
کتاب یک سفر دو لیوان چای آشغال و مسافری که شبیه تو بود
۲٫۷
(۳)
خواندن نظراتمعرفی کتاب یک سفر دو لیوان چای آشغال و مسافری که شبیه تو بود
«یک سفر، دو لیوان چای آشغال؛ و مسافری که شبیه تو بود» مجموعه داستان کوتاهی از رضا کاظمی (-۱۳۴۹)، نویسنده معاصر ایرانی است.
در بخشی از داستان «عزیز کُرده» از این مجموعه میخوانیم:
گفت: بزنی میکُشمَت. هرجا بروی ـ باشی برام فرق ندارد ـ نمیکند. پیدات میکنم چاقو را تا دسته... نگذاشتم حرفهاش ـ تهدیدهاش را که بلوف هم نبودند تمام کند، گفتم: بایست عقب، میزنم هزارپارهاَش میکنم، هیچ غلطی ـ گُهی ـ شِکری هم نمیتوانی بخوری ـ بکنی. گفت: گفته باشم، نگویی نامَردی کرد عزیزکُرده، نگفته زد ناکارِمان کرد رفت توو کوه و کمر گور و گم شد ـ کرد خودش را، و مرا ـ خانوادهام را ـ نومزادم را بدبخت بیچاره. گفتم: اوووَه! چه خبرت است؟ ریلِ قطار راه انداختهای با حرفهات ـ چاخانهات؟ میدانستم چاخان نیست ـ نمیکند؛ اما حرفم را نسنجیده پرانده بودم به هواش، او هم روو هوا گرفته کرده بودش خون، ریخته بود توو گوشهاش صورتش همه جای جانَش. سرخ شد. داغ. تا بیاید کاری ـ دست از پا خطایی بکند زدم سازش را، سازش را زدم ـ کوفتم به دیوار سیمانی. نه، کوباندم به ستونِ سیمانیِ میانِ اتاق. شکست. گرومپی ـ دَرَقّی ـ چَرَقّی صدا کرد، کاسهش ترکید. قاچ خورد. تَرَک، برقی تا نزدیکای دستهی ساز رفت؛ شکافت. انگاری ـ شبیه ـ مثلِ هندوانهی سبزوار یا چه میدانم، هندوانهی صَلِّ عَلایِ تُپُل که چاقو بیندازی سرش قِرِچِّ شیرینی بکند؛ تا تَه برود دهان باز کند بخندد بِت. همانطور.
نظری برای کتاب ثبت نشده است
وحدت متعالی ادیان![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
فریتزوف شوئن
ساندویچ پرملاتشل سیلوراستاین
بیوه سیاهشراره سلج محمودی
راه جلیلع. پاشایی
بماند به یادگار!لیزی کورن وال
مدل های عددی در هیدرولیک مجاری روبازروموالد شیمکویچ
فی المکانسیدموسی دیباج
اؤزبکیستان سفرنامه سیرقیه کبیری
کیمیاگری عشقالیزابت کلر پرافیت اسپادارو
ذهن آگاهی پیشگیری از عود اعتیادسارا بوئن
عندلیب عشقروحاله علیزاده
من جانباز نیستمسیدمیثم موسویان
هویت مادیقمر تکاوران
در کتابخانه پیدایش خواهی کردمیچیکو آئویاما
نسیم رحمتمحمد بن محمد عوفی
ملاقات با سوسکمرتضی نظری زاده کرمانی
۱۳ کاری که افراد دارای ذهن قوی انجام نمی دهندایمی مورین
تفنگ آلخین![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
رضا کاظمی
ته چشمهاش انگار مرگ دست تکان میدادرضا کاظمی
مقدمه ای بر الکتروانسفالوگرام کمی و نوروفیدبکتوماس بوزینسکی
کاپوزیرضا کاظمی
مجموعه سوالات طبقه بندی شده اورولوژیرضا کاظمی
فیلم و فرمالینرضا کاظمی
کابوس های فرامدرنرضا کاظمی
کلیسای کاتولیک و دو چالش سرنوشت سازرضا کاظمی
روایت های بی راویرضا کاظمی
فلسفه از جان تصویر چه می خواهد؟![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
دیوید نورمن رادوویک
مستند چگونه کار می کند؟جیکوب بریکا
بر صحنه صفحهطلایه رویایی
فرایند طراحی تئاترریتا کوگلر
چرا تئاتر؟ کتاب طلایی پنجمکاتجی د گیست
تئاتر آب، نظریه ای در بازیگری ایران امروزسامی صالحی ثابت
دراماتورژی صدا در تئاتر آوانگارد و پست دراماتیکملادن اوادیا
دستگاه دوزخ دانتهامیری باراکا
آنتیگونه هاجورج اشتاینر
هوش مصنوعی در سینماپائولا مورفی
