
کتاب سه گانه کوچ
معرفی کتاب سه گانه کوچ
کتاب سه گانه کوچ (استرالیا، اهالی کاله، مدیترانه ای) نوشته پیام لاریان و مجموعهای از سه نمایشنامه با عنوانهای «استرالیا»، «اهالی کاله» و «مدیترانهای» است که نشر نی آن را در سال ۱۴۰۴ منتشر کرده است. این سه اثر نمایشی در دل موقعیتهای معاصر و در باب مهاجرت، آوارگی و اردوگاهها هستند و از خلال شخصیتهایی از ایران، افغانستان، روآندا، اندونزی و دیگر نقاط جهان، تجربهی کوچ اجباری و سرگردانی را روایت میکنند. کتاب حاضر با تکیه بر فضاهایی مانند اسکله، دریا، جنگل و کمپ، جهان مهاجران را در آستانهی سفر، غرقشدن یا بازداشت به تصویر کشیده است. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب سه گانه کوچ اثر پیام لاریان
کتاب سه گانه کوچ (استرالیا، اهالی کاله، مدیترانه ای) مجموعهای از سه نمایشنامه به قلم پیام لاریان است که در آنها بهسراغ جهان مهاجران و آوارگان رفته است. هر نمایشنامه در جغرافیایی ویژه میگذرد، اما همهی آنها حول یک محور میچرخند؛ انسانهایی که در مرز میان ماندن و رفتن، زندگی و مرگ، خشکی و دریا معلق ماندهاند.
در نمایشنامهی استرالیا، داستان عدنان و سامیه و گادین روی عرشهی یک کشتی قاچاقی و در بندرهای جاوه و گاروت شکل میگیرد؛ جایی که رؤیای رسیدن به استرالیا با کابوس غرقشدن و تبدیلشدن به موجودات دریایی گره میخورد. تاریخ داستان این نمایشنامه مرتبط است با ۱۸ شهریور ۱۳۸۹.
در نمایشنامهی اهالی کاله از کتاب سه گانه کوچ، صحنه به جنگلها و کمپ جنگل در شهر کاله منتقل میشود؛ جایی که خدیم روآندایی، سیلان اندونزیایی و لاویا از ایلام، هرکدام با گذشتهای خونین و زخمی در انتظار عبور از کانال مانش و رسیدن به جزیره هستند. ساختار این نمایشنامه بر تکثیر چهرهها، چندصداییبودن شخصیتها و رفتوآمد میان خاطره و اکنون استوار شده است. این نمایشنامه شش شخصیتِ مرد و یک شخصیتِ زن دارد. خدیم، جوان روآندایی، سیلان (مردی میانسال از اندونزی) و لاویا (زنی اهل ایلام) از شخصیتهای این متن نمایشی هستند.
نمایشنامهی سوم از کتاب سه گانه کوچ با عنوان مدیترانهای (نمایشی در رد یا تأیید ماسک) نیز در امتداد همین جهان شکل گرفته و تصویر دیگری از کوچ، خشونت و مرز را پیش کشیده است. این متن نمایشی بهگفتهی پیام لاریان در مذمت کرونا یا هر ویروس دیگری که ما را خواهد کشت، نوشته شده است. فهرست شخصیتهای این نمایشنامه عبارت است از «بابک شریف»، «ادریس سیف»، «ماهور/ نهال»، «ناژلا/ افسانه»، «هانیه/ زهرا» و «مجید/ صفا».
خلاصه کتاب سه گانه کوچ
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان نمایشنامهها را فاش میکند!
در نمایشنامهی استرالیا، عدنان ایرانی، سامیهی افغان و گادین اندونزیایی روی کشتی قاچاقی بهسوی استرالیا میروند؛ دریا، اسکلهی گاروت و جزیرهی کریسمس به صحنهی ترس، رؤیا و مرگ بدل میشود و شخصیتها در مرز انسان و موجودات دریایی تصور میشوند. در نمایشنامهی اهالی کاله، خدیم از روآندا، سیلان از اندونزی و لاویا از ایلام در کمپ جنگل کاله سرگردانند؛ هرکدام گذشتهای پر از جنگ، مواجهه با سونامی، خشونت خانوادگی و سوختگی بر تن دارند و رؤیای عبور از کانال مانش را دنبال میکنند. نمایشنامهی سوم نیز در ادامهی همین جهان، مدیترانه و مرزهای دیگر را به صحنه میآورد و تصویر کوچ را از زاویهای تازه دنبال میکند.
چرا باید کتاب سه گانه کوچ را بخوانیم؟
مجموعه نمایشنامهی سه گانه کوچ با تمرکز بر صحنههایی مانند اسکله، کمپ، دریا و جنگل، تجربهی مهاجرت را از دل بدن، صدا، رقص و کابوس نشان داده است. این کتاب امکان مواجهه با جهان مهاجران را نه در قالب گزارش، بلکه در قالب موقعیتهای نمایشی، گفتوگوها و مونولوگهای تکهتکه فراهم کرده و برای خواننده تصویری چندوجهی از خشونت، امید و سرگردانی ساخته است.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
کتاب حاضر به دوستداران ادبیات نمایشی ایران و قالب مجموعه نمایشنامه، دانشجویان و پژوهشگران رشتههای هنرهای نمایشی، مطالعات مهاجرت و مطالعات فرهنگی پیشنهاد میشود. همچنین این اثر به کسانی پیشنهاد شده است که به خواندن متنهایی داستانی دربارهی مهاجرت، مرز، جنگ و تجربهی زیستهی آوارگان علاقه دارند.
درباره پیام لاریان
پیام لاریان، هنرمند عرصهی هنرهای نمایشی ایران، در سال ۱۳۶۰ در اهواز به دنیا آمد. مسیر حرفهای خود را با تحصیل در رشتهی کارگردانی در پردیس هنرهای زیبا در دانشگاه تهران و دانشگاه هنر تهران آغاز کرد تا بهعنوان نویسنده، کارگردان و بازیگر جایگاهی در سینما، تئاتر و تلویزیون بیابد. این هنرمند که فرزند نعتالله لاریان، از نویسندگان و کارگردانان فقید و نامآشنای تئاتر است، توانست با تکیه بر دانش آکادمیک و میراث خانوادگی خود، افتخاراتی را رقم بزند.
کارنامهی تئاتری پیام لاریان در مقام نویسنده و کارگردان با آثاری همچون «امپرسیون؛ جیغ بنفش»، «پرسههای موازی»، «گزارش بازگشت»، «بالستیک زخم» و «و چند داستان دیگر» پیوند خورده است؛ در حالی که در جایگاه نویسنده، آثاری نظیر «استرالیا»، «پروانهی الجزایری»، «اگزیستنس»، «کالی یوگا»، «شرق وحشی»، «اهالی کاله» و «سه گانه ی کوچ» را به رشتهی تحریر درآورده است. او علاوهبر صحنهی تئاتر، در حوزهی سینما نیز حضور داشته و علاوهبر ایفای نقش در فیلم سینمایی «چ» به کارگردانی ابراهیم حاتمیکیا، در نگارش فیلمنامههایی همچون «پریسا»، «بیسر» و فیلم «استاد» مشارکت داشته است؛ ضمن آنکه در مجموعهی تلویزیونی «رنگ شک» نیز بهعنوان بازیگر مقابل دوربین رفته است.
فعالیتهای پیام لاریان در حوزهی نشر گسترده بوده و کتابهای متعددی از او توسط انتشاراتی همچون نمایش، افراز، بوتیمار، ورا، آواژ و نشر نی روانهی بازار شده است. ازجمله آثار مکتوب او میتوان به «تاریخ مردم کوچه و بازار فرانسه در قرن ۱۸»، «اشتقاق/ سیارهی میمونها» و مجموعهی «استرالیا و دو نمایشنامهی دیگر» اشاره کرد. نمایشنامهی «امپرسیون؛ جیغ بنفش» به قلم او توسط انتشارات کلاروس در کشور ترکیه در سال ۱۴۰۴ منتشر شده است.
پیام لاریان با خلق آثاری با عناوین خاص نظیر «شرایط نامطبوع حیات یک گیاه کمیاب در فرودگاه سی.دی. جی» یا «BEAT یا کتابچهی راهنمای خستگی و کوفتگی و البته آمرزیدگی»، سبک نوشتاری منحصربهفرد خود را دنبال میکند که ترکیبی از تجربهی عملی بر صحنه و نگاهی ژرف به ساختارهای دراماتیک بوده است. این نویسنده با تکیه بر تحصیلات خود و فعالیت مستمر در مدیومهای مختلف، خود را بهعنوان یکی از چهرههای پرافتخار و جریانساز نسل خویش در هنرهای نمایشی ایران تثبیت کرده است.
این کتاب یا نویسنده چه جوایز و افتخاراتی کسب کرده است؟
از کتاب سه گانه کوچ، نمایشنامهی استرالیا و نمایشنامهی مدیترانهای نمایشنامههای برگزیدهی سیوششمین جشنوارهی بینالمللی تئاتر فجر بودهاند.
پیام لاریان جوایز گوناگونی را در عرصهی هنرهای نمایشی دریافت کرده که فهرست برخی از آنها در ادامه آمده است:
- دریافت جایزهی بهترین بازیگر نوجوان از جشنوارهی تئاتر فجر در سال ۱۳۶۹
- دریافت جایزهی بهترین نمایشنامهنویس و کارگردان از جشنوارههایی همچون تئاتر فجر استانی فارس، جشنوارهی سراسری بهار نمایش و جشنوارهی منطقهای دانشگاهی در سالهای ۱۳۸۴ و ۱۳۸۵ برای نمایش «امپرسیون؛ جیغ بنفش»
- دریافت جوایز نمایش برتر و منتخب از دورههای سیزدهم و چهاردهم جشنوارهی تئاتر دانشگاهی ایران برای آثاری نظیر «پرسههای موازی» و «گزارش بازگشت»
- انتخابشدن در میان ده نمایشنامهنویس برتر دانشجویی جهان در سال ۲۰۱۰ میلادی در ترکیه
- کاندیداتوری جایزهی بزرگ جشنوارهی its هلند در سال ۲۰۱۱
- دریافت جوایز بهترین طراحیصحنه و نور
- دریافت عنوان یکی از برترین نمایشنامهنویسان مسابقات تخصصی و جشنوارههای استانی برای نگارش نمایشنامههایی همچون «اگزیستنس» و «کالی یوگا»
بخشی از کتاب سه گانه کوچ
«صدای ازدحام و هیاهو.
صدای خدیم.
گلوی لاویا رو بریدن. اون تنهاترین زنی بود که مرگ تا حالا دیده. ایستادم تو چادر و تکون نمیخورم. بیرون داره برف میآد. خونِ گلوی لاویا اونقدر گرمه که داره بخار ازش بلند میشه. از گلوش میجوشه تا زیر پاهام. مثل رودخونهٔ نیل که از قاهره میره تا خارطوم.
بیرون دارن کمپو خراب میکنن. من نمیخوام با بقیه برم. باید فرار کنم. وقتی چادر لاویا داره میسوزه، من دارم میدوم سمتِ جنگل.
در تاریکی لاویا شروع به خواندن میکند.
لاویا: بباره باران/ به لام ئارام، ئارام/ نهکا دهنگی گریانهکانم لهگرمیگرمی هاتنتا ون بن/ ببارهتا بروا بکهم که تهنیا نیم و توش دلتهنگی/ بهلام دلتهنگی تو لهکوی و دلتهنگی من لهکوی.
نور که به تدریج میآید، خدیم ۱ در زیر نور در حال رقص است. کمی دورتر، لاویا و خدیم ۲ ایستادهاند.
خدیم ۲: تنها چیزی که تو زندگی داشتم همین بود. رقص تنها چیزیه که داشتم. تو دشتهای روآندا. تو کوههای مراکش. تو ساحل کاله. اینها رنجهاییه که برام مونده. همیشه آرزو داشتم خودمو برسونم جزیره. دلم میخواست اونجا برم مدرسهٔ رقص. رقص خود رنجه. تنها وقتی که از رنج لذت میبری.
لاویا از خواندن دست میکشد. خدیم ۱ نیز از رقصیدن.»
حجم
۱۳۷٫۲ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۵
تعداد صفحهها
۲۱۴ صفحه
حجم
۱۳۷٫۲ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۵
تعداد صفحهها
۲۱۴ صفحه