
کتاب علم رشد و گسترش کسب و کار
معرفی کتاب علم رشد و گسترش کسب و کار
کتاب علم رشد و گسترش کسب و کار نوشتهی بنجامین هاردی و بلیک اریکسون با ترجمهی ساسان جعفرنیا و بهاره قاسمی اثری است که مستقیماً سراغ مسئلهی مقیاسپذیری و رشد جهشی کسبوکار میرود. نویسندگان در این کتاب تلاش کردهاند نشان دهند چرا بسیاری از شرکتها با وجود تلاش زیاد، در سطحی متوسط متوقف میشوند و چگونه میتوان با تغییر چارچوب ذهنی و استراتژیک، از رشد تدریجی به جهشهای نمایی رسید. ناشر، انتشارات زمان تغییر، این اثر را در قالبی تنظیم کرده که از مقدمه و پیشگفتار آغاز میشود و سپس در چند بخش و فصل، مفاهیم کلیدی مانند هدفگذاری غیرممکن، سادهسازی سیستم، تمرکز، و بازطراحی نقش رهبر در سازمان را دنبال میکند. در این کتاب، نمونههای متعددی از رهبران، کارآفرینان و شرکتها آورده شده که با تغییر چارچوب فکری و تعیین اهداف بهظاهر غیرممکن، توانستهاند در مدت کوتاه، رشد چندبرابری را تجربه کنند. علم رشد و گسترش کسب و کار بیش از آنکه درباره تکنیکهای جزئی مدیریت باشد، روی ساختن مدلی تازه برای فکرکردن به رشد، هدف، زمان و نقش رهبر تمرکز کرده است. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب علم رشد و گسترش کسب و کار
کتاب علم رشد و گسترش کسب و کار با تمرکز بر مفهوم «چارچوب مقیاسپذیری» نوشته شده و بنجامین هاردی و بلیک اریکسون در آن تلاش کردهاند توضیح دهند چرا اغلب کسبوکارها در پیچیدگی، روزمرگی و رشد کند گرفتار میشوند. متن کتاب از پیشگفتاری طولانی و روایی آغاز میشود که در آن تونی رابینز از تجربهی خود در کار با کارآفرینان و رهبران میگوید و نشان میدهد چگونه اهداف بهظاهر غیرممکن، همراه با ضربالاجلهای فشرده و دلایل عاطفی قوی، الگوی مشترک دستاوردهای بزرگ بوده است. سپس مقدمهی مفصل کتاب علم رشد و گسترش کسب و کار با روایت تاریخی تصمیم جان اف. کندی برای فرستادن انسان به ماه، وارد بحث اصلی میشود: تفاوت میان «چشمانداز جسورانه» و «هدف غیرممکن». نویسندگان نشان میدهند که کندی فقط یک شعار الهامبخش نداد، بلکه هدفی تعیین کرد که با توان و دانش آن زمان ناسا همخوان نبود و همین «غیرممکنبودن» باعث شد مسیر، ساختار و تمرکز کل سیستم تغییر کند. در ادامه، کتاب علم رشد و گسترش کسب و کار در چند بخش اصلی سازماندهی شده است. در مقدمه، مفهوم «چارچوب مقیاسپذیری» معرفی میشود و سه جزء کلیدی آن یعنی چارچوب، سطح پایه و تمرکز توضیح داده میشود. سپس در بخش اول با عنوان «چارچوب خود را تغییر دهید» فصلهایی مانند «هدفی آنقدر بزرگ تعیین کنید که غیرممکن به نظر برسد» آمده که در آنها نویسندگان با مثالهایی از کارآفرینان واقعی، نشان میدهند چگونه تعیین هدف غیرممکن، نقش یک فیلتر تیز را بازی میکند و بسیاری از فعالیتها، مشتریان و خدماتی را که «نباید وجود داشته باشند» حذف میکند. در بخشهای بعدی، موضوعاتی مانند بالا بردن سطح پایه، صادقبودن با خود و رهاکردن سریع کارهای اشتباه، سادهسازی سیستمها، افزایش تمرکز و ساختن چیزی که بتواند فراتر از شخص رهبر مقیاسپذیر شود، دنبال شده است. ساختار کتاب ترکیبی از توضیح نظری، ارجاع به پژوهشهای روانشناسی و مدیریت، و روایتهای موردی از کسبوکارهایی است که با بهکارگیری این چارچوب، از رشد خطی به رشد نمایی رسیدهاند. در پایان نیز نتیجهگیری، پیوست درباره مفهوم «زمان خطی در مقابل زمان کلنگر» و توضیحاتی درباره منشأ شکلگیری چارچوب مقیاسپذیری آمده است.
خلاصه کتاب علم رشد و گسترش کسب و کار
نویسندگان در علم رشد و گسترش کسب و کار از همان ابتدا مسئله را اینطور صورتبندی میکنند: بیشتر رهبران و شرکتها اهداف «قابل دستیابی» تعیین میکنند و در عین حال انتظار نتایج در سطح «رسیدن به ماه» دارند. بهزعم آنها، مشکل اصلی در خودِ هدفگذاری است؛ هدف، فقط نقطهای برای رسیدن نیست، بلکه فیلتری است که ادراک، تصمیمها، انتخابها و کل سیستم کسبوکار را شکل میدهد. وقتی هدف کوچک، تدریجی و «واقعبینانه» باشد، فیلتر ادراکی ضعیف میشود، نویز و پیچیدگی بالا میرود و سازمان بهجای مقیاسپذیری، در حفظ وضع موجود و بهینهسازی چیزهایی که نباید وجود داشته باشند، گرفتار میشود. در بخشهای ابتدایی، کتاب علم رشد و گسترش کسب و کار مفهوم «هدف غیرممکن» یا «هدف چالشی» را بر اساس پژوهشهای مدیریت و روانشناسی توضیح میدهد: هدفی که با توان و دانش فعلی سازمان ناسازگار است، احتمال دستیابی به آن نامعلوم است و برای رسیدن به آن باید «بازتعریفی بنیادین» از اینکه سازمان چه میتواند باشد و چه میتواند انجام دهد، صورت بگیرد. نویسندگان نشان میدهند چنین هدفی، رهبر و تیم را مجبور میکند تا با صداقت بیشتری به کارهای فعلی نگاه کنند، بسیاری از فعالیتها، مشتریان و خدمات را که فقط از سر ترس، عادت یا سوگیری هزینهی هدررفته حفظ شدهاند کنار بگذارند و بهدنبال مسیرها و شرکای کاملاً جدید بروند. در این چارچوب، سه عنصر کلیدی مطرح میشود: «چارچوب» بهعنوان سطح و نوع هدف، «سطح پایه» بهعنوان حداقل استاندارد قابلقبول برای نوع مشتری، خدمت و کیفیت، و «تمرکز» بهعنوان توانایی حذف سیستماتیک هر چیزی که با هویت و مسیر مقیاسپذیر همخوان نیست. در فصلها و مثالهای بعدی، نویسندگان نشان میدهند چگونه یک هدف غیرممکن در عمل، فرآیند را تغییر میدهد. نمونهی مارک یانگ و آژانس «جکیل و هاید» نشان میدهد که تعیین هدف درآمد ۱۰۰ میلیون دلاری در سه سال، این شرکت را وادار کرد خدمات سطح پایین و مشتریان «زیر سطح» را حذف کند، هویت خود را بهعنوان آژانس تخصصی ورود محصولات به خردهفروشیهای بزرگ بازتعریف کند و فقط با مشتریانی کار کند که آمادهی بازی در این سطح هستند. نمونهی دیگر، داستان آلیشیا آلت و نرمافزار اعتباری اوست که با تغییر هدف از ۱۰۰ مشتری به ۱۰۰۰ مشتری در ۹۰ روز، او را از تماسهای سرد خُرد به سمت همکاری با شرکتهای نرمافزاری بزرگ سوق داد و در مدت کوتاهی، محصولش را از چند مشتری به هزاران مشتری رساند. در ادامه، کتاب به این میپردازد که چرا بسیاری از رهبران یا اصلاً هدفگذاری صریح ندارند، یا اهداف سطح پایین انتخاب میکنند، یا اهداف متناقض را همزمان دنبال میکنند و در نهایت، حتی اگر موفق شوند، در مسیر اشتباه مقیاسپذیر میشوند. پاسخ پیشنهادی نویسندگان، پذیرش «چارچوب مقیاسپذیری» است: تعیین هدفی بهظاهر غیرممکن در بازهی زمانی کوتاه، سادهسازی رادیکال سیستم، بالا بردن سطح پایه و تمرکز شدید بر قویترین سیگنالها.
چرا باید کتاب علم رشد و گسترش کسب و کار را بخوانیم؟
علم رشد و گسترش کسب و کار برای کسانی جذاب است که بهدنبال توضیحی روشن برای این سؤال هستند که چرا با وجود تلاش زیاد، رشد کسبوکارشان از حدی فراتر نمیرود. این کتاب بهجای افزودن تاکتیکهای پراکنده، روی نقطهای عمیقتر دست میگذارد: نوع هدفی که انتخاب میشود و چارچوبی که بر اساس آن تصمیمها گرفته میشود. خواننده در طول متن میبیند که چگونه یک هدف غیرممکن، بهعنوان ابزاری روانشناختی و استراتژیک، نقش فیلتر را بازی میکند و بسیاری از فعالیتها، پروژهها و حتی مشتریان را که فقط پیچیدگی ایجاد میکنند، کنار میزند. ویژگی شاخص علم رشد و گسترش کسب و کار ترکیب دو حوزه است: روانشناسی (بهویژه روانشناسی مثبتگرا و علم هدفگذاری) و استراتژی کسبوکار. نویسندگان نشان دادهاند که بدون بازطراحی طرز فکر رهبر و رابطهی او با آینده، هیچ مدل استراتژیکی بهطور پایدار کار نمیکند. در عین حال، کتاب صرفاً در سطح نظری نمیماند و با روایتهای متعدد از کارآفرینان، مدیران و شرکتهای واقعی، نشان میدهد این چارچوب چگونه در عمل به تصمیمهای سخت، حذف خدمات، انتخاب مشتریان متفاوت و ساختن مدلهای مقیاسپذیر منجر شده است. برای خوانندهای که میان رشد تدریجی و جهش نمایی مردد است، این کتاب تصویری نسبتاً روشن از هزینهی ماندن در «زیر سطح» و امکانهای حرکت به سطحی بالاتر ارائه کرده است.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن علم رشد و گسترش کسب و کار به کارآفرینان، بنیانگذاران استارتاپها، مدیران عامل شرکتهای کوچک و متوسط، و رهبرانی پیشنهاد میشود که احساس میکنند کسبوکارشان در رشد تدریجی و پیچیدگی روزمره گیر کرده است. همچنین به کسانی پیشنهاد میشود که به مباحث هدفگذاری، روانشناسی عملکرد بالا و طراحی استراتژی علاقهمند هستند و میخواهند بدانند چگونه میتوان در بازههای زمانی کوتاه، رشد چندبرابری را هدف گرفت و برای آن سازمان ساخت.
حجم
۲٫۱ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۱۸۴ صفحه
حجم
۲٫۱ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۱۸۴ صفحه