درخت میرسید. نامو با خود گفت: «همیشه نوبتِ من است!»
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب دختری به نام دردسر و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
داستان زندگی دختری ۱۵ ساله به نام "نامو" که در قبیله ای آفریقایی زندگی میکند. قبیله ای که به باورهای عجیبی درباره وجود جادوگران و نفرین آن ها اعتقاد دارند.نامو در زبان بومی آن ها به معنای دردسر است. او...بیشتر
۱
بلاتریکس لسترنج
۱۳۹۷/۰۶/۱۹
لذت بردم لذت بردم لذت بردم
مرحبا به این قلم و این تصویر سازی معرکه
چقدر به اینجور کتابا نیاز دارم
تا به جای تمام زندگی های متفاوتی که نمیتونم تجربه کنم
بخوانم و اینکه ما آدما
فرقی نمیکنه متجدد و روشنفکر یا بیسواد هر...بیشتر
۸
asal_msm
۱۳۹۸/۰۵/۲۶
من این کتابو هفت سال پیش وقتی فقط ۱۲ سالم بود خوندم داستانش تقریبا یادمه اما قلم نویسنده و توصیفاتش رو ت اون سن نمیتونستم تحلیل کنم و الانم چیزی یادم نیست اما بخاطر داستان زیباش هم شده به همه...بیشتر
۰
Soodeh66
۱۳۹۸/۰۱/۲۹
بد نبود. بیشتر یه رمان نوجوانانه بود.
۰
لونا لاوگود
توصیه میکنم.
۱۴۰۱/۰۶/۰۵
هرچقد از قشنگی این کتاب بگم بازم کمه...برای چندمین بار دوباره خوندمش...خیلی جالب و قشنگه.حتما حتما بخونید.
۱
happiness363
۱۳۹۸/۰۵/۰۸
بد نبود ولی ترجمه زیاد روان نبود. انگار ترجمه ی کلمه به کلمه بود.
اصلیترین تفریح میمونهای نر، هل دادن یکدیگر به این سو و آن سو بود.
Pariya
۷
روی گرداندن از چیزی که از کودکی درون خون آدم رفته بسیار دشوار است.
Aysan
۶
آن دختر را کشتند، پوست او را جدا کردند و از آن برای ساختن طبل استفاده کردند.
Aysan
۶
او علفهای خودرو را به صمغ چسبناک میمالید و با آن برای موریانهها دام مینهاد. در زمان شب خزندگان کوچک را جمع میکرد، شکمشان را خالی میکرد، میان خاک رس دفن میکرد و در میان زغالها کباب میکرد. وقتی خاک رس ترک برمیداشت، آن را توسط بالهایشان میگرفت و خارج میکرد و لقمههای کوچک را با اشتها میبلعید.
Pariya
۶
به یاد همهی آن دیوارهایی که در کودکی از آنها بالا نرفتهایم
Aysan
۵
اما نامو مانند دیگ آب جوش بود. او همواره با خود در گفتوگو بود: «من میخواهم... من میخواهم...» اما چه میخواست، نمیدانست.
Aysan
۵
شوهرخاله کوفا بسیار ناخن خشک است... او حاضر است شپش پخته بخورد، اما حلیم خود را آنقدر نگه دارد تا بگندد!»
بلاتریکس لسترنج
۵
نامو قصد داشت بپرسد: «آیا تو هم میآیی؟»
که صدای مادر به نرمی و خوش آهنگی به گوش رسید: «پیمودن این راهها برای جسم طولانی است، اما برای روح کوتاه است.»
Pariya
۵
پیمودن این راهها برای جسم طولانی است، اما برای روح کوتاه است.
Aysan
۴
هر صبح و عصر حیوانات با شور و هیجان موهای یکدیگر را تمیز میکردند. میمونی که قرار بود تمیز شود بر زمین مینشست، با شادی چشمهایش را بر هم میگذاشت و در این لحظه میمون دیگری در پی کنه و ساس میان موهایش میگشت.
نظر شما دربارهٔ این کتاب
نظرات کاربران
داستان زندگی دختری ۱۵ ساله به نام "نامو" که در قبیله ای آفریقایی زندگی میکند. قبیله ای که به باورهای عجیبی درباره وجود جادوگران و نفرین آن ها اعتقاد دارند.نامو در زبان بومی آن ها به معنای دردسر است. او...بیشتر
لذت بردم لذت بردم لذت بردم مرحبا به این قلم و این تصویر سازی معرکه چقدر به اینجور کتابا نیاز دارم تا به جای تمام زندگی های متفاوتی که نمیتونم تجربه کنم بخوانم و اینکه ما آدما فرقی نمیکنه متجدد و روشنفکر یا بیسواد هر...بیشتر
من این کتابو هفت سال پیش وقتی فقط ۱۲ سالم بود خوندم داستانش تقریبا یادمه اما قلم نویسنده و توصیفاتش رو ت اون سن نمیتونستم تحلیل کنم و الانم چیزی یادم نیست اما بخاطر داستان زیباش هم شده به همه...بیشتر
بد نبود. بیشتر یه رمان نوجوانانه بود.
هرچقد از قشنگی این کتاب بگم بازم کمه...برای چندمین بار دوباره خوندمش...خیلی جالب و قشنگه.حتما حتما بخونید.
بد نبود ولی ترجمه زیاد روان نبود. انگار ترجمه ی کلمه به کلمه بود.