کتاب گمشده گورستان لینزی کری + دانلود نمونه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب گمشده گورستان

کتاب گمشده گورستان

معرفی کتاب گمشده گورستان

کتاب گمشده گورستان نوشته‌ی لینزی کری با ترجمه‌ی پیمان سلمان‌زاده داستانی ماجراجویانه، پرتعلیق و سرشار از فضاهای رازآلود است که نشر پرتقال آن را منتشر کرده است. در این کتاب، ماجرا در یک فضای ساحلی و روستایی شکل می‌گیرد؛ جایی که دریا، اسکله، قایق‌ها و کافه‌ی ملوان‌ها فقط پس‌زمینه نیستند، بلکه در شکل‌گیری سرنوشت شخصیت‌ها نقش اساسی دارند. متن، از همان سطرهای آغازین، خواننده را به دل روستایی کوچک می‌برد که در آغوش اقیانوس آرام گرفته و زندگی روزمره‌ی ماهیگیرها، کافه‌ی پیرمردی به‌نام فیلیپ، و شور و شوق جوانی به‌نام ویل را به‌تدریج پیش چشم می‌آورد. در کنار این فضای گرم و صمیمی، سایه‌ی یک راز قدیمی و هولناک درباره‌ی دریا و غروب خورشید، کم‌کم بر همه‌چیز سنگینی می‌کند و داستان را از یک روایت ساده‌ی روزمره به ماجرایی پرخطر و پررمزوراز تبدیل می‌کند. گمشده گورستان با ترکیب ماجراجویی دریایی، افسانه‌های محلی، موجودات شگفت‌انگیز و کشمکش‌های درونی قهرمان جوان، جهانی می‌سازد که هم بوی نمک دریا می‌دهد و هم طعم ترس و کنجکاوی. نسخه‌ی الکترونیکی این اثر را می‌توانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.

درباره کتاب گمشده گورستان

کتاب گمشده گورستان داستان ویل را روایت می‌کند؛ پسری جوان در روستایی ساحلی که زندگی‌اش با دریا گره خورده است. او هر روز با قایق کوچک خود به دل آب می‌زند، در کافه‌ی چوبی فیلیپ پیر قهوه می‌نوشد و در رؤیای صیدهای بزرگ و ماجراجویی‌های تازه زندگی می‌کند. در ظاهر، همه‌چیز در این روستا آرام و روشن است؛ مردمی مهربان، اسکله‌ای شلوغ، ماهیگیرهایی که آواز می‌خوانند و کافه‌ای که مرکز گفت‌وگو و خاطره است. اما در دل همین روزمرگی، قانونی نانوشته وجود دارد: هیچ‌کس بعد از غروب آفتاب نباید در دریا بماند. این قانون فقط یک توصیه‌ی احتیاطی نیست، بلکه پشت آن داستانی تاریک از مرگ، طوفان و موجودی ناشناخته در اعماق آب‌ها پنهان شده که فیلیپ سال‌ها آن را در سینه نگه داشته است. در بخش‌های مختلف کتاب، لینزی کری با جزئیات فراوان، هم زندگی روزانه‌ی روستا را نشان داده و هم کم‌کم لایه‌های این افسانه‌ی ترسناک را کنار زده است؛ از خاطره‌ی غرق‌شدن پدر ویل و زخمی‌شدن فیلیپ گرفته تا هشدارهای مکرر درباره‌ی «روح نگهبان دریا». کتاب گمشده گورستان در ادامه، ماجرا را از سطح زندگی عادی به سمت ناشناخته‌ها می‌برد. ویل که روحی ماجراجو و سرکش دارد، میان عشق به دریا و ترس تازه‌ای که از داستان‌های فیلیپ در دلش افتاده، سرگردان است. حضور سیرک در روستا، پیش‌گویی پیرزن رمال درباره‌ی جزیره و طوفان، و تصویر جزیره‌ای پنهان در خلیج دلفین‌ها، همه مثل نشانه‌هایی هستند که او را به‌سوی سرنوشتی متفاوت هل می‌دهند. ساختار کتاب در فصل‌های پی‌درپی پیش می‌رود؛ فصل‌هایی که از صبح‌های مه‌آلود اسکله و صید شیرماهی‌ها شروع می‌شوند، به شب‌های پر از قصه در کافه می‌رسند و بعد به سفرهای پنهانی ویل به جزیره‌ای ناشناخته، برکه‌ی آب شیرین، میمون بازیگوش، گردنبند مرموز و درنهایت رویارویی با نیزه‌ماهی عظیم و پری دریایی به‌نام پولیانز گسترش پیدا می‌کنند. نویسنده در هر فصل، هم تعلیق بیرونی را بیشتر کرده است، هم کشمکش درونی ویل را؛ کشمکشی میان وفاداری به هشدارهای فیلیپ، دلتنگی برای پدر، و کشش توقف‌ناپذیر به‌سوی رازهای دریا. این ترکیب، کتاب را به داستانی تبدیل کرده که هم حال‌وهوای افسانه‌های دریایی دارد و هم دغدغه‌ی رشد و انتخاب‌های یک نوجوان را دنبال می‌کند.

خلاصه کتاب گمشده گورستان

در گمشده گورستان، محور اصلی داستان، رابطه‌ی پیچیده‌ی انسان و دریاست؛ در قالب زندگی ویل، پسر جوانی که هم عاشق دریاست و هم به‌تدریج از رازهای تاریک آن می‌ترسد. در آغاز، ویل را در روستایی ساحلی می‌بینیم که صبح‌ها با شوق از خواب بیدار می‌شود، به کافه‌ی فیلیپ می‌رود، قهوه و ساندویچ سرشیر و عسل می‌خورد و بعد با قایق کوچک خود برای صید شیرماهی راهی دریا می‌شود. بدهی‌اش به فیلیپ، چانه‌زدن با آقای اسمیت برای قیمت ماهی‌ها و شوخی‌هایش با دوستانش دیوید و سارا، فضایی گرم و زنده می‌سازد. اما همین روزمرگی، با یک تصمیم ساده تغییر می‌کند: رفتن تا نزدیکی خلیج دلفین‌ها، جایی که همه از آن دوری می‌کنند. فیلیپ شبی در کافه، راز سال‌ها پنهان‌مانده را برای ویل بازگو می‌کند؛ از سفر مشترکش با پدر ویل، تعقیب نیزه‌ماهی افسانه‌ای، طوفان، غرق‌شدن جان، و رویارویی خودش با موجودی سیاه و عظیم که آن را «روح نگهبان دریا» می‌نامد؛ موجودی که بعد از غروب، هر انسانی را که هنوز در آب باشد با خود می‌برد. این اعتراف، هم احساس گناه فیلیپ را آشکار می‌کند، هم ترسی عمیق در دل ویل می‌کارد. در همین حال، سیرکی به روستا می‌آید، و پیرزن رمالی در چادر سیرک، آینده‌ی ویل را با تصویر جزیره‌ای ناشناخته و طوفانی خطرناک گره می‌زند. این پیش‌گویی، همراه با خاطره‌ی جزیره‌ای که ویل در خلیج دیده، او را به سمت ماجراجویی تازه‌ای می‌کشاند. ویل در سپیده‌دم، پنهانی راهی خلیج دلفین‌ها می‌شود و به جزیره‌ای می‌رسد که انگار از دل رؤیا بیرون آمده: ساحل نقره‌ای، برکه‌ی آب شیرین در میان جنگل، قوها و اردک‌ها، گل‌های رنگارنگ و میمون کوچکی بازیگوش. او شیفته‌ی این مکان می‌شود و تصمیم می‌گیرد بار دیگر برگردد. روز بعد، زودتر از همیشه به جزیره می‌رود، از کوه مخروطی بالا می‌رود و در مسیر، گردنبندی ظریف و مرموز پیدا می‌کند. در همین حوالی، نیزه‌ماهی عظیمی را می‌بیند که به‌نظر می‌رسد همان موجود افسانه‌ای است که فیلیپ از آن گفته بود. خشم و کنجکاوی، او را به سمت نبردی نابرابر می‌کشاند: با قرقره و سیمی که برای گربه‌ماهی مناسب است، سعی می‌کند نیزه‌ماهی را به دام بیندازد. این تصمیم، نقطه‌ی عطف داستان است. کشمکش میان قایق و نیزه‌ماهی، فشار روی موتورها، پیچیدن سیم به دور پروانه‌ها و درنهایت سوختن موتور و خاموش‌شدن آن، ویل را در میانه‌ی دریا، بدون باد و بدون امکان بازگشت، رها می‌کند. ساعت‌ها می‌گذرند، خورشید پایین می‌آید و او می‌فهمد که پیش از غروب به ساحل نخواهد رسید؛ یعنی دقیقاً همان وضعیتی که فیلیپ از آن می‌ترسید. با فرورفتن خورشید، دریا سیاه و ساکت می‌شود، قایق در تاریکی معلق می‌ماند و ویل در اتاقک کوچک پناه می‌گیرد. لرزش قایق و صدای خزیدن چیزی روی عرشه، خبر از حضور موجودی ناشناخته می‌دهد. در اوج ترس، در باز می‌شود و به‌جای هیولایی بی‌چهره، دختری با چهره‌ای سپید، چشمانی تیره و دُمی درخشان ظاهر می‌شود: پری دریایی‌ای به‌نام پولیانز. او با سرزنش و نگرانی، از قانون دریا و خطر نگهبان‌ها می‌گوید و تصمیم می‌گیرد قایق ویل را تا نزدیکی ساحل هل دهد. از این‌جا به بعد، داستان به‌سوی پیوندی تازه میان ویل، افسانه‌های دریا و موجودات پنهان زیر سطح آب حرکت می‌کند و پرسش اصلی را پیش می‌کشد: بهای کنجکاوی و سرپیچی از قانون نانوشته‌ی دریا چیست؟

چرا باید کتاب گمشده گورستان را بخوانیم؟

گمشده گورستان از دل یک فضای آشنا و گرم روستایی شروع می‌شود، اما خیلی زود آن را به صحنه‌ای برای برخورد انسان با ناشناخته‌ترین لایه‌های دریا تبدیل می‌کند. این کتاب، هم برای کسانی جذاب است که ماجراجویی، سفر و کشف مکان‌های پنهان را دوست دارند، هم برای کسانی که به افسانه‌ها، موجودات دریایی و قصه‌های پر از رمز و هشدار علاقه‌مند هستند. روایت، به‌خوبی نشان می‌دهد چطور یک تصمیم ظاهراً کوچک، مثل رفتن کمی دورتر از محدوده‌ی امن، می‌تواند سرنوشت یک نوجوان را تغییر دهد و او را با ترس‌ها، رؤیاها و مسئولیت‌های تازه روبه‌رو کند. در گمشده گورستان، رابطه‌ی میان نسل‌ها هم پررنگ است؛ پیوند عاطفی ویل و فیلیپ، احساس گناه و محافظت، و سایه‌ی پدر غایب، همه در پس‌زمینه‌ی ماجراجویی دریایی جریان دارند. این کتاب، در کنار صحنه‌های پرهیجان تعقیب نیزه‌ماهی، طوفان، شب در دریا و مواجهه با پری دریایی، لحظات آرامی هم دارد که در آن‌ها ویل به گذشته‌ی خانواده‌اش، معنای شجاعت، و مرز میان جسارت و بی‌فکری فکر می‌کند. ترکیب این دو وجه، داستان را از یک ماجرای صرفاً هیجان‌انگیز فراتر می‌برد و آن را به روایتی درباره‌ی بزرگ‌شدن، انتخاب و روبه‌روشدن با پیامدها تبدیل می‌کند. برای کسانی که به دنبال داستانی هستند که هم تخیل را تغذیه کند، هم حسی از هم‌ذات‌پنداری با قهرمانی جوان ایجاد کند، این کتاب انتخابی مناسب است.

خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

به نوجوانان و جوانانی پیشنهاد می‌شود که به داستان‌های ماجراجویانه‌ی دریایی، افسانه‌های محلی و موجودات شگفت‌انگیز مثل پری‌های دریایی علاقه‌مند هستند. به کسانی پیشنهاد می‌شود که از خواندن قصه‌هایی درباره‌ی رشد، شجاعت، دوستی و رابطه‌ی پیچیده‌ی انسان با طبیعت لذت می‌برند. همچنین به خوانندگانی پیشنهاد می‌شود که دنبال متنی هستند که هم تعلیق و هیجان داشته باشد، هم لحظات احساسی و تأمل‌برانگیز درباره‌ی خانواده و مسئولیت.

بخشی از کتاب گمشده گورستان

«ویل با آرامش و خیالی راحت به‌سوی روستا بازمی‌گشت. شاید به همین خاطر هم زود راه افتاده بود؛ تا بی دلهره، به زیبایی‌هایی که دیده بود فکر کند. قدرت موتور را روی حالت متوسط تنظیم کرد و سکان کوچک قایق را به سمت اسکلهٔ نیزه‌ماهی چرخاند. بعد، رفت سراغ لنسر ماهیگیری‌اش. از جعبهٔ طعمه‌ها، یک کرم خاکی چاق‌وچله را بیرون آورد، با دقت سر قلاب زد و نخ را به دل آب انداخت. او خوب می‌دانست که اردک‌ماهی‌ها عاشق کرم‌های چاق‌وچله‌اند؛ حتی اگر قایق در حرکت باشد، دست از چنین خوراک لذیذی برنمی‌دارند. لنسر را در شکاف باریک بدنهٔ قایق جا داد و به سراغ اجاق کوچک مسافرتی‌اش رفت. آن را روشن کرد، ماهیتابهٔ کوچک را از قفسهٔ داخل اتاقک برداشت و کمی روغن‌زیتون در آن ریخت تا داغ شود. وقتی برگشت، همان‌طور که انتظار داشت، اردک‌ماهی شکمو به قلاب گیرکرده بود. با مهارت تمام، آن را در یک چشم به هم زدن به دو فیلهٔ آمادهٔ سرخ شدن تبدیل کرد. باقیماندهٔ ماهی را به دریا ریخت؛ چون خوب می‌دانست که هیچ‌چیز در دریا هدر نمی‌رود. به‌محض گذاشتن فیله‌ها در روغن‌زیتون، صدای جلز و ولز ماهی بلند شد و بوی خوش سرخ شدنش فضای اطراف را پر کرد. ویل عاشق غذا خوردن در قایق بود؛ تقریباً یک آشپزخانهٔ کامل همراه خود داشت. از ماهیتابهٔ کوچک گرفته تا ادویه‌های گوناگون و روغن‌زیتون مخصوص. تا رسیدن به اسکله نیزه‌ماهی، ویل پنج‌تا اردک‌ماهی دیگه هم گرفت. هنوز تا غروب خورشید بیش از نیم ساعت وقت باقی مونده بود. وارد کافه شد. فیلیپ با دیدنش با هیجان گفت: ـ کجا رفتی پسر جون؟ صبح که بیدار شدم، قایقت توی اسکله نبود. خب بگو ببینم امروز چی صید کردی؟ ویل لبخندی زد و جواب داد: ـ سلام عمو فیلیپ. چیز زیادی نبود... پنج‌تا اردک‌ماهی. فیلیپ اخم کوچیکی کرد و گفت: ـ همین؟ فقط پنج‌تا اردک‌ماهی؟ اووووووه... ناامیدم کردی!»

نظری برای کتاب ثبت نشده است

حجم

۲۰۴٫۷ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۳

تعداد صفحه‌ها

۲۵۶ صفحه

حجم

۲۰۴٫۷ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۳

تعداد صفحه‌ها

۲۵۶ صفحه

قیمت:
۲۱۰,۰۰۰
تومان