
کتاب نوری، نادیا، ولادیمیر و دیگران
معرفی کتاب نوری، نادیا، ولادیمیر و دیگران
کتاب الکترونیکی «نوری، نادیا، ولادیمیر و دیگران» نوشتهٔ مصطفی انصافی را نشر چشمه منتشر کرده است. این اثر در قالب رمان تاریخی و اجتماعی، داستانهایی را روایت میکند که در بستر ایران دههٔ ۱۳۲۰ و همزمان با جنگ جهانی دوم میگذرد. شخصیتهای اصلی کتاب، هر یک با پیشینه و دغدغههای متفاوت، درگیر ماجراهایی میشوند که ریشه در تحولات سیاسی، اجتماعی و انسانی آن دوران دارد. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب نوری، نادیا، ولادیمیر و دیگران
«نوری، نادیا، ولادیمیر و دیگران» اثری داستانی است که در فضای پرآشوب ایرانِ سالهای جنگ جهانی دوم شکل گرفته است. مصطفی انصافی در این رمان با بهرهگیری از روایتهای چندلایه و شخصیتپردازیهای دقیق، تصویری از تهران و دیگر نقاط ایران در دههٔ ۱۳۲۰ ارائه داده است؛ زمانی که کشور تحت اشغال نیروهای متفقین قرار داشت و جامعه با بحرانهای سیاسی، اقتصادی و فرهنگی دستوپنجه نرم میکرد. ساختار کتاب مبتنی بر روایتهای متقاطع و زاویهدیدهای متنوع است و شخصیتهایی از ملیتها و طبقات مختلف در آن حضور دارند. این رمان با تمرکز بر زندگی روزمره، خاطرات، دغدغهها و انتخابهای شخصیتها، تلاش کرده است تا پیچیدگیهای هویت، مهاجرت، وطندوستی، خیانت و بقا را در بستر تاریخ معاصر ایران به تصویر بکشد. فضای داستان، همزمان با روایتهای فردی و جمعی، بهگونهای طراحی شده که خواننده را با لایههای پنهان و آشکار جامعهٔ آن روزگار روبهرو میکند. این کتاب در قالب رمان بلند و با روایتی پیوسته، تجربهای متفاوت از مواجهه با تاریخ و سرگذشت انسانها در شرایط بحرانی را پیش روی مخاطب میگذارد.
خلاصه داستان نوری، نادیا، ولادیمیر و دیگران
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند! داستان «نوری، نادیا، ولادیمیر و دیگران» با تمرکز بر شخصیت نادیا، زنی لهستانی که پس از اشغال کشورش توسط آلمان و شوروی به ایران پناه آورده، آغاز میشود. روایت از مرداد ۱۳۲۲ و تهران اشغالشده شروع میشود؛ جایی که نادیا در میان خاطرات تلخ گذشته و واقعیتهای تلختر حال، به عنوان خدمتکار در خانهٔ توماس، بازرگان بلژیکی، زندگی میکند. او که از اردوگاههای کار اجباری شوروی جان به در برده، حالا در تهران با شبکهای از جاسوسان، مهاجران و ایرانیان درگیر است. نادیا مأموریتهایی برای شبکهٔ جاسوسی آلمان نازی انجام میدهد، اما در عین حال با تردیدها و کشمکشهای درونی دربارهٔ وفاداری، انتقام و عدالت روبهروست. در کنار نادیا، شخصیتهایی چون اکبر (عضو گروه ملیون ایران و راننده)، واگنر (جاسوس آلمانی)، توماس (کارفرمای بلژیکی)، موسیو مارکاریان (صاحب کافه)، ماتیلدا (دوست لهستانی نادیا) و میرزا عبداللهخان (معلم فارسی) هر یک بخشی از فضای چندملیتی و چندفرهنگی تهران آن روزگار را بازتاب میدهند. داستان با رفتوآمد میان گذشتهٔ نادیا در لهستان، تجربههایش در اردوگاههای شوروی، مهاجرت به ایران و زندگی روزمرهاش در تهران، لایههای مختلفی از رنج، امید، خیانت، دوستی و تلاش برای بقا را به تصویر میکشد. در بطن روایت، دغدغههایی چون معنای عدالت، انتقام، هویت، وطن و سرنوشت انسان در شرایط جنگ و مهاجرت مطرح میشود. نادیا درگیر مأموریتی میشود که باید ساعتی را به فردی ناشناس تحویل دهد؛ ساعتی که حامل پیامی رمزگذاریشده برای عملیات چتربازان آلمانی است. او در کشاکش میان وظیفه، ترس، وفاداری و میل به انتقام، مدام با گذشته و حال خود روبهرو میشود. داستان با جزئیات فراوان از زندگی روزمره، روابط انسانی، خاطرات تلخ و شیرین و فضای تهران اشغالشده، تصویری ملموس از انسانهایی ارائه میدهد که در میانهٔ تاریخ، برای معنا دادن به زندگی و زنده ماندن تلاش میکنند.
چرا باید کتاب نوری، نادیا، ولادیمیر و دیگران را بخوانیم؟
این کتاب با روایتی چندلایه و شخصیتهایی باورپذیر، تصویری زنده از ایران دههٔ ۱۳۲۰ و تأثیرات جنگ جهانی دوم بر زندگی مردم عادی و مهاجران ارائه میدهد. پرداختن به تجربههای مهاجرت، تبعید، هویت و کشمکشهای اخلاقی در بستر یک رمان تاریخی، فرصتی فراهم میکند تا خواننده با لایههای پنهان تاریخ معاصر ایران و سرگذشت انسانهایی از ملیتها و طبقات مختلف آشنا شود. روایتهای انسانی، جزئیات دقیق از زندگی روزمره و فضای اجتماعی و سیاسی آن دوران، این اثر را به منبعی ارزشمند برای شناخت تاریخ و تجربههای زیسته تبدیل کرده است. همچنین، دغدغههای اخلاقی و فلسفی شخصیتها دربارهٔ عدالت، انتقام و بقا، کتاب را از یک روایت صرفاً تاریخی فراتر میبرد.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
مطالعهٔ این کتاب برای علاقهمندان به رمانهای تاریخی، دوستداران ادبیات معاصر ایران، کسانی که به موضوعات مهاجرت، جنگ، هویت و روابط انسانی علاقه دارند و همچنین پژوهشگران تاریخ اجتماعی و فرهنگی ایران مفید است. این اثر بهویژه برای کسانی که به دنبال درک عمیقتری از فضای ایران در دههٔ ۱۳۲۰ و تأثیرات جنگ جهانی دوم بر جامعه هستند، پیشنهاد میشود.
بخشی از کتاب نوری، نادیا، ولادیمیر و دیگران
«نادیا هنوز یک ساعت و نیم تا قرار مانده بود. باید یکجوری تلفش میکرد. پیچید توی جادهٔ پهلوی. از روبهروی کافه شهرداری گذشت و پایین رفت. کمتر پیش میآمد برود کافه شهرداری. از آنهمه شلوغی، از آنهمه سرباز، از آنهمه رنگ و عطر تند بیزار بود. دو سرباز انگلیسی از کنارش گذشتند، چیزکی پراندند و هرهر خندیدند. از کنار سیگارفروش پیری که زیر چنار جوانی بساط کرده بود گذشت. یادش افتاد سیگار ندارد. برگشت و یک پاکت همای فیلتردار خرید. وقتی رسید به کافه لومینانت، موسیو مارکاریان ایستاده بود دم در و توتون زورچپان میکرد تو پیپ. آنقدر سرش گرم بود که وقتی نادیا سلام کرد، تازه سر بالا آورد و او را دید و مثل همیشه گفت «بهبه، خانمِ مادمازل نادیا… خوش آمدید.» و هیکل گندهاش را کنار کشید، در را برایش باز کرد و گفت «بفرمایید.» اینجا را دوست داشت. کافهای کوچک و خلوت، پایینتر از چهارراه، انگار دور از شلوغی و سروصدای شهر، دور از آدمهای عوضی، از سربازهای قوای خارجی، از فکلکراواتیهایی که تا زن فرنگی میبینند آب از لبولوچهشان آویزان میشود. اینجا را دوست داشت برای همهٔ اینها و از همهٔ اینها مهمتر: حضور گرم ماتیلدا که میتوانست هزاران کیلومتر دور از وطنش با او به لهستانی دربارهٔ چیزهایی صحبت کند که با هیچکس نمیشد دربارهشان حرف زد. نشست پشت یکی از میزها و منتظر ماند. موسیو آمد تو، کام عمیقی گرفت و بوی خوش توتون مرغوبش را فرستاد تو هوای کافه. گفت «چی میل دارید خانمِ مادمازل نادیا؟» نادیا سر چرخاند و نگاه کرد به جای خالی ماتیلدا پشت پیشخان: «ماتیلدا نیست؟» موسیو دوباره پک زد به پیپ، زنجیر ساعتجیبی را گرفت، از توی جیبساعتی کشیدش بیرون و نگاهی انداخت به صفحهٔ طلاییاش. گفت «یک ساعتی هست که رفته. دنداندرد بدی داشت.» نادیا قهوه و پیراشکی سفارش داد. موسیو پیش از آنکه برود پشت پیشخان، سوزن گرامافون را گذاشت روی صفحهٔ بیستودودور و روشنش کرد. موسیقی کلاسیک سکوت کافه را شکست و نادیا دلش گرفت. به ماتیلدا فکر کرد که جای خالیاش به چشم میآمد.»
حجم
۳۴۰٫۰ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۳۳۴ صفحه
حجم
۳۴۰٫۰ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۳۳۴ صفحه