با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
خانه کوچک ما

دانلود و خرید کتاب خانه کوچک ما

۳٫۷ از ۳ نظر
۳٫۷ از ۳ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب خانه کوچک ما  نوشته  داریوش احمدی  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچه

معرفی کتاب خانه کوچک ما

«خانه‌ی کوچک ما» مجموعه ۱۲ داستان کوتاه به قلم نویسنده معاصر ایرانی، داریوش احمدی (-۱۳۶۰) است. کشمکش مدام بین وهم و خیال و نشانه‌های پُررنگ دنیای واقعی، جوهره اصلی بسیاری از داستان‌های مجموعه خانه‌ی کوچک ما است. رویکرد نویسنده، توجه جدی به عنصر قصه‌گویی در داستان است که باعث شده معمولاً روایت‌های خطی با توالی زمانی مشخص برای پیرنگ داستان‌ها انتخاب شود. مکان وقوع داستان‌ها، بیشتر، شهرهای جنوبی کشور در استان خوزستان است که با زندگی و هویت اهالی این ناحیه به ویژه با آداب و باورهای پیشینیان که به مرور به نسل‌های جدید هم منتقل شده‌است ارتباط تنگاتنگی دارد. کارگران و روشنفکران دو دسته از شخصیت‌های تکرار شونده داستان‌های خانه‌ی کوچک ما هستند. اغلب داستان‌ها گرچه از منظر نگاه روشنفکری اهل مطالعه و علاقه‌مند به ادبیات نوشته شده‌اند، حکایت از دلبستگی نویسنده به مردم زحمت‌کش و به ویژه کارگران دارد. بخش کوتاهی از داستان «چه دنیایی بود!» را می‌خوانید: «چه دنیایی بود! چه روزهایی! چه آدم‌هایی!» از همان روزها باید می‌فهمیدیم، همان روزهایی که می‌رفت توی باغچه، کنار شمشادها یا زیر درختان تاریک می‌نشست و به یک جایی خیره می‌شد. گاهی با خودش حرف می‌زد و همین‌ها را می‌گفت. اوایل فکر می‌کردیم شاید به‌خاطر بازنشستگی‌اش باشد. چون همیشه می‌گفت: «آدم که بازنشسته شد، دیگه کارش تمومه. خیلی زود می‌میره. یا اگه هم نخواد بمیره، کاری بهش می‌کنند که زودتر بمیره. باید همیشه آماده‌ی رفتن باشه. همان پولی هم که هر ماه بهش می‌دن، به‌خاطر اسباب و وسایل مرگشه.» بعد دیدیم نه، انگار چیزهای دیگری هم توی سرش بود که همیشه آزارش می‌داد و به‌شکل کلمات و جملات کوتاه، از دهانش بیرون می‌آمد. وقتی می‌گفت: «پس کی می‌آید؟» ما که نمی‌دانستیم منظورش چیست و از چه کسی حرف می‌زند. هروقت هم ازش می‌پرسیدیم، هاج‌وواج نگاه‌مان می‌کرد. انگار یادش می‌رفت که چه گفته است. گاهی‌وقت‌ها، ساعت‌ها زیر آفتاب داغِ پنجاه شصت درجه می‌نشست و تکان نمی‌خورد. عرق از سر و رویش راه می‌افتاد. چشم‌هاش خون می‌شد. صورت و تمام گردنش می‌سوخت.

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۴)
شیدا
۱۳۹۷/۰۳/۲۲

با شروع هر بخش جوری تو رو به عمق داستان می برد که دوست نداشتی تموم شه .

مناریا
۱۳۹۹/۰۹/۱۷

مجموعه داستان داریوش احمدی نشات گرفته از تجربه های زیستی ایشان بسیار خواندنی و جذاب می باشد. شخصیتها عمیق اند و در جان خواننده می نشینند. بسیار توصیه می شود.

mohsen azimi
۱۳۹۸/۱۲/۱۶

داستان‌های بسیار خواندنی و عالی

عالی بود
۱۴۰۰/۰۲/۱۹

بد نبود خوب هم نبود

بریده‌ای برای کتاب ثبت نشده است

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۱۲۱ صفحه
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۴/۰۷/۱۲
شابک‌‫‬‭۹۷۸-۶۰۰-۳۶۷-۱۳۹-۳
تعداد صفحات۱۲۱صفحه
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۴/۰۷/۱۲
شابک‌‫‬‭۹۷۸-۶۰۰-۳۶۷-۱۳۹-۳