کتاب هولمز، مارگارت و پو جیمز پترسون + دانلود نمونه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب هولمز، مارگارت و پو

کتاب هولمز، مارگارت و پو

معرفی کتاب هولمز، مارگارت و پو

کتاب هولمز، مارگارت و پو (Holmes, Marple & Poe) نوشته جیمز پترسون و برایان سیتس، داستان سه کارآگاه خصوصی است که در بروکلین مؤسسه‌ی تحقیقاتی خود را راه می‌اندازند و خیلی زود درگیر پرونده‌هایی می‌شوند که پای سیاستمداران، پلیس و رسانه‌ها را وسط می‌کشد. ماجراهای این کتاب از کشف قتلی قدیمی در نانوایی و ناپدیدشدن وکیلی جوان تا کشف جسد در مزرعه‌ای دورافتاده و رویارویی مستقیم با شهردار نیویورک را دربرمی‌گیرد. نشر گویا این تریلر را با ترجمه معصومه مظاهری منتشر کرده است. نسخه الکترونیکی این اثر را می‌توانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.

درباره کتاب هولمز، مارگارت و پو

کتاب هولمز، مارگارت و پو با تمرکز بر سه شخصیت اصلی‌اش، برندن هولمز، مارگارت مارپل و آگوست پو، جهانی می‌سازد که در آن ادبیات کلاسیک جنایی با نیویورک معاصر گره خورده است. داستان با صحنه‌ی فروش یک ساختمان فرسوده در بوشوک آغاز می‌شود؛ جایی که مشاور املاک ناگهان با سه مشتری روبه‌رو می‌شود که نام‌هایشان هولمز، پو و مارپل است و همین از همان ابتدا حال‌وهوای بازیگوش و بینامتنی کتاب را روشن می‌کند. نویسندگان در این کتاب، علاوه‌بر پیش‌بردن خط اصلی معما، به‌تدریج گذشته، عادت‌ها و ضعف‌های هر سه کارآگاه را هم نشان داده‌اند؛ از شامه‌ی غیرعادی هولمز و وسواسش نسبت به بوها تا کلکسیون خودروهای پو و کتابخانه‌ی پر از آثار آگاتا کریستی که برای مارپل حکم پناهگاه را دارد. 

کتاب هولمز، مارگارت و پو در ادامه، پرونده‌ی ناپدیدشدن، وکیلی جوان و موفق اهل بروکلین را به محور اصلی تبدیل می‌کند. سه کارآگاه با سرنخی مبهم وارد ماجرا می‌شوند و خیلی زود پای اداره‌ی پلیس نیویورک و شهردار شهر به داستان باز می‌شود. ساختار کتاب فصل‌بندی روشن و پیوسته‌ای دارد و در خلال این فصل‌ها، فضاهای متنوعی تصویر شده است: از خیابان‌های شلوغ بروکلین و بزرگراه وست‌ساید تا عمارت شهردار، مزرعه‌ی متروکه و کتابخانه‌ی اختصاصی سه کارآگاه. این داستان علاوه‌ بر خط اصلی جنایی، به روابط درونی گروه، اعتماد و پنهان‌کاری میان آن‌ها، و نیز به گذشته‌ی حل‌نشده‌ی خود ساختمان هم پرداخته است.

خلاصه داستان هولمز، مارگارت و پو

هشدار: این پاراگراف بخش‌هایی از داستان را فاش می‌کند! 

داستان از جایی شروع می‌شود که گرچن ویک، مشاور املاک، در تلاش است ساختمانی قدیمی و دوطبقه در بوشوک بروکلین را بفروشد. در یک بعدازظهر بی‌مشتری، ناگهان سه نفر پشت سر هم وارد می‌شوند: برندن هولمز، آگوست پو و مارگارت مارپل. نام‌ها برای گرچن عجیب است، اما عجیب‌تر وقتی می‌شود که در طبقه‌ی بالا، پو از داخل کشوی کمد بایگانی بریده‌روزنامه‌ای قدیمی بیرون می‌کشد با تیتر قتل در نانوایی؛ گزارشی از قتل دختری نوزده‌ساله در همین ساختمان در سال ۱۹۵۴. به‌جای فرار از ملک، هر سه نفر همزمان اعلام می‌کنند که این خانه را می‌خواهند و همین‌جا را به دفتر کارآگاهی خود تبدیل می‌کنند. یک سال بعد، نانوایی سابق بازسازی شده و تابلوی طلایی هولمز، مارپل و پو بر سردر آن نصب شده است. سه کارآگاه خصوصی حالا به‌طور رسمی فعالیت می‌کنند و نخستین پرونده‌ی بزرگ‌شان ناپدیدشدن اسلون استون، وکیل جوان و سیاه‌پوست، است؛ پرونده‌ای که پلیس نیویورک زیر فشار رسانه‌ها و شهردار درگیر آن است. هولمز، با شامه‌ی فوق‌العاده‌اش، گروه را به مزرعه‌ای متروکه در شمال نیویورک می‌برد و در میان تپه‌ای از خاک و کود، بوی تجزیه‌ی جسد انسان را تشخیص می‌دهد. تیم صحنه‌ی جرم جسد اسلون را پیدا می‌کند و پرونده از مفقودی به قتل تبدیل می‌شود. پس از آن سه کارآگاه به محل اقامت شهردار می‌روند...

چرا باید کتاب هولمز، مارگارت و پو را بخوانیم؟

کتاب برای کسانی جذاب است که از معماهای جنایی کلاسیک لذت می‌برند اما دوست دارند این فضا را در دل شهری شلوغ و معاصر ببینند. خواننده در کنار تعقیب سرنخ‌ها، وارد جزئیات زندگی روزمره‌ی سه کارآگاه هم دفتر می‌شود. از سوی دیگر، نویسندگان در روایت‌شان جهانی پیوسته و ادامه‌دار ساخته‌اند که می‌تواند برای دنبال‌کردن در جلدهای بعدی هم کنجکاوی ایجاد کند.

خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

خواندن هولمز، مارگارت و پو را به کسانی که به رمان‌های معمایی و پلیسی علاقه‌مند هستند، و به خوانندگانی که از شرلوک هولمز، آگاتا کریستی و ادگار آلن پو خوش‌شان می‌آید، پیشنهاد می‌کنیم.

بخشی از کتاب هولمز، مارگارت و پو

«مرد گفت: "من هم برندن هستم. برندن هولمز.» چشم‌هایش درشت و قهوه‌ای بود و موهایش را مرتب اصلاح کرده بود. گرچن طبق عادتی که داشت دو ثانیه مرد را برانداز کرد. وی کت گران‌قیمت و خوش‌دوختی به تن داشت و مارک کفش‌هایش الکساندر مک‌کویین بود. به نظر می‌رسید قصد خرید ندارد، ولیکن از آن دست افرادی نبود که به تلف کردن وقت مبادرت می‌ورزند. بعلاوه در حال حاضر تنها کسی بود که پا پیش گذاشته بود.

گرچن گفت: "به ملکی که امیدوارم در آیندهٔ نزدیک ساکن آن بشوید خوش آمدید." و بعد با دست به سالن اشاره کرد. همان موقع مجدداً صدای باز شدن در آمد.

صدای مردانهٔ دیگری گفت: "معذرت می‌خوام؟ دیر کردم؟"

این بار مردی برازنده، خوش‌اندام و ریزنقش با موهایی تیره و حالت‌دار و سبیل‌هایی کم‌پشت که او را مضحک و درعین‌حال جذاب نشان می‌داد با اعتمادبه‌نفس زیادی وارد شد. گرچن فکر کرد این مدل سبیل به مرد می‌آید. او در عین متفکر بودن ظاهر سرخوشی داشت. مهم‌تر از همه اینکه مشتری دیگری آمده بود. امروز، روز گرچن بود.

زن گفت: "شانس آوردین. درست به موقع اومدین."

مرد به نرمی و موقرانه گفت: "آگوست هستم. آگوست پو." و از دهانش رایحهٔ ملایم مشروب خارج شد.»

نظری برای کتاب ثبت نشده است

حجم

۳۲۸٫۶ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۳

تعداد صفحه‌ها

۴۰۸ صفحه

حجم

۳۲۸٫۶ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۳

تعداد صفحه‌ها

۴۰۸ صفحه

قیمت:
۷۰,۰۰۰
تومان