
کتاب خانه کوچک ما
۳٫۴
(۷)
خواندن نظراتمعرفی کتاب خانه کوچک ما
«خانهی کوچک ما» مجموعه ۱۲ داستان کوتاه به قلم نویسنده معاصر ایرانی، داریوش احمدی (-۱۳۶۰) است. کشمکش مدام بین وهم و خیال و نشانههای پُررنگ دنیای واقعی، جوهره اصلی بسیاری از داستانهای مجموعه خانهی کوچک ما است. رویکرد نویسنده، توجه جدی به عنصر قصهگویی در داستان است که باعث شده معمولاً روایتهای خطی با توالی زمانی مشخص برای پیرنگ داستانها انتخاب شود. مکان وقوع داستانها، بیشتر، شهرهای جنوبی کشور در استان خوزستان است که با زندگی و هویت اهالی این ناحیه به ویژه با آداب و باورهای پیشینیان که به مرور به نسلهای جدید هم منتقل شدهاست ارتباط تنگاتنگی دارد.
کارگران و روشنفکران دو دسته از شخصیتهای تکرار شونده داستانهای خانهی کوچک ما هستند. اغلب داستانها گرچه از منظر نگاه روشنفکری اهل مطالعه و علاقهمند به ادبیات نوشته شدهاند، حکایت از دلبستگی نویسنده به مردم زحمتکش و به ویژه کارگران دارد.
بخش کوتاهی از داستان «چه دنیایی بود!» را میخوانید:
«چه دنیایی بود! چه روزهایی! چه آدمهایی!»
از همان روزها باید میفهمیدیم، همان روزهایی که میرفت توی باغچه، کنار شمشادها یا زیر درختان تاریک مینشست و به یک جایی خیره میشد. گاهی با خودش حرف میزد و همینها را میگفت.
اوایل فکر میکردیم شاید بهخاطر بازنشستگیاش باشد. چون همیشه میگفت: «آدم که بازنشسته شد، دیگه کارش تمومه. خیلی زود میمیره. یا اگه هم نخواد بمیره، کاری بهش میکنند که زودتر بمیره. باید همیشه آمادهی رفتن باشه. همان پولی هم که هر ماه بهش میدن، بهخاطر اسباب و وسایل مرگشه.» بعد دیدیم نه، انگار چیزهای دیگری هم توی سرش بود که همیشه آزارش میداد و بهشکل کلمات و جملات کوتاه، از دهانش بیرون میآمد.
وقتی میگفت: «پس کی میآید؟» ما که نمیدانستیم منظورش چیست و از چه کسی حرف میزند. هروقت هم ازش میپرسیدیم، هاجوواج نگاهمان میکرد. انگار یادش میرفت که چه گفته است. گاهیوقتها، ساعتها زیر آفتاب داغِ پنجاه شصت درجه مینشست و تکان نمیخورد. عرق از سر و رویش راه میافتاد. چشمهاش خون میشد. صورت و تمام گردنش میسوخت.
آه استانبول![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
رضا فرخحال
باغ ملیکورش اسدی
خریدن لنینامیرمهدی حقیقت
دیوانه در مهتابحمیدرضا نجفی
لبخوانیابوذر قاسمیان
طرز تهیه خوراک فرشتهپویا منشیزاده
کالبدشکافی بیست داستان کوتاه (به همراه نمونه داستانها)حسن اصغری
گیسوفمرتضا کربلاییلو
با ۳۹۰ تا درخت کریسمس میخواهی چه کنی؟ریچارد براتیگان
یحیای زاینده رودکیهان خانجانی
خدا مادر زیبایت را بیامرزدحافظ خیاوی
تمساحی زیر پوستمپانیذ هدایتی
افتاده بودیم در گردنهی حیرانحسین لعل بذری
اومحمد کلباسی
نی ناشیوا ارسطویی
تنها که میمانمشهلا پروینروح
یزله در غبارعلی صالحی
فصلهای دوزخی انتهای اتوبان ۶۱شهریار وقفیپور
بئاتریس و ویژیلیان مارتل
فلسفه از جان تصویر چه می خواهد؟![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
دیوید نورمن رادوویک
مستند چگونه کار می کند؟جیکوب بریکا
بر صحنه صفحهطلایه رویایی
فرایند طراحی تئاترریتا کوگلر
چرا تئاتر؟ کتاب طلایی پنجمکاتجی د گیست
تئاتر آب، نظریه ای در بازیگری ایران امروزسامی صالحی ثابت
دراماتورژی صدا در تئاتر آوانگارد و پست دراماتیکملادن اوادیا
دستگاه دوزخ دانتهامیری باراکا
آنتیگونه هاجورج اشتاینر
هوش مصنوعی در سینماپائولا مورفی

نظرات کاربران
با شروع هر بخش جوری تو رو به عمق داستان می برد که دوست نداشتی تموم شه .
مجموعه داستان داریوش احمدی نشات گرفته از تجربه های زیستی ایشان بسیار خواندنی و جذاب می باشد. شخصیتها عمیق اند و در جان خواننده می نشینند. بسیار توصیه می شود.
داستانهای بسیار خواندنی و عالی
قدر بالای نویسنده در داستان پردازی فوق العاده است هر داستان وقتی به پایان می رید گویی جزیی از وجود خواننده داستان را با خود می برد
بد نبود خوب هم نبود