معرفی و دانلود کتاب هندوانه به شرط عشق + خلاصه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب هندوانه به شرط عشق

کتاب هندوانه به شرط عشق

نوع کتاب
۴.۰ امتیاز(از ۴۳ رأی)
پدیدآورندگان: 
فرهاد حسن‌زاده
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب هندوانه به شرط عشق

«هندوانه به شرط عشق» مجموعه داستان‌های طنز فرهاد حسن‌زاده (-۱۳۴۱) است. بخشی از داستان «خمیازه اول» از این کتاب را می‌خوانید: من اوّلین خمیازه را می‌کشم و مامان آخرین چشم‌غُرّه را به بابا می‌رود. انگار بهانه‌ای بهتر از خمیازه‌ی من پیدا نکرده که با چشم‌غره‌اش قاطی کند و به بابا بگوید: «کیکاووووس، بچه‌ها خوابشون می‌یاد. دیگه شورشو درآوردی. پاشو دیگه!» بابا که بدجوری اوضاع را خیط می‌بیند، وسط بازی‌اش از جا بلند می‌شود و می‌گوید: «پاشیم، پاشیم بریم که تیمسار بدجوری با نگاهش داره ما رو چوب می‌زنه!» و زمزمه می‌کند: «با نگاهت این روزها... داری منو چوب می‌زنی... بزن بزن... که داری خوب می‌زنی...» چشم‌غره‌ی مامان شدیدتر می‌شود. هم به‌خاطر آن شعر و هم به‌خاطر این‌که بدش می‌آید بابا «تیمسار» صدایش کند، آن‌هم توی جمع. آقا چراغعلی تک سرفه‌ای تحویل می‌دهد و می‌گوید: «کجا! حالا که سر شبه.» بعد دستی به شکم ِقلنبه‌اش می‌کشد و مثل پادشاهان قاجار ادامه می‌دهد: «غذامون هم که هضم نشده هنوز.» بابا می‌گوید: «نه دیگه، بچه‌ها خوابشون می‌یاد. ایشالله یه وقتِ دیگه.»

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب هندوانه به شرط عشق و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابهندوانه به شرط عشق
موضوعداستان کوتاه، طنز، داستان ایرانی
نویسندهفرهاد حسن‌زاده
انتشاراتانتشارات چرخ‌و‌فلک
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۸۸/۰۷/۲۶
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۱.۳۸ مگابایت
شابک۹۷۸۶۰۰۵۲۲۵۱۲۹
تعداد صفحه‌ها۸۰ صفحه
قیمت کتاب۷۹۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

Fatemeh
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۴/۰۷

خیلی کتاب طنز و جالبی بود. پیشنهاد می کنم اوقات فراغتتون رو با خوندن چنین کتاب هایی پر کنید.

۰
Z.H
۱۳۹۸/۰۹/۰۱

این مدل کتاباروخیلی دوست دارم وخوندنشون بهم حس خوبی میده. به نویسنده اش خسته نباشید میگم...

۰
سعید جان
۱۳۹۷/۰۶/۱۷

مثل بقیه آثار آقای فرهاد حسن زاده عالی بود... خنده دار و خیلی خوب...

۰
نازبانو
۱۳۹۷/۰۴/۱۲

عاااالی بود پر از لحظات جالب

۰
کتاب خور
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۲/۰۹

سلام.من این کتاب روخوندم.خخخخخیییللللیییی هم قشنگ بود.همینجور که اسمش بامزه است خودشم بامزه بود.در مورد یک خانواده ۵نفره است.۲دوختر و ۱پسر باپدری که به خانومش میگه تیمسار.من این کتاب رو به شما خیلی توصیه میکنم که بخونید.اگر می خواهید از...بیشتر

۰
❤ khatereh ❤
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۸/۱۲/۱۸

من کتاب های نوشته شده توسط آقای حسن زاده رو درست دارم ایشون نویسنده ی ماهری هستند واین کتابشو بسیار جالب و عالی هست

۰
ݥحَّدٽہ
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۳/۲۳

میتونید لحظات خوب و شادی کنار این کتاب خوب داشته باشید.🌹

۰
سپیدار
۱۳۹۷/۰۷/۲۷

به نظرم کتاب عشق با نان اضافه طنز اجتماعی و دارای موضوع مهمی است درباره ی شغلی است که کمتر درجامعه ی ما به آن اهمیت می دهند ولی درسته این کتاب خیلی طنزه ولی طنزی نیست که موضوع مهمی...بیشتر

۰
F.R
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۲/۰۴

جالب بود . پیشنهاد میدم بخونیدش❤

۰
amid :)
۱۳۹۸/۰۲/۱۶

چند داستان کوتاه و خنده دار داشت. اگه میخوایید یه داستان بخونید که زیاد وقتتون را نگیره و همراهش بخندید بهتون توصیه میشه. :) #1

۰
حسینی
۱۳۹۷/۰۷/۲۳

بدک نبود

۰
همچنان خواهم خواند...
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۱۱/۰۷

به نام خدا عالی عالی عالی انقدر عالی که وقتی تموم شد دلم گرفت یه کتاب خوب داستان یه خانواده بامزه یه مامان سخت‌گیر، یه بابای احساساتی و شاعر پیشه، دو تا دختر نوجوون فضول و بامزه و یه پسر هنرمند که راوی قصه هست...بیشتر

۰
Ghazal
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۱/۱۴

عالیه هااااا عالیییییی و داستانش خیلی خوبه واقعا طنز و بامزس

۰
soroush
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۱۲/۱۷

توصیه صد در صد خوندنش رو میکنم چون مدام میخندید و کیف میکنید و حالتون خوب میشه یعنی شیرین تر از این نویسنده مشدی و خاکی و متواضع هم داریم ؟!!..

۰
کاربر ۱۷۵۴۳۸۱
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۸/۲۹

کتاب زیبا و طنزی بود

۰

بریده‌هایی از کتاب

سیّد جواد
۲۴
شعر باید پدر مادردار باشه.
سیّد جواد
۲۳
می‌فهمی چی می‌گم یا زیرنویس می‌خوای؟
سیّد جواد
۱۹
چه گل خوش‌بویی! سوراخ‌های دماغ آدم باز می‌شود.
سیّد جواد
۱۹
اشاره به کراوات من کرد که ناجور بود و اصلاً به کت و شلوار تنگم نمی‌آمد. شده بودم شبیه سگی که کج‌کج راه می‌رود و قلاده‌اش از گردنش آویزان است. راستش من از کراوات‌زدن خوشم نمی‌آید. اما مامان آن‌را اجباری کرده و به شدت آن‌را مایه‌ی آبرو و حیثیت خانواده می‌داند!
"Shfar"
۱۴
خداحافظی دو ساعت طول می‌کشد و مهمانی یک ساعت است
سیّد جواد
۱۰
«اوضاع قمر در عقربه و آه نداریم که با ناله قاطی کنیم!»
سیّد جواد
۱۰
بغل دستی‌ام به بغل دستی‌اش می‌گوید: «عروسی هم عروسی‌های قدیم. آدم سر شوق می‌اومد. تو هوای باز، تو حیاط‌های بزرگ، حوض، درخت، بزن و بکوب، سیاه‌بازی، شعبده‌بازی، چه صفایی داشت!» و بغل دستی بغل دستی‌ام با لپی که از شیرینی باد کرده، می‌گوید: «حالا همه چی فرق کرده، شیرینی‌هاش هم چنگی به دل نمی‌زنه. انگار داری کاه می‌خوری.» تا آن‌جا که می‌دانم الاغ‌ها و اسب‌ها کاه را با کیف می‌خورند. از گوشه چشم نگاهش می‌کنم با آن تیپ و کراوات جوری شیرینی می‌خورد که انگار الاغی کاه را دولپی می‌خورد.
سیّد جواد
۹
پرستار کوتاه قد و بدعنقی حال همه را گرفته است، با صدای تند و تیزی سر همه داد می‌زند و دور خودش تاب می‌خورد.
سیّد جواد
۹
سوسن صدایش را تودماغی می‌کند و مثل رفیقِ گالیور می‌گوید: «هوم! پس بگو. امروز دعوا داریم، من می‌ی‌ی‌دونم!»
"Shfar"
۸
مامان با چشم‌غره‌ای او را نیشگون می‌گیرد. یعنی خفه!