با کد تخفیف Salam اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
کتاب هنرمند گرسنه اثر فرانتس کافکا

کتاب هنرمند گرسنه

نویسنده:فرانتس کافکامترجم:محمدصادق رئیسیانتشارات:انتشارات سولارسال انتشار:۱۳۹۴تعداد صفحه‌ها:۳۷ صفحهدسته‌بندی:امتیاز:
۲.۸از ۴ رأیخواندن نظرات

سال انتشار۱۳۹۴

تعداد صفحه‌ها۳۷ صفحه

دسته‌بندی

معرفی کتاب هنرمند گرسنه

«هنرمند گرسنه» از مجموعه هزارویک آسنی، داستانی نوشته فرانتس کافکا، نویسنده بزرگ آلمانی زبان است. آثار کافکا که با وجود وصیت او مبنی بر نابود کردن همه آنها، اکثراً پس از مرگش منتشر شدند، در زمره تأثیرگذارترین آثار در ادبیات غرب به شمار می‌آیند. کافکا از ۱۹۱۰ به نوشتن یادداشت‌های خصوصی که اثری هم در شناخت شخصیت و زندگی او به شمار آمد پرداخت و تا پایان زندگی آن را ادامه داد که ترس از بیماری، تنهایی، شوق فراوان به ازدواج و در عین حال هراس از آن، کینه به پدر و مادر و احساس‌های گوناگون خویش را در آن منعکس ساخته. کافکا در سال ۱۹۱۷ دچار سل شد و ناچار شد چندین بار در دوره نقاهت به استراحت بپردازد. عموماً اعتقاد بر این است که کافکا در سراسر زندگیش از افسردگی حاد و اضطراب نیز رنج می‌برده‌است. او همچنین دچار میگرن، بی‌خوابی و مشکلات دیگری بود که عموماً عوارض فشار و نگرانی روحی هستند. او با شدت گرفتن بیماری سل‌اش به پراگ بازگشت، سپس برای درمان به استراحت‌گاهی در وین رفت و در سوم ژوئن ۱۹۲۴ در همان‌جا درگذشت. بدن او را به پراگ برگرداندند و در تاریخ ۱۱ ژوئن ۱۹۲۴ در گورستان جدید یهودی‌ها در ژیژکوف پراگ به خاک سپردند. از کافکا آثار زیادی در ایران ترجمه شده که مهمترین آنها «قصر»، ترجمه امیر جلاالدین اعلم. «محاکمه»، ترجمه امیر جلاالدین اعلم. «مسخ»، ترجمه صادق هدایت. «آمریکا»،و «دفتر یادداشت‌های روزانه»، هردو ترجمه بهرام مقدادی هستند. بریده‌ای از داستان: هنرمند گرسنه که حالا در خلسه‌ای نیمه ضعیف نشسته بود و همچنان طوری موعظه‌وار حرف می‌زد تا حواس حضّار را از وضع هنرمند گرسنه پرت کند، بعد از آن به سلامتی جمع لیوانی بالا برد، از قرار معلوم توی گوش مدیر تماشاخانه از هنرمند گرسنه چیزی می‌گفتند، گروه نوازندگان با نواختن آهنگی این کار را تأئید کردند، تماشاچیان پخش و پلا شدند و هیچ کس از این کار راضی نبود، هیچ کس بجز خودِ هنرمند گرسنه فقط او همیشه راضی بود.

نظرات کاربران

هدا
۱۴۰۰/۰۲/۱۵

ترجمه اش بد بود.

الهام
۱۳۹۷/۰۳/۱۶

یه کمی میتونست ترجمه بهتری داشته باشه ولی پلات داستان بینظیر هست.

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه (۱)
هراس، تیره بختی است، اما شهامت را نمی‌توان نیکبختی دانست؛ نهراسیدن سعادت است.
zahra rahimzadeh