«همپای صاعقه» نام اثری از نویسندگان، حسین بهزاد و گلعلی بابایی با موضوع دفاع مقدس و جلد اول از مجموعه ای به نام حماسه ۲۷ است. این کتاب راوی سرگذشت پرماجرای کار و پیکار جوانمردان راستین گرد آمده در زیر درفش سبزفام لشکر مقدس حضرت محمّد رسولالله (ص) است. لشگری که از دوران دفاع مقدس و در مجموعه عملیات مهمی چون بدر و بیتالمقدس و والفجر ۸ جانفشانی کرد تا اینکه در سال ۱۹۸۲ میلادی عازم کرانههای مهگرفته لبنان شد.
جلد اول این مجموعه با نام «همپای صاعقه» مشتمل است بر: نگاهی گذرا به حوادث و اتفاقات کشور در یکسالهی اول جنگ، تغییر استراتژی دفاعی قوای انقلاب و اتخاذ تاکتیکها و تجدید سازمان رزم مدافعان میهن اسلامی در پایان سال نخست جنگ و عملیات کوهستانی محمّد رسول الله (ص).
در بخشی از کتاب می خوانید:
در پی ضربات سهمگین وارد آمده بر لشکرهای ۱۰ زرهی و ۱ مکانیزهی دشمن طی سه مرحلهی نبرد فتح، عمدهی نیروهای شکستخوردهی ارتش متجاوز بعث، خاصه لشکر ۳ زرهی، در منطقهی «چِنانه» و تپّههای استراتژیک «دو سِلَک» تجمّع کردند و از آنجا دسته دسته به سمت مرز بینالمللی «فکّه-العماره» گریختند. در ساعت هفت بامداد روز شنبه هفتم فروردین ۱۳۶۱، شورای فرماندهی تیپ ۲۷ محمّد رسولالله (ص) با حضور احمد متوسّلیان، محمود شهبازی، محمّدابراهیم همّت و تنی چند از مسؤولین ردههای ستادی تیپ، در کمپ رسولالله (ص) تشکیل جلسه داد.
مبحث عمده در این نشستِ فوقالعاده، تعیین نحوهی مانور گردانها برای آغاز مرحلهی چهارم عملیات بود. در پایان جلسه، به فرمان متوسّلیان مقرّر گردید که رزمندگان تیپ ۲۷ در جبههی نصر از دو محور وارد عمل شوند.
در محور «امامزاده عبّاس-عین خوش»، همزمان با شروع پیشروی نیروهای قرارگاه عملیاتی قدس (تیپ ۱۴ امام حسین (ع) و تیپ ۸۴ خرّمآباد ارتش) از سمت پادگان عین خوش به طرف سهراهی امامزاده عبّاس، گردانهای ابوذر غفاری، مسلم بن عقیل و حمزه سیدالشهدا از تیپ ۲۷ مأموریت یافتند تا ضمن آغاز تک از خاکریز احداث شده بر روی جادهی آسفالت اندیمشک-دهلران و پاکسازی مسافت هفت کیلومتری حد فاصل این خاکریز تا امامزاده عبّاس، خود را به مواضع استقرار تانکهای دشمن در دامنهی ارتفاعات تینه رسانده، جَبَلِ تینه را آزاد کنند.
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب همپای صاعقه و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
کتابی بسیار شیوا و رسا با یادآوری خاطرات لحظه به لحظه رشادت ها و از خود گذشتگی های فرمانده هان و سربازان ارتش و سپاه و بسیج! روحشان شاد و یاد و خاطره اشان گرامی
۰
behrooz ghahremani
توصیه میکنم.
۱۳۹۹/۰۱/۱۹
کتاب فوق العاده جذاب و پرکششی بود کتاب رو میتونیم در زمینه کتب پژوهشی قرار بدیم و هم با دراماتیزه کردن قصه ها به شدت گیرا و نفس گیر شده بود
۰
Reza Shirazi
۱۴۰۱/۰۴/۱۹
زیاد تعریف کردند. تمامی کارای شهید احمدمتوسلیان تا لحظه اسارتش در این کتاب ذکر شده و رهبری در مورد ان تنقیذ نوشتند
۰
abdollah
توصیه میکنم.
۱۴۰۴/۰۷/۱۰
خواهشمندم از شما که بقیه کتاب های این مجموعه از جمله کوهستان اتش و شراره های خورشید و ...را موجود کنید
۰
ordeshir
توصیه میکنم.
۱۴۰۵/۰۳/۱۲
شیر بیشه ی "ایران" ؛اسطوره ی تمام نسل های این سرزمین یاد تو و یاران بزرگت تا ابد در دل ما مردم زنده است احمد خاااان متوسلیان...
کاتیوشای چهل تایی شلیک شد که تمام موشکهایش در میان بچّهها به زمین فرود آمد. توی آن همه سر و صدا، حتی میشد صدای «اشهد ان لاالهالاالله» تعداد زیادی از برادرانِ گردان حبیب را شنید؛ امّا... یکبار دیگر معجزهی خداوند بر ما ارزانی شد و آن چهل موشک مرگبار، درست بهسان چهل قطعه سنگ بر زمین افتادند و هیچکدام منفجر نشدند.
سید مهدی
۷
مهمات نداریم یعنی چه؟ اصلاً شما چرا پیش من آمدهاید، میگویید مشکل مهمات داریم؟! بروید مهمات مورد نیاز خودتان را از عراقیها بگیرید!
Husain Gh
۴
چرا که اگر صدّام در این کار حسن نیت داشت، ارتش عراق میبایست از همهی مناطق اشغالی عقبنشینی میکرد؛ نه اینکه همچنان ۳۰۰ کیلومتر از خاک ایران را با حضور در ارتفاعات سرکوب مرزی و نفتشهر و منطقه نفتخیز دشتِ سُمَیده در اختیار خود بگیرد و بعد داعیهی صلحطلبی داشته باشد.
سید مهدی
۴
حسین قُجهای؛ فرمانده گردان سلمان، با آن سر نترسی که داشت، بلند شد و سه تا از قمقمههای خالی بچهها را برداشت، با یک جست از چاله تانک بیرون پرید و رفت کنار تانکر آب عراقیها و با خونسردی حیرتآوری که اصلاً قابل وصف نیست، یکی یکی قمقمهها را پر کرد و آورد. حسین قُجهای چنان خونسرد رفت و برگشت که همه متحیر شدیم. حتی عراقیها هم از بالای تپه او را میدیدند؛ منتها فکر کرده بودند لابد حسین هم یکی از نیروهای خودشان است.
سید مهدی
۴
مرتضی گفت: «عزیز، کار خطرناکی کردی! نگفتم که برو تانک بیاور؛ گفتم منطقه را شناسایی کن!»
Husain Gh
۳
در حقیقت، این اقدام عراق با هدف سیاسی و برای افزایش فشار بینالمللی به ایران انجام گرفت؛ به طوری که علیرغم شکست از ایران، حامیان بغداد حاضر نشدند هیچگونه امتیازی به ایران مبنی بر محکوم کردن متجاوز و پرداخت خسارت به ایران واگذار کنند. در چنین شرایطی، ایران چه راه حلی به جز ادامهی پیکار در برابر خود میدید؟
Husain Gh
۱
بدین ترتیب، پس از یک سال و نیم نبرد، «سرعتِ عمل» نیروهای مسلّح جمهوری اسلامی ایران در سازماندهی یگانهای رزمی و نقل و انتقال سریع نیروها به مناطق عملیاتی، مهمترین عامل در کسب پیروزی بر دشمن به شمار میآمد.
سید مهدی
۱
آقای همّت معمولاً چگونگی اجرای مانور در عملیات و محل استقرار یگانها و قسمتها و عارضههای زمین را با استفاده از قسمتهای دست خود (انگشتان، مشت گره کرده، ساعد، آرنج، بازو و کتف) تشریح میکرد و این عادت، به لحاظ سهولت و سرعت، در کار توجیه مخاطب بود. او آن شب هم با همین شیوهی خاص خودش، برای فرماندهان گروهانها توضیح داد
سید مهدی
۱
در این پادگان، تنوع جالبی از چهرهها، زبانها و لهجههای اکثر مناطق کشور در دوکوهه به وجود آمده بود. انگار ایران اسلامی، از هر خطهی خود، جمعی از بهترین فرزندانش را گلچین کرده و به دوکوهه فرستاده بود.
سید مهدی
۱
از آنجا که دستمان از بابت خشاب اضافی و حتی جیب خشاب خالی بود، نفرات آن گروهان را به صف کردیم؛ یکی یکی میآمدند و ما فشنگها را با بیل انفرادی توی جیب بادگیر و یا داخل چفیهی آنها خالی میکردیم.
نظر شما دربارهٔ این کتاب
نظرات کاربران
کتابی بسیار شیوا و رسا با یادآوری خاطرات لحظه به لحظه رشادت ها و از خود گذشتگی های فرمانده هان و سربازان ارتش و سپاه و بسیج! روحشان شاد و یاد و خاطره اشان گرامی
کتاب فوق العاده جذاب و پرکششی بود کتاب رو میتونیم در زمینه کتب پژوهشی قرار بدیم و هم با دراماتیزه کردن قصه ها به شدت گیرا و نفس گیر شده بود
زیاد تعریف کردند. تمامی کارای شهید احمدمتوسلیان تا لحظه اسارتش در این کتاب ذکر شده و رهبری در مورد ان تنقیذ نوشتند
خواهشمندم از شما که بقیه کتاب های این مجموعه از جمله کوهستان اتش و شراره های خورشید و ...را موجود کنید
شیر بیشه ی "ایران" ؛اسطوره ی تمام نسل های این سرزمین یاد تو و یاران بزرگت تا ابد در دل ما مردم زنده است احمد خاااان متوسلیان...