
کتاب رویافروشی دالرگات
معرفی کتاب رویافروشی دالرگات
کتاب رویافروشی دالرگات (رویایی که سفارش دادهاید، تمام شده است) نوشتهی لی مییه و با ترجمهی فریناز بیابانی، توسط نشر دانشآفرین منتشر شده است. این اثر داستانی، دنیایی خیالی را روایت میکند که در آن رویاها نهتنها بخشی از زندگی روزمره مردماند، بلکه به کالایی ارزشمند و قابل خریدوفروش تبدیل شدهاند. محوریت داستان حول فروشگاهی به نام رویافروشی دالرگات میچرخد؛ جایی که رویاها با دقت و وسواس انتخاب و به مشتریان عرضه میشوند. شخصیت اصلی، دختری جوان به نام پنی است که آرزوی کار در این فروشگاه را دارد و با ورودش به این جهان عجیب، با قوانین، آدمها و رمزورازهای خاص آن روبهرو میشود. روایت کتاب، ترکیبی از فانتزی، طنز، نقد اجتماعی و تأملات فلسفی درباره خواب، رویا و معنای زندگی است. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب رویافروشی دالرگات
کتاب رویافروشی دالرگات نوشتهی لی مییه، داستانی فانتزی و مدرن را در بستری خلق میکند که رویاها بهعنوان محصولاتی قابل خریدوفروش، بخشی جداییناپذیر از اقتصاد و فرهنگ شهری شدهاند. روایت با محوریت پنی، دختری جوان و جویای کار، آغاز میشود که پس از قبولی در مرحله اول استخدام، برای مصاحبه به فروشگاه افسانهای دالرگات دعوت میشود. این فروشگاه، نهتنها مرکزی برای فروش رویاهای آماده و سفارشی است، بلکه نمادی از تاریخ و هویت شهر و خانواده دالرگات به شمار میآید. ساختار کتاب، ترکیبی از روایتهای روزمره، افسانههای محلی و تعاملات شخصیتهاست که هرکدام لایهای به جهان داستانی میافزایند. در کنار روایت اصلی، افسانهای درباره خدای زمان و سه مریدش، ریشههای فلسفی و اسطورهای رویا را به تصویر میکشد و پیوندی میان گذشته، حال و آینده برقرار میکند. فضای کتاب، سرشار از جزئیات خلاقانه درباره نحوه تولید، عرضه و مصرف رویاهاست و شخصیتهای فرعی متعددی از جمله کارمندان، مدیران طبقات مختلف و مشتریان با دغدغهها و ویژگیهای منحصربهفرد، به غنای داستان افزودهاند.
خلاصه داستان رویافروشی دالرگات
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند! داستان با پنی، دختری جوان و کنجکاو آغاز میشود که در شهری زندگی میکند که شهرتش را مدیون رویاهایش است. او پس از قبولی در مرحله اول استخدام، برای مصاحبه به رویافروشی دالرگات میرود؛ فروشگاهی که رویاها را به شکل بستهبندیشده و با ژانرهای مختلف به مشتریان عرضه میکند. پنی با آمادگی کامل و مطالعه کتابهای مرتبط، وارد مصاحبه میشود و با دالرگات، صاحب فروشگاه، درباره ماهیت رویاها و اهمیت آنها گفتوگو میکند. در خلال مصاحبه، افسانهای درباره خدای زمان و سه مریدش روایت میشود که ریشه پیدایش رویاها و فروشگاه را توضیح میدهد. پس از قبولی، پنی وارد محیط کاری جدید میشود و با ساختار پنجطبقه فروشگاه، مدیران عجیبوغریب هر طبقه و مشتریان متنوع آشنا میشود. هر طبقه، نوع خاصی از رویاها را ارائه میدهد؛ از رویاهای لوکس و سفارشی تا رویاهای عمومی، سرگرمکننده، کوتاهمدت و حتی رویاهای ارزانقیمت و سیاهوسفید. پنی در نهایت بخش میز پذیرش را برای کار انتخاب میکند و با چالشهای جدیدی مانند مدیریت سیستم پرداخت رویاها، ارتباط با مشتریان و مواجهه با مسائل غیرمنتظره روبهرو میشود. روایت، با طنز، جزئیات خلاقانه و تأملاتی درباره ارزش رویاها و نقش آنها در زندگی، پیش میرود.
چرا باید کتاب رویافروشی دالرگات را بخوانیم؟
رویافروشی دالرگات با خلق دنیایی متفاوت و سرشار از جزئیات، تجربهای تازه از مواجهه با مفهوم رویا و خواب ارائه میدهد. این کتاب، نهتنها سرگرمکننده و پرماجراست، بلکه با طنز و نگاه انتقادی، به موضوعاتی مانند ارزش خاطرات، فراموشی، امید به آینده و نقش احساسات در زندگی میپردازد. شخصیتپردازیهای متنوع و فضای منحصربهفرد فروشگاه، امکان همذاتپنداری و کشف لایههای مختلف داستان را فراهم میکند. همچنین، روایت افسانهای خدای زمان و سه مریدش، بعدی فلسفی به داستان میبخشد و خواننده را به تأمل درباره معنای رویا و مرز میان واقعیت و خیال دعوت میکند. این اثر برای کسانی که به داستانهای فانتزی با رگههایی از نقد اجتماعی و طنز علاقه دارند، جذابیت ویژهای دارد.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن این کتاب به علاقهمندان داستانهای فانتزی، دوستداران روایتهای خلاقانه درباره رویا و خواب، کسانی که به دنبال داستانهایی با شخصیتهای متفاوت و فضای منحصربهفرد هستند، و افرادی که دغدغههایی درباره معنای زندگی، خاطرات و احساسات دارند، پیشنهاد میشود.
بخشی از کتاب رویافروشی دالرگات
«پنی جرعهای از قهوهاش که حالا سرد شده، مینوشد. کافئین تلخ و بدمزه از گلویش پایین میرود و بلافاصله صدای مزاحم پسزمینه را خاموش، و هوای اطراف بدنش را آرام میکند. هزینه اضافی که بابت سیروپ آرامبخش پرداخت کرد، ارزشش را دارد. او یک برگه سؤالات آمادگی مصاحبه را مقابلش میگذارد و سؤال آخر که از همه دشوارتر است را دوباره میخواند. کدام رویا و رویاپرداز، جایزه بزرگ "رویای سال" را به اتفاق آرا در سال ۱۹۹۹ برنده شدند؟ آ. عبور از اقیانوس آرام به عنوان یک نهنگ قاتل، اثر کیک اسلامبر ب. زندگی به عنوان پدر و مادرم برای یک هفته، اثر یاسنوز اوترا ج. شناور شدن در فضا و تماشای زمین، اثر واوا اسلیپلند د. چای خوردن با یک شخصیت تاریخی، اثر دوجه ه. رویای یک زوج نابارور که تولد یک سه قلو را پیشبینی میکند، اثر بیبینپ راکابای پنی در حالی که درِ خودکارش را میجود، سعی میکند پاسخ را بیابد. سؤال گول زننده است. سال ۱۹۹۹ خیلی وقت پیش بود. پس رویاپردازان جوانی مثل کیک اسلامبر و واوا اسلیپلند نمیتوانند گزینههای صحیحی باشند. با خودکارش، روی آن دو گزینه خط میکشد...
حجم
۲۰۹٫۲ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۲۱۶ صفحه
حجم
۲۰۹٫۲ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۲۱۶ صفحه
