
کتاب اگر می شد من را ببینی
معرفی کتاب اگر می شد من را ببینی
کتاب اگر می شد من را ببینی (If You Could See the Sun) نوشتهی آن لیانگ، روایتی است از زندگی آلیس سان، دختری نوجوان که میان دو جهان متفاوت، دو زبان و دو طبقهی اجتماعی گیر افتاده است و ناگهان با پدیدهای عجیب روبهرو میشود: نامرئیشدن. این داستان با ترکیب زندگی روزمرهی نوجوانان، فشارهای خانوادگی، فضای رقابتی مدارس و ماجراهای فانتزی، قصهای پرکشمکش میسازد که در آن مسئلهی دیدهشدن و نادیدهماندن در مرکز همهچیز قرار گرفته است. زهرا توفیقی این کتاب را ترجمه و انتشارات پرتقال منتشر کرده است. نسخه الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب اگر می شد من را ببینی
کتاب اگر می شد من را ببینی اثر آن لیانگ، روایتی درگیرکننده و فانتزی است که به کالبدشکافی فشارهای خردکنندهی موفقیت و شکافهای طبقاتی در مدرسهی نخبگانِ پکن میپردازد. نویسنده با استفاده از استعارهی نامرئیشدن، وضعیت روانی دختری به نام آلیس را به تصویر میکشد که در تلاقی دو دنیای متفاوت گرفتار شده است: دنیای پرزرقوبرق همکلاسیهای ثروتمند و رؤیای دانشگاههای برتر، و واقعیت تلخ محدودیتهای مالی خانوادهای از طبقهی کارگر. این کتاب فراتر از یک داستان نوجوانانه، به نقد ساختاری نظامهای آموزشی رقابتی و بهای گزافی میپردازد که دانشآموزان برای دیدهشدن در چنین محیطهایی پرداخت میکنند. ساختار داستان با ظرافت از جزئیات روزمرهی زندگی در مدرسهی ایرینگتون بهره میبرد تا حس بیگانگی و اضطراب آلیس را در میان تالارهای مجلل و رقابتهای درسی تشدید کند. لیانگ با پیوند دادن یک پدیدهی ماورالطبیعی به بحرانهای هویتی، مهاجرت و تضادهای فرهنگی، مخاطب را با این پرسش بنیادین روبهرو میکند که در جهانی که ارزش انسان با موفقیتهای تحصیلی و تصویر عمومیاش سنجیده میشود، سهم خودِ واقعی از هستی چقدر است؟ اگر می شد من را ببینی در واقع نقدی است به ساختاری که در آن، فرد تنها زمانی وجود دارد که در خدمت استانداردهای تعریفشدهی موفقیت باشد.
خلاصه داستان اگر می شد من را ببینی
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند!
آغاز داستان اگر می شد من را ببینی با شامی خانوادگی در رستورانی چینی است؛ جایی که آلیس سان، دانشآموز بورسیهی مدرسهی بینالمللی ایرینگتون، حدس میزند والدینش قرار است خبری بدهند که زندگیاش را زیرورو کند. او میفهمد خانواده دیگر توان پرداخت شهریهی سنگین مدرسه را ندارند و باید بین مدرسهای محلی در پکن یا مدرسهای دولتی در ایالت مین یکی را انتخاب کند. این خبر برای دختری که تمام هویت و آیندهاش را با موفقیت در ایرینگتون گره زده، ضربهای جدی است. همان روز، در جشن جوایز مدرسه، آلیس مثل همیشه همراه هنری لی جایزهی دانشآموز برتر را میگیرد؛ لحظهای که برای او اوج دیدهشدن است، اما بلافاصله با حسادت و نفرت نسبت به هنری و اضطراب آیندهاش گره میخورد.
کمی بعد از مراسم، آلیس سرمای عجیبی در بدنش حس میکند و ناگهان متوجه میشود تصویرش در درهای شیشهای محوطهی مدرسه دیده نمیشود و هیچکس به حضورش واکنش نشان نمیدهد. بعد از چند برخورد عجیب با دانشآموزها، به این نتیجه میرسد که نامرئی شده است. در اوج وحشت، تنها کسی که به ذهنش میرسد بتواند این وضعیت را بفهمد، هنری لی است؛ رقیبی که همیشه از او جلوتر بوده و حالا شاید تنها کسی باشد که میتواند کمک کند. آلیس به اتاق هنری در تالار منسیوس میرود، درحالیکه هنوز نامرئی است، و با کشیدن آستین او و صدا زدنش، هنری را متوجه حضور خود میکند. او همهچیز را برای هنری تعریف میکند؛ از سرمای قبل از نامرئیشدن تا لحظهای که اندرو شی به او برخورد کرده و بعد ناپدیدشدن تصویرش در شیشه. هنری ابتدا این وضعیت را با داستان ارباب حلقهها مقایسه میکند و بعد سعی میکند منطقی به ماجرا نگاه کند و آن را اتفاقی نادر بداند که دیگر تکرار نمیشود. اما نامرئیشدن دوباره برمیگردد...
چرا باید کتاب اگر می شد من را ببینی را بخوانیم؟
خواندن این کتاب فرصتی است برای همراهشدن با ذهن پرآشوب یک نوجوان در آستانهی انتخابهای بزرگ؛ انتخابهایی که میان ماندن و رفتن، وفاداری به خانواده و دنبالکردن رؤیاها، و تلاش برای موفقیت و حفظ سلامت روانی در نوساناند. ضمن اینکه داستان به شکل غیرمستقیم به موضوعاتی مثل مهاجرت، چندفرهنگیبودن، فشار شبکههای اجتماعی، و استانداردهای سختگیرانهی موفقیت نیز میپردازد.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
این داستان به نوجوانان و جوانانی پیشنهاد میشود که با دغدغههایی مثل فشار درسی، رقابت برای قبولی در دانشگاه، اضطراب آینده و مقایسهی دائمی با دیگران درگیرند. همچنین به کسانی توصیه میشود که به داستانهایی دربارهی مدارس شبانهروزی، زندگی در شهرهای بزرگ، مهاجرت و چندفرهنگیبودن علاقه دارند.
دباره آن لیانگ
آن لیانگ (Ann Liang) (متولد ۲۰۰۰)، نویسندهی چینیاسترالیایی و از چهرههای نوظهور ادبیات داستانی نوجوان است که در آثارش عموماً به چالشهای هویت، مهاجرت و فشارهای تحصیلی میپردازد. او که تجربهی زیست در دو فرهنگ متفاوت چین و استرالیا را در کارنامه دارد، از تجربیات شخصی خود در مدارس پکن برای خلق فضاهایی ملموس و پرجزئیات بهره میگیرد. لیانگ با تلفیق عناصر رئالیسم جادویی و درامهای عاطفی، صدای نسلی است که میان انتظارات سنتی خانواده و واقعیتهای مدرنِ جهان در تکاپو هستند. موفقیت خیرهکنندهی او با رمان فانتزی «اگر می شد من را ببینی» آغاز شد که جوایز زیادی را نصیبش کرد. او در آثار بعدی خود نظیر «این بار واقعی است» و «کاش نامه هایم به دستت نرسد» نیز به روابط انسانی و نقش رسانهها در شکلدهی به تصویر موفقیت پرداخته است.
جوایز و افتخارات کتاب اگر می شد من را ببینی
- نامزد بهترین داستان علمی و فانتزی نوجوانِ جوایز گودریدز (سال ۲۰۲۲)
- نامزد جایزهی Aurealis (سال ۲۰۲۲)
- نامزد جایزهی کتاب استرالیا در بخش بهترین کتاب نوجوان سال
- بهترین کتاب نوجوان سال به انتخاب BuzzFeed
- منتخب Indie Next
بخشی از کتاب اگر می شد من را ببینی
«والدین من فقط ممکن است به یکی از این سه دلیل من را برای شام بیرون ببرند: یک، کسی مرده باشد (که چون فقط گروه خانوادگیمان در فضای مجازی بالای نود نفر عضو دارد میشود گفت بیشتر از آنکه فکر میکنید پیش میآید)؛ دو، تولد کسی باشد؛ سه، میخواهند تصمیمی را به من اعلام کنند که قرار است زندگیام را زیرورو کند.
گاهی اوقات هم ترکیبی از همهٔ گزینههاست؛ مثل وقتی که عمهٔ پدربزرگم صبح روز تولد دوازدهسالگیام فوت کرد و پدر و مادرم هم سر میز و از پشت نودلهای سسخورده و سرخشده به اطلاعم رساندند که قرار است من را به مدرسهٔ شبانهروزی بینالمللی اِیرینگتون بفرستند.
اما الان ماه اوت است و گرمای شدید تابستان حتی در رستورانِ خنکشده با کولر هم احساس میشود و هیچیک از اعضای خانوادهٔ درجهیکم در این ماه متولد نشدهاند. در نتیجه فقط دو گزینه باقی میماند...
در دلم رخت میشویند. فعلاً تنها کاری که از من برمیآید این است که ندوم سمت درهای شیشهای رستوران و پا به فرار نگذارم. اگر میخواهید، بهم بگویید ضعیفم و این حرفها؛ ولی من هیچجوره نمیتوانم با هیچ خبر بدی کنار بیایم.
خصوصاً امروز.
درحالیکه پیشخدمت خانمی با لباسِ کیپائو بی هیچ لبخندی ما را بهسمت میزمان در کنجی ته رستوران راهنمایی میکند، مامان میپرسد: "چرا اینقدر مضطربی تو آلیس؟"»
حجم
۳۱۲٫۶ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۳۶۰ صفحه
حجم
۳۱۲٫۶ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۳۶۰ صفحه
نظرات کاربران
خیلی قشنگ بود و دوسش داشتم🙂↔️✨