
کتاب بازی وراثت (کتاب چهارم، برادران هاثورن)
معرفی کتاب بازی وراثت (کتاب چهارم، برادران هاثورن)
کتاب بازی وراثت (کتاب چهارم، برادران هاثورن) نوشتهی جنیفر لین بارنز و با ترجمهی نیایش کاری ادامهای بر ماجراهای خاندان هاثورن است که انتشارات آذرباد آن را منتشر کرده است. این کتاب در دنیای مجموعهی بازی وراثت میگذرد و تمرکز اصلیاش بر گذشته و حال چهار برادر هاثورن، بازیهای ذهنی، معماها و روابط پیچیدهی خانوادگی آنها است. روایت میان زمان کودکی برادران و اکنون جابهجا میشود و همزمان هم به ماجراهای عاشقانه و هم به توطئههای پنهان میپردازد. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب بازی وراثت (کتاب چهارم، برادران هاثورن)
کتاب بازی وراثت (کتاب چهارم، برادران هاثورن) داستانش را از صبح کریسمسی در کاخ هاثورن آغاز میکند؛ جایی که چهار برادر کودک، در دل یک بازی پیچیدهی طراحیشده توسط پدربزرگشان، اولین طعم واقعی معما، رقابت و شکست را میچشند. همین صحنهی افتتاحیه، الگوی کلی جهان داستان را نشان میدهد: در کاخ هاثورن هیچچیز تصادفی نیست و هر هدیه، هر سرنخ و هر قانون، بخشی از یک بازی بزرگتر است. در کتاب بازی وراثت (کتاب چهارم، برادران هاثورن) روایت میان گذشته و حال در رفتوآمد است. در زمان حال، گریسون و جیمسون هرکدام با چالشی تازه روبهرو هستند: گریسون درگیر مسئولیتهای بنیاد چندمیلیارددلاری ایوری و همزمان درگیر راز ناپدیدشدن پدرش و سرنوشت دو خواهر ناتنیاش در فینیکس است؛ جیمسون در لندن با پدری روبهرو میشود که سالها فقط یک نام بوده و حالا او را وارد دنیای محفلی مخفی به نام رحمت شیطان میکند. کتاب بازی وراثت (کتاب چهارم، برادران هاثورن) در کنار خط اصلی معما و توطئه، به روابط عاطفی و خانوادگی هم میپردازد: نامزدی ناش و لیبی، رابطهی جیمسون و ایوری، و تلاش زاندر برای حفظ تعادل میان شوخی، اختراع و نگرانی واقعی برای برادرانش. جنیفر لین بارنز در این کتاب، گذشتهی تربیتی سختگیرانهی توبیاس هاثورن و تأثیر آن بر شخصیت و انتخابهای هر چهار برادر را پررنگ کرده است؛ از تمرینهای رزمی و مبارزه با چاقو تا چالشهای عجیب تولد، سرمایهگذاری و «خلقکردن» چیزهایی که باید بینقص و درعینحال دردناک باشند.
خلاصه داستان بازی وراثت (کتاب چهارم، برادران هاثورن)
در کتاب بازی وراثت (کتاب چهارم، برادران هاثورن) دو خط اصلی داستانی درهم تنیده شده است. در یک خط، گریسون هاثورن که نماد کنترل و مسئولیتپذیری است، درگیر مأموریتی شخصی میشود: پیگیری سرنوشت شفیلد گریسون و مراقبت پنهانی از دو دختر او، جولیت (جیجی) و ساواناه. بازداشتشدن جیجی، صندوق امانات مرموز و احتمال ارتباط گذشتهی پدر با حمله به ایوری، گریسون را وادار میکند میان حقیقت، حفاظت و دروغ تعادل تازهای پیدا کند. در خط دیگر، جیمسون در لندن با پدرش ایان جانستون جیمسون روبهرو میشود؛ قماربازی حرفهای که قلعهی خانوادگی ونتج را در محفلی مخفی به نام رحمت شیطان باخته است. او از جیمسون میخواهد بهعنوان «بازیکن» وارد این کلوب افسانهای شود، توجه صاحبخانه را جلب کند و در بازی سالانهای با ریسک بسیار بالا شرکت کند. جیمسون و ایوری باهم تصمیم میگیرند این چالش را بپذیرند و از شهرت و نفوذ ایوری برای نزدیکشدن به رحمت شیطان استفاده کنند، درحالیکه گذشتهی تربیتی توبیاس هاثورن و بازیهای بیرحمانهی او مدام در پسزمینه یادآوری میشود.
چرا باید کتاب بازی وراثت (کتاب چهارم، برادران هاثورن) را بخوانیم؟
کتاب بازی وراثت (کتاب چهارم، برادران هاثورن) همزمان هم یک داستان معمایی پر از رمز، کلید، صندوق امانات و کلوب مخفی است و هم پرترهای از چهار برادر که هرکدام بهنوعی با میراث توبیاس هاثورن دستوپنجه نرم میکنند. این کتاب برای کسانی که در قسمتهای قبلی با ایوری و برادران همراه بودهاند، فرصتی است تا لایههای شخصیتی گریسون، جیمسون، ناش و زاندر را عمیقتر ببینند و در فضایی پر از بازی، خطر، عشق و وفاداری پیش بروند.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
کتاب بازی وراثت (کتاب چهارم، برادران هاثورن) به کسانی پیشنهاد میشود که به داستانهای پرتعلیق خانوادگی، معماهای چندمرحلهای، روابط پیچیدهی عاطفی و فضاهای اشرافی پر از راز علاقه دارند. همچنین به خوانندگانی پیشنهاد میشود که سه کتاب قبلی مجموعه بازی وراثت را دنبال کردهاند و میخواهند داستان برادران هاثورن را از زاویهای نزدیکتر ببینند.
بخشی از کتاب بازی وراثت (کتاب چهارم، برادران هاثورن)
«در کاخ هاثورن شش درخت کریسمس وجود داشت. یکی در سرسرا بود که شاخههایش با چراغهای درخشان تزیین شده بود و ارتفاعش به شش متر میرسید. درخت اتاق ناهارخوری با مروارید و درخت اتاق چای با کریستال آراسته شده بود. روبانهای مخملی آبشاری میان شاخههای یک کاج بزرگ در پاگرد طبقه دوم میرقصیدند؛ یک درخت سفید که فقط با تزیینات طلایی مزین شده بود، روی پاگرد طبقه سوم قرار داشت. ناش، گریسون، جیمسون و زاندر همهٔ درختان را با دقت جستوجو و پنج گوی دیگر پیدا کردند که چهار تایش حاوی تکههای پازل بود. باز کردن آن چهار گوی به آنها اجازه داد پازل را کامل کنند: یک مربع. یک مربع خالی. جیمسون و گریسون همزمان برای گرفتن گوی آخر دست دراز کردند. جیمسون با لحنی جدی و مصمم گفت: «اولین سرنخ رو من پیدا کردم. من فهمیدم که یه بازی در کاره.» پس از لحظهای طولانی، گریسون گوی را رها کرد. جیمسون در یکچشم برهم زدن تزیین را باز کرد. جیمسون داخلش کلید کوچک فلزیای روی یک جاکلیدی چراغقوهای پیدا کرد. «نور چراغقوه رو روی پازل امتحان کن، جیمی.» حتی ناش هم نتوانست در برابر جذابیت این بازی مقاومت کند. جیمسون چراغقوه را روشن کرد و نورش را به سمت پازل کامل شده گرفت. کلمات ظاهر شدند: بخش جنوب غربی املاک.»
حجم
۴۱۳٫۰ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۵۰۴ صفحه
حجم
۴۱۳٫۰ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۵۰۴ صفحه