معرفی و دانلود کتاب گزینه‌ی اشعار حافظ موسوی + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب گزینه‌ی اشعار حافظ موسوی
off
٪۴۰

کتاب گزینه‌ی اشعار حافظ موسوی

نوع کتاب
۳.۵ امتیاز(از ۴ رأی)
پدیدآورندگان: 
حافظ موسوی
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب گزینه‌ی اشعار حافظ موسوی

دفتر دفتر می‌نویسیم و سطر سطر خط می‌زنیم شاید روزی کودکی که هنوز نیامده است بیاید و لابه‌لای همین نوشته‌ها و خط‌خورده‌ها آن کلام مقدس را پیدا کند شاید همین خرده‌کاغذها و دست‌نوشته‌های خط‌خورده بهای رستگاری دنیا باشد!

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب گزینه‌ی اشعار حافظ موسوی و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابگزینه‌ی اشعار حافظ موسوی
موضوعشعر نو
نویسندهحافظ موسوی
انتشاراتانتشارات مروارید
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۹۳/۰۴/۰۱
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۰.۱۹ مگابایت
شابک۹۷۸۹۶۴۱۹۱۲۰۵۷
تعداد صفحه‌ها۲۹۰ صفحه
قیمت کتاب۴۸۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

msadeq
۱۳۹۴/۰۴/۰۴

زیبا بود

۰

بریده‌هایی از کتاب

mobina
۷
هراس از دست دادنت مشق‌های شب عید است تمام نمی‌شود و تعطیلات کودکانه را تا روز سیزدهم سیاه می‌کند
mobina
۳
نه زمستان می‌ماند نه بهار می‌آید در بی‌فصلی تباه می‌شویم ما درختان بلاتکلیف
mobina
۳
ما با زبان تاریخ حرف می‌زنیم خواب‌های تاریخی می‌بینیم و بعد با دشنه‌های تاریخی سرهای همدیگر را می‌بریم   از شام تا حجاز از حجاز تا بغداد از بغداد تا قسطنطنیه از قسطنطنیه تا اصفهان از اصفهان تا بلخ بر سرزمین‌های ما مرده‌ها حکومت می‌کنند   اینجا خاورمیانه است و این لکنته که از میان خون ما می‌گذرد تاریخ است.
Firoozeh
۲
اما همیشه فاصله بد نیست رؤیای سرخِ سیب، گاهی زیباتر است از سبدی سیب سرخ...
mobina
۲
برای تو پیغام فرستادم: با کمی پول انبوهی سیگار و نوشیدنی و چند تکه لباس گرم خودت را به من برسان تا خودمان را از اردیبهشت خفه کنیم تو با کارنامه‌ای درخشان   خرداد را پشت سر گذاشتی من، اردیبهشت را نفله کردم و حالا، هر دومان پیر شده‌ایم و حواس‌مان هست که قرص‌هامان را به موقع بخوریم.
mobina
۱
این ماه هم تمام خواهد شد ما جیب‌هایمان را خواهیم گشت سری تکان خواهیم داد و ماهِ تازه را، مثل یک کتاب کهنه برای بارِ نمی‌دانم چندم دست خواهیم گرفت
mobina
۱
کودکی‌هایم زیر آوار مانده است باریکه‌راهی که مرا به جنگل می‌بُرد پوشیده از سرخس و گزنه راهم نمی‌دهد دیوارها در کوچه‌هایی که دیگر نیستند دراز کشیده‌اند   زیر هر خشت استخوانی از من می‌پوسد   سایه‌های من آن‌سوی رودخانه آن‌سوی سرخس‌ها و گزنه‌ها و بوته‌های تمشک است   باریکه‌ راهی که مرا به جنگل می‌برد...
mobina
۱
پروانه رنگ بال‌هایش را از یاد برده است پرنده آوازش را به یاد نمی‌آورد دعا کنید سطرهای عاشقانه از یادمان نرود!
mobina
۱
تمام این مسافرخانه از عطر دست‌های تو پر خواهد شد   دهان اگر باز کند این چمدان!
mobina
۱
«گاهی خاطره‌ای زلال از ذهن می‌گذرد و آدمی خیال می‌کند تمام آب‌های جهان زیر انگشت‌های اوست»