
کتاب ته چشمهاش انگار مرگ دست تکان میداد
۳٫۳
(۴)
خواندن نظراتمعرفی کتاب ته چشمهاش انگار مرگ دست تکان میداد
«تهِ چشمهاش انگار مرگ دست تکان میداد» مجموعه نوشتهها و داستانهای کوتاه رضا کاظمی (-۱۳۴۹)، شاعر و نویسنده معاصر ایرانی است.
در بخشی از کتاب به نام «همکاسه» میخوانیم:
یکی خواباند تو گوشم، یکی هم زیرِ بساطم. اولی را با دست، دومی را با لگد. گفتم: «چرا میزنی؟» گفت: «خفه!» بعد، نایلونی را که نفهمیدم کجاش بود درآورد و همهی نوارها، کاسِتها، صفحهها را ریخت توش. افتادم به جانش، آویزانش شدم، گفتم: «جناب سروان، جانِ بچههات بگذار باشند. همهیشان مُجاز هستند به قرآن.» دروغ گفته بودم. نیمیشان غیرِمُجاز بودند. پدرسوخته انگار خودش میدانست، شاید هم راپورتچی داشت. گفت: «خر خودتی بچهجان! اگر خواستی بیا پاسگاه تحویل بگیر.» رفت. ترسیده بودم. درست مثلِ بچهای که وقتِ دزدی مُچش را گرفته دستگیر کرده باشند! [جنگ بود. مدرسهها تعطیل. بیکار بودم؛ زدم تو کارِ فروشِ نوارهای غیرِمُجاز] رفتم سراغِ آقای جعفری، ریشسفیدِ محلّه؛ هَمرام بیاید برویم پاسگاه، پادرمیانی کند. نبود. کسِ دیگری هم یافت نکردم. نمیباس هم یافت میکردم.
عصرِ پنجشنبه بود. همه رفته بودند گورستان، فاتحهی اموات. یادم به علیآقا افتاد. از من بزرگتر بود. درس نمیخواند، که اگر میخواند حالا باس مُهرِ مدرکِ لیسانسش هم خشک شده باشد. رفتم سوپرمارکتش. به مغازهی خواربارفروشیاَش میگفت سوپرمارکت؛ بچهها هم بِش میگفتند: علی سوپر! تو مغازهاَش بود. قصهاَم را بَراش گفتم. فیالفور کِرکِرهی مغازهاَش را داد پایین، هَمرام آمد. رفتیم پاسگاه. نشستیم تو راهرو. علیآقا رفت اتاقِ رئیس. آمد بیرون. رفت اتاقِ دیگر. یکچند دقیقه گذشت. در باز شد. صِدام کرد. بلند شدم رفتم داخل. جناب سروان که گروهباندوم هم نبود، پشتِ میزِ آهنیاَش نشسته اَخمهاش تو هم بود...
نحوه ایجاد کار تیمی مجازی![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
رابرت گلیزر
شاد بودناندرو ماتیوس
تفکر و زبانسعیده ساعدیکرمانی
راهنمای تشخیص گونه های مختلف کنه در حیوانات اهلی منطقه مدیترانهعماد چنگیزی
می رقصم در بادهای سختتوران صادقی
کتابخانه های کودکان را دریابیمفاطمه نادری
جرئت رویاپردازیرائد برقاوی
شیطان و دوشیزه پریمپائولو کوئیلو
انتخاب عشقباربارا دی آنجلیس
نبکا در پلایاحسن صادقی یونسی
سه گانه وانیکواسلاو هاول
گرگ آبادمریم سمیع زادگان
محیط زیست به روایت نموداراندرو سالوی
شین مثل شادی، چگونه زندگی را به سرزندگی تبدیل کنیم؟فریده افضلی
جاشوی فانوسدارکوروش کشمیری
انگلیسی برای دانشجویان رشته حقوق بین المللفرهاد مشفقی
تفنگ آلخین![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
رضا کاظمی
مقدمه ای بر الکتروانسفالوگرام کمی و نوروفیدبکتوماس بوزینسکی
کاپوزیرضا کاظمی
یک سفر دو لیوان چای آشغال و مسافری که شبیه تو بودرضا کاظمی
مجموعه سوالات طبقه بندی شده اورولوژیرضا کاظمی
فیلم و فرمالینرضا کاظمی
کابوس های فرامدرنرضا کاظمی
کلیسای کاتولیک و دو چالش سرنوشت سازرضا کاظمی
روایت های بی راویرضا کاظمی
فلسفه از جان تصویر چه می خواهد؟![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
دیوید نورمن رادوویک
مستند چگونه کار می کند؟جیکوب بریکا
بر صحنه صفحهطلایه رویایی
فرایند طراحی تئاترریتا کوگلر
چرا تئاتر؟ کتاب طلایی پنجمکاتجی د گیست
تئاتر آب، نظریه ای در بازیگری ایران امروزسامی صالحی ثابت
دراماتورژی صدا در تئاتر آوانگارد و پست دراماتیکملادن اوادیا
دستگاه دوزخ دانتهامیری باراکا
آنتیگونه هاجورج اشتاینر
هوش مصنوعی در سینماپائولا مورفی

نظرات کاربران
واقعا این کتاب عالی بود و متن ها بسیار دلپسند و جذاب بودند