معرفی و دانلود کتاب دلاور مرد سیستان؛ بر اساس زندگی سردار شهید میرقاسم میرحسینی (قصه‌ی فرماندهان ۲۲) + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب دلاور مرد سیستان؛ بر اساس زندگی سردار شهید میرقاسم میرحسینی (قصه‌ی فرماندهان ۲۲)
off
٪۵۰
subscriptionAvailable

کتاب دلاور مرد سیستان؛ بر اساس زندگی سردار شهید میرقاسم میرحسینی (قصه‌ی فرماندهان ۲۲)

نوع کتاب
۵.۰(از ۴ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
سارا عرفانی

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب دلاور مرد سیستان؛ بر اساس زندگی سردار شهید میرقاسم میرحسینی (قصه‌ی فرماندهان ۲۲)

کتاب «دلاور مرد سیستان» که به خاطرات شهید میرقاسم میرحسینی از فرماندهان دفاع مقدس می‌پردازد، بیست و دومین کتاب از مجموعه «قصه فرماندهان» است. این کتاب در ۱۰ داستان مستقل از کودکی تا زمان شهادت ایشان است و سعی شده است خاطراتی را که قابلیت داستان شدن دارند انتخاب شود. نویسنده، کار نگارش کتاب را در مدت دو ماه انجام داده است. وی از کتاب های «نگین هامون» و «پرنده و تانک» به عنوان منابعی که خاطرات شهید میرحسینی در آنها وجود داشته، برای نگارش این کتاب، استفاده کرده است.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب دلاور مرد سیستان؛ بر اساس زندگی سردار شهید میرقاسم میرحسینی (قصه‌ی فرماندهان ۲۲) و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:دلاور مرد سیستان؛ بر اساس زندگی سردار شهید میرقاسم میرحسینی (قصه‌ی فرماندهان ۲۲)
موضوع:دفاع مقدس
نویسنده:سارا عرفانی
انتشارات:انتشارات سوره مهر
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۳۸۹/۰۴/۰۱
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۰.۱۵ مگابایت
شابک:۹۷۸۹۶۴۵۰۶۹۵۸۰
تعداد صفحه‌ها:۸۸ صفحه
قیمت کتاب:۶۱۵۰۰ تومان
برچسب:مجموعه قصه فرماندهان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

1motahare
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۱۰/۳۰

سلام این کتاب برای سنین حدودا نه سال تا آخر مناسب است🌸 با خواندن کتاب می‌توانید با زندگی نامه شهید میر قاسم به زبان ساده آشنا شوید. پس بهتون پیشنهاد میکنم که این کتاب را بخوانید🙏🏻

۲
حسین
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۱۰/۱۴

شهید میرحسینی رفیق شفیق سردار سلیمانی بود شهید که به گفته سردار سلیمانی: ( من هیچوقت حتی در بحرانی ترین شرایط جنگ در چهره ایشون ذره ای ترس ندیدم). من رو به یاد این آیه قرآن می اندازه: ان اولیائ الله فلا خوف...بیشتر

۰

بریده‌هایی از کتاب

عشق کتاب
۴
وقتی کار خلاف شرع می‌کنید، این اتفاق‌ها هم می‌افتد. این فیلم‌ها روی روح آدم تأثیر منفی می‌گذارد. اگر این چیزها را نبینید، خدا درهای دیگری از هستی را به رویتان باز می‌کند.
1motahare
۴
میرقاسم ادامه داد: «ما می‌جنگیم، حتی اگر صد بار برویم و دست خالی برگردیم. ما بر حسب تکلیف به میدان آمدیم، نه به شرط پیروزی. از اول قرارمان بر پیروزی نبود. گفتیم می‌رویم، یا دشمن را عقب می‌رانیم، یا به شهادت می‌رسیم.
عشق کتاب
۱
این ما هستیم که به عنوان نسلی که علمدار و پرچمدار حکومت عدل خدا شده‌ایم، باید همان مراحل، همان امتحانات، همان سختی‌ها و همان مشقت‌ها را داشته باشیم. همان حماسه‌ها و همان مقاومت‌ها را داشته باشیم تا به وظیفه دینی خود عمل کنیم. باید در این راه صلابت به خرج دهیم.
عشق کتاب
۱
امروز تکرار تاریخ اسلام است. ما با پرچم سرخ شهادت به سپاه حسین می‌پیوندیم تا از یزیدیان نباشیم. بر فراز قبیله ما پرچم سرخ برافراشته شده تا به همه دینداران تاریخ بگوییم که راه ما راه حسین است و هدفمان هدف حسین
1motahare
۱
ابروهایش در هم بود. با عصبانیت گفت: «چرا رفتی روی سنگر؟! اگر خدای نکرده چیزی می‌شد...» سرم را پایین انداختم و گفتم: «معذرت می‌خواهم، ببخشید!» گره ابروهایش باز شد. دست انداخت دور گردنم و صورتم را بوسید. لبخند زد و گفت: «تو من را ببخش که بلند صحبت کردم. گفتم ممکن است خدای نکرده...» پیشانی‌اش را بوسیدم و گفتم: «شما درست می‌گویی؛ من اشتباه کردم.» دلش نمی‌آمد برود. می‌خواست هر طور شده از دلم دربیاورد. مطمئنش کردم که ناراحت نیستم تا با خیال راحت پیشروی را ادامه بدهد.
Ati
۰
گفت: «از شما بعید است این حرف. اما باشد، من دیگر نمی‌روم. ولی شما حاضرید تعهد بدهید که اگر من آمدم اینجا ماندم و از خانه‌ام بیرون نیامدم، دیگر مرگ به سراغم نمی‌آید و نمی‌میرم؟ باید قول بدهید که اگر اجلم رسید، او را برگردانید که من تا آخر زنده بمانم. می‌توانید چنین کاری بکنید؟»
Ati
۰
سیستان به آدم‌های تحصیل‌کرده احتیاج دارد. فقر و کم‌آبی را فقط با درس خواندن و خدمت می‌شود حل کرد.
کاربر ۱۵۲۸۲۸۰
۰
میرقاسم نفسش را با صدا بیرون داد. چماق را از زیر پیراهن بیرون آورد و گفت: «هر کاری بکنید، من توی سالن نمی‌آیم. شما هم به جای اینکه به هر کلکی من را بکشید آن تو، به فکر خودتان باشید.» سر تکان داد و از سینما بیرون رفت. مهدی و بقیه، شکست‌خورده، دنبالش راه افتادند. داشتند درباره شرطی که با رضا بسته بودند صحبت می‌کردند که میرقاسم برگشت و گفت: «در ضمن، شرط‌بندی هم خلاف شرع است!»
کاربر ۱۵۲۸۲۸۰
۰
، بسم‌الله گفت و چند آیه از قرآن را خواند. بعد گفت: «آیاتی که از صحنه‌های نبرد تلاوت کردم، در تدریس مسائل تاکتیکی جنگ از آن‌ها استفاده می‌شود و رزمندگان ما از این آیات و بسیاری از آیات دیگر در شیوه‌های جنگی استفاده می‌کنند. من ترجمه این آیات را می‌گویم: خداوند شما را به حقیقت در جنگ بدر یاری کرد و بر دشمن غلبه داد با آنکه شما از هر جهت در مقابله با دشمن ضعیف بودید. پس راه خداپرستی و تقوا در پیش بگیرید؛ باشد که شکر نعمت‌های او به‌جا آورید.»
کاربر ۱۵۲۸۲۸۰
۰
، بسم‌الله گفت و چند آیه از قرآن را خواند. بعد گفت: «آیاتی که از صحنه‌های نبرد تلاوت کردم، در تدریس مسائل تاکتیکی جنگ از آن‌ها استفاده می‌شود و رزمندگان ما از این آیات و بسیاری از آیات دیگر در شیوه‌های جنگی استفاده می‌کنند. من ترجمه این آیات را می‌گویم: خداوند شما را به حقیقت در جنگ بدر یاری کرد و بر دشمن غلبه داد با آنکه شما از هر جهت در مقابله با دشمن ضعیف بودید. پس راه خداپرستی و تقوا در پیش بگیرید؛ باشد که شکر نعمت‌های او به‌جا آورید.»