جملات زیبای کتاب بازی وراثت (کتاب چهارم، برادران هاثورن) | طاقچه
تصویر جلد کتاب بازی وراثت (کتاب چهارم، برادران هاثورن)

کتاب بازی وراثت (کتاب چهارم، برادران هاثورن)

نوع کتاب
۴.۷ امتیاز(از ۳ رأی)
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
hoda
۰
گریسون گفت: «حالم خوب نیست. احتمالاً دیگه هیچ‌وقت خواهرهام باهام حرف نمی‌زنن و من توی از دست دادن آدما خوب نیستم.» گریسون مکثی کرد. «یا شاید هم توی از دست دادنشون خیلی خوبم.» هر بار که به کسی اجازه داده بود وارد زندگی‌اش شود... هر بار که گاردش را پایین آورده بود... هر بار که چیزی کمتر از بی‌نقص بودن بود... ناش با خشونت گفت: «ما رو از دست ندادی، داداش کوچولو.»
hoda
۰
«همه‌چیز درست می‌شه، جی‌جی.» گریسون تقریباً داشت به او خواهر کوچولو می‌گفت، همان‌طور که ناش به او داداش کوچولو می‌گفت. «قول می‌دم.» گریسون تا وقتی‌که جی‌جی را بغل نکرده بود، حتی متوجه نشده بود که قصد دارد بغلش کند. جی‌جی هم بغلش کرد. او درست زیر چانه‌اش جا می‌شد و برای یک‌لحظهٔ کوتاه، گریسون حس کرد دقیقاً همان‌جایی است که باید باشد.