معرفی و دانلود کتاب سیاه خون + خلاصه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب سیاه خون

کتاب سیاه خون

سه گانه فونکه

۴.۶(از ۱۳ رأی)
نوع کتاب

قیمت:

۶۹۸,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب سیاه خون

کتاب سیاه خون نوشتهٔ کورنلیا فونکه و ترجمهٔ کتایون سلطانی است. نشر افق این رمان نوجوان را منتشر کرده است؛ دومین کتاب از سه‌گانهٔ فونکه.

درباره کتاب سیاه خون

کتاب سیاه خون دومین جلد از سه‌گانهٔ فونکه است. کتاب اول سیاه‌قلب و کتاب سوم سیاه‌مرگ نام دارد. کورنلیا فونکه در این اثر داستان «مگی» و «فرید» را بیان کرده است؛ شخصیت‌هایی که در جست‌وجوی گردانگشت به دنیای داستان می‌روند. پس از رفتن آن‌ها تبهکاران سر می‌رسند و باقی اعضای خانه را گروگان می‌گیرند. «مو» مجبور می‌شود خودش، رزا، زاغچه‌ٔ پیرزن و باستای چاقوکش را به دنیای داستان ببرد. «فنوگلیوی پیر» که مدت‌ها قبل در کتاب زندگی احساس خوشبختی کرده حالا می‌خواهد با کمک مگی مسیر بدبختی‌ها را به سمت اتفاقات خوب برگرداند؛ اما ماجرا به همین راحتی هم نیست و اتفاقات بسیاری پیش روی شخصیت‌های داستان است. برای فهمیدن باقی ماجرا، این رمان فانتزی را بخوانید. این رمان برای نوجوانان نگاشته شده، اما گروه‌های سنی بالاتر که به داستان‌های فانتزی علاقه دارند هم می‌توانند از خواندن این داستان لذت ببرند. این رمان در ۷۷ بخش نگاشته شده که عنوان برخی از آن‌ها عبارت است از «صداهای ناآشنا در شبی ناآشنا»، «هدیه‌ای برای کاپریکورن»، «سرد و سفید»، «کلمه‌های اشتباه»، «به اشتباه»، «پیغام ابرپیما»، «طفلی مگی»، «کلمه‌های درست»، «نامه‌ای از فنوگلیو» و «در برج سیاه‌قلعه».

خواندن کتاب سیاه خون را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به نوجوانانی که به مطالعهٔ رمان‌های فانتزی علاقه دارند، پیشنهاد می‌کنیم.

درباره کورنلیا فونکه

کورنلیا فونکه یک نویسندهٔ آلمانی است که در سال ۱۹۵۸ به دنیا آمده است. او پس از اتمام تحصیلات دانشگاهی، به‌مدت ۳ سال به‌عنوان مددکار اجتماعی در یک پروژهٔ آموزشی مشغول شد. این پروژه دربارهٔ کودکانی با پیشینه و تجربیات مختلف بررسی و تحقیق می‌کرد. پس از گذراندن یک دورهٔ تصویرگری کتاب در کالج طراحی هامبورگ، به طراحی بازی‌های صفحه‌ای و تصویرگری کتاب‌های کودکان نیزپرداخت. او به‌عنوان مددکار اجتماعی با کودکانی کار کرده بود که از هر تجربه و پیش‌زمینه‌ای بی‌بهره بودند. آنجا بود که پی برد گونه‌ای از داستان‌ها بر تخیلات آنان بسیار تأثیر می‌گذارند. این گونه‌ها، داستان‌هایی بودند که او دوست داشت بنویسد. این نویسنده رمان «ارباب دزدها» را برای نوجوان‌ها نوشت.

بخشی از کتاب سیاه خون

«ـ این داستانی نیست که توش مرده‌ها زنده بشن! خب، البته باید اعتراف کنم که موضوع عمر ابدی را خودم وارد داستان کردم، اما باز هم این موضوع با برگرداندن مرده‌ها خیلی فرق دارد! نه، هیچ کاری نمی‌شه کرد. اگر این‌جا کسی بمیرد، دیگر زنده نمی‌شه! این موضوع هم توی این دنیا واقعیت دارد و هم توی دنیایی که من توش ریشه دارم. گردانگشت به‌خاطر تو خیلی با مهارت این قانون را دور زد. شاید خودم آن داستان احساساتی را نوشته باشم، داستانی که گردانگشت را به فکر انداخت که... ولی یادم نمی‌آد. به‌هرحال همیشه چندتا استثنا هم پیدا می‌شه. گردانگشت درعوض جان تو، جان خودش را از دست داد. از قدیم ندیم‌ها این تنها معامله‌ای بوده که مرگ زیر بارش می‌رفته. آره، اصلاً کی فکرش را می‌کرد؟ یک کاره کسی مثل گردانگشت چنان به پسرکی پاپتی علاقه‌مند می‌شه که عاقبت به خاطرش می‌میرد. باید اعتراف کنم که این ایده خیلی قشنگ‌تر از ماجرای مردنش به خاطر علاقه به سمورکه. ولی این ایده از مغز من تراوش نکرده! به هیچ‌وجه! اگر دنبال کسی می‌گردی که بتونی تقصیر را به گردنش بندازی، بهتره یک نگاه به خودت بندازی. پسرم، بی‌دلیل این حرف را نمی‌زنم. چون باید بدانی که یک چیز ردخور ندارد.

و با گفتن این حرف‌ها انگشت‌هایش را محکم زد به سینهٔ لاغر فرید: «تو مال این داستان نیستی! و اگر توی کله‌ات فرو نکرده بودی که هرجور شده باید دزدکی وارد این داستان بشی، گردانگشت الان زنده بود...»

فرید با مشت به صورت فنوگلیو کوبید. و بعد هق‌هق‌کنان به‌سمت مگی نگاهی انداخت. آن‌وقت مگی سر فنوگلیو داد زد: «چه‌طور می‌تونی چنین حرفی بزنی؟ این پسرْ گردانگشت را توی آسیاب نجات داد! از موقعی‌که این‌جاست، از گردانگشت مراقبت کرده...»

فنوگلیو غرولند کرد: «آره، آره، خیلی خب!» و دستش را به دماغ دردناکش زد: «من پیرمرد بی‌احساسی هستم. خودم می‌دانم. ولی حتی اگر حرفم را باور نکنی.... وقتی دیدم گردانگشت به آن حالت افتاده روی زمین، راستی‌راستی خیلی حالم خراب شد. بعدش هم گریه‌های رکسن. دردناکه. خیلی دردناک. این‌همه زخمی، این‌همه جسد... نه. مگی، کلمه‌ها از خیلی وقت پیش دیگر از من اطاعت نمی‌کنند. فقط وقتی نوشته‌هام باب میل‌شان باشد، حرفم را گوش می‌دن. عین مار، دشمنم شده‌اند.»

ــ راست می‌گی. تو دست و پاچلفتی هستی، بی‌عرضه‌ای بدبخت!»

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب سیاه خون و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب

نام کتابسیاه خون
عنوان دیگرسه گانه فونکه
موضوعرمان، داستان کودک و نوجوانان، فانتزی
نویسندهکورنلیا فونکه
مترجمکتایون سلطانی
انتشاراتنشر افق
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۴۰۰/۰۳/۰۶
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۱۱۸.۸۵ مگابایت
شابک۹۷۸۹۶۴۳۶۹۷۴۸۸
تعداد صفحه‌ها۷۳۴ صفحه
قیمت کتاب۶۹۸۰۰۰ تومان
مجموعه و فروستسه گانه فونکه نشر افق

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

ateke.sh
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۱۲/۲۳

چرا کتاب های فونکه اجرای صوتی ندارن مخصوصا کتاب هزار توی پن که بسیار زیبا و قشنگه حتی اینجا نسخه متنیشم موجود نیس. دوس داشتم با صدای آقای سلطان زاده و خانم پاک ذات این کتاب ها رو گوش بدم...بیشتر

۲
Balaca qara baliğ
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۸/۰۸

خیلی عالی و هیجان انگیز بود من رو یاد دوران بچگیم انداخت واقعا از خوندنش لذت بردم.

۰
narges
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۶/۱۲

میتونم بگم خیلی زیبا بود و جذاب برای عاشقان ژانر فانتزی و تخیلی و نوجوان به شخصه خیلی دوستش داشتم.داستان راجع به دنیایی درون کتاب سیاه قلب و شخصیت هاش بود که ماجراهایی رو پشت سر میذارن که من با...بیشتر

۰
winchester
مطمئن نیستم.
۱۴۰۴/۱۲/۱۷

خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی جزئیات زیاد و غیر ضروری داره و هر احساسی ک هر شخصیتی داره رو چندبار با ذکر دلیل تکرار می‌کنه. مگی، شخصیت اصلی کتاب، از اون شخصیتاست ک سرخورد اقدام می‌کنه و بعد هم خودش...بیشتر

۱

بریده‌هایی از کتاب

هر کتابی برای خودش روح دارد، روح کسی که آن را نوشته است و روح کسانی که آن را خوانده‌اند، حسش کرده‌اند و خوابش را دیده‌اند.
غرق در دریا کتاب ها
۸
اگر بدانم که شعرها از کجا می‌آیند، به آن‌جا خواهم رفت. مایکل لانگلی
غرق در دریا کتاب ها
۳
اگر بدانم که شعرها از کجا می‌آیند، به آن‌جا خواهم رفت.
کتاب باز (چند سال پیش)
۲
«به‌نظرت عجیب نیست که وقتی آدم چندبار یک کتاب را می‌خواند، آن کتاب خیلی‌خیلی کلفت‌تر از اولش می‌شه؟ انگار هربار بین کاغذها یک چیزی می‌چسبد، احساسات، افکار، صداها، عطرها... و وقتی تو بعد از سال‌ها باز آن کتاب را ورق می‌زنی، خودت را لای کاغذها پیدا می‌کنی، کمی جوان‌تر و متفاوت‌تر، انگار کتاب تو را حفظ کرده، مثل گلی که لای کتاب خشک کرده باشی، غریبه و در عین حال آشنا.»
stare.m
۲
«به‌نظرت عجیب نیست که وقتی آدم چندبار یک کتاب را می‌خواند، آن کتاب خیلی‌خیلی کلفت‌تر از اولش می‌شه؟ انگار هربار بین کاغذها یک چیزی می‌چسبد، احساسات، افکار، صداها، عطرها... و وقتی تو بعد از سال‌ها باز آن کتاب را ورق می‌زنی، خودت را لای کاغذها پیدا می‌کنی، کمی جوان‌تر و متفاوت‌تر، انگار کتاب تو را حفظ کرده، مثل گلی که لای کتاب خشک کرده باشی، غریبه و در عین حال آشنا.»
parissa.kalaee
۱
کلمه‌ها قدرتمندتر از آن بودند که بشود آن‌ها را به صورت چاپ‌شده به هر آدم نفهمی سپرد. چون خدا می‌داند که بعدش آن بی‌شعورها با آن‌ها دست به چه کارهایی می‌زدند.
stare.m
۱
قلب عین ماهی لال است، بااین‌که زبان خیلی سعی می‌کند به قلب صدایی برای حرف زدن بدهد.
i_ihash
۱
و گاهی در کتابی کهنه علامتی می‌بینی در زیرِ نکته‌ای نامفهوم یک زمانی تو آن‌جا بودی به کجا گریختی؟
stare.m
۱
هر پارهٔ شعرم بیابان درونم هر پارهٔ شعرم بهشت وجودم ماری لوییزه کاشنیتس ، یک شعر
غرق در دریا کتاب ها
۰
«او مثل یک الاغ کله‌شق، مثل یک میمون باهوش و مثل یک خرگوش فرز بود.»
غرق در دریا کتاب ها
۰
سیاه مرگتصویر جلد کتاب سیاه مرگ
کورنلیا فونکه
سیاه قلبتصویر جلد کتاب سیاه قلب
کورنلیا فونکه
کتابچه راهنمای جادوگر خسیس برای زنده ماندن در انگلستان قرون وسطیتصویر جلد کتاب کتابچه راهنمای جادوگر خسیس برای زنده ماندن در انگلستان قرون وسطی
برندون سندرسون
ماجراهای اسپایدرویک؛ درخت چوب آهنیتصویر جلد کتاب ماجراهای اسپایدرویک؛ درخت چوب آهنی
تونی دیتر لیزی
آلکاتراز در مقابل استخوان های کاتبتصویر جلد کتاب آلکاتراز در مقابل استخوان های کاتب
برندون سندرسون
سیتونیکتصویر جلد کتاب سیتونیک
برندون سندرسون
ده هزار در رو به جنیوریتصویر جلد کتاب ده هزار در رو به جنیوری
الیکس ای. هارو
ماجراهای اسپایدرویک؛ کتاب راهنماتصویر جلد کتاب ماجراهای اسپایدرویک؛ کتاب راهنما
تونی دیتر لیزی
مجموعه میراث نهایی (کتاب اول، سوگند نقره خون)تصویر جلد کتاب مجموعه میراث نهایی (کتاب اول، سوگند نقره خون)
جیمز لوگان
دنیای تخت (جلد سوم؛ تساوی حقوق)تصویر جلد کتاب دنیای تخت (جلد سوم؛ تساوی حقوق)
تری پرچت
چشم انداز ستارهتصویر جلد کتاب چشم انداز ستاره
برندون سندرسون
آلکاتراز در مقابل عدسی شکسته (کتاب چهارم مجموعه آلکاتراز)تصویر جلد کتاب صوتی آلکاتراز در مقابل عدسی شکسته (کتاب چهارم مجموعه آلکاتراز)
برندون سندرسون
ترس اهل دریای زمردینتصویر جلد کتاب ترس اهل دریای زمردین
برندون سندرسون
دنیای تخت (جلد پنجم؛ جادوی مرجع)تصویر جلد کتاب دنیای تخت (جلد پنجم؛ جادوی مرجع)
تری پرچت
ماجراهای اسپایدرویک؛ سنگ بینندهتصویر جلد کتاب ماجراهای اسپایدرویک؛ سنگ بیننده
تونی دیتر لیزی
آلکاتراز در مقابل شوالیه های کریسالیاتصویر جلد کتاب آلکاتراز در مقابل شوالیه های کریسالیا
برندون سندرسون
مه زاد (کتاب پنجم، سایه های خودی)تصویر جلد کتاب مه زاد (کتاب پنجم، سایه های خودی)
برندون سندرسون
انجمن فوق سری ساحرانتصویر جلد کتاب انجمن فوق سری ساحران
سانگو ماندانا
دنیای تخت (جلد ششم؛ خواهران پیشگو)تصویر جلد کتاب دنیای تخت (جلد ششم؛ خواهران پیشگو)
تری پرچت
کوجوتصویر جلد کتاب کوجو
استیون کینگ