معرفی و دانلود کتاب بن بست شهریور + خلاصه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب بن بست شهریورsubscriptionAvailable

کتاب بن بست شهریور

نوع کتاب
۲.۰ امتیاز(از ۱ رأی)
پدیدآورندگان: 
محمدعلی گودینی
انتشارات: 
نشر صاد

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب بن بست شهریور

کتاب بن بست شهریور نوشتهٔ محمدعلی گودینی است. نشر صاد این داستان بلند ایرانی را برای نوجوانان منتشر کرده است.

درباره کتاب بن بست شهریور

کتاب بن بست شهریور حاوی یک داستان بلند ایرانی برای نوجوانان است که دو بخش دارد. شخصیت اصلی این داستان، پسر نوجوانی به نام «امجد» است. او که در تعطیلات تابستانی برای اینکه کمک‌خرج خانواده باشد، برای کار به مغازه‌ای می‌رود تا به‌عنوان شاگرد کار کند. در مغازه اتفاقات مختلفی می‌افتد که نویسنده آن‌ها را روایت کرده است.

خواندن کتاب بن بست شهریور را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به نوجوانانِ دوستدار ادبیات داستانی معاصر ایران و قالب داستان بلند پیشنهاد می‌کنیم.

بخشی از کتاب بن بست شهریور

«از تنور نانوایی تافتونی، بوی دود سوختن کارتن و چوب جعبه‌های کاهو و میوه، قاتی عطر نان تازه و شیره خرما احساس می‌شد. از آنجا پا گذاشتم روی پنجه رکاب و سواره به راهم ادامه دادم. در سرپایینی خیابان دیگر هیچ شوقی برای رسیدن به خانه نداشتم! آرام و بدون شتاب پا می‌زدم. به تک‌تک کوچه‌های منظومه شمسی سر راه خداحافظ می‌گفتم. دغدغه روبه‌رو شدن با پدر و مادرم را داشتم. نگران خودم نبودم. ناراحتی‌ام بیشتر از کلک خوردن از ابراهیم‌آقا بود که کاسبی تازه رونق گرفته‌ام را به‌خاطر قربان روستایی آفتاب‌سوخته و هم‌دستی باجناق بزرگش از دستم درآورده بودند! اول سراشیبی تند رو به پیچ چنارخان گفتم: «باجناق‌های قلابی لعنتی!» راستی آن‌ها که باجناق نبودند! پس کاسب‌های محل چرا می‌گفتند باجناق! آیا به‌خاطر رقابتشان بود. به‌خاطر شباهت زن‌های روستایی و سیاه‌سوخته پر ادعایشان بود، یا فقط محض شراکت و رقابتشان؟ هر چه بود، در ذهنم باجناق جا افتاده بودند! آخر سراشیبی تصمیم گرفتم اول به بازار روز محلمان بروم. نرسیده به خیابان آذر، پیچیدم طرف راست. از کوچه کوتاه و اُریبی انداختم توی خیابانی که بعد از میدانچه طوره قناصی می‌رسید به اول بازارروز پشت دیوار گلخانه که محل کاسبی سبزی‌فروش‌ها و چرخ‌های طوافی میوه‌فروش‌ها بود. محل بازارروز، مانند همیشه شلوغ و پر سر و صدا بود. در سال‌های خیلی دور به گفته قدیمی‌ها آنجا قبرستان محله بوده! به این خاطر بیشتر مردم اصیل محله رغبتی به خرید از بازارروز را نداشتند! بوی سبزی تازه و عطر میوه‌های رسیده در خنکای نسیمی کم‌جان خوشایند بود. دوچرخه را تکیه دادم به یک چرخ طوافی خالی چرخ دررفته که یک‌وری به حال خود افتاده بود. کلید قفل سر خودش را چرخانده بودم که از سر و صدای آن سمت بازار، کنجکاو شدم و رفتم آن سمت. دوتا زن کولی هرکدام به طرف مخالف راه افتاده بودند. آنکه پیر بود و قبلاً چندین مرتبه توی کوچه‌های محل خودمان دیده بودم که برای زن‌ها فال نخود می‌گرفت و همیشه به زن‌های حاجتمند و پیردخترهای ساده‌دل، باز شدن بخت بسته و رفع مشکلشان را وعده می‌داد، حالا با لحنی طلب‌کارانه سعی داشت توجه مردم را به خود جلب نماید تا زن جوان همراهش از آنجا دور شود: «بیشتر مردم من را می‌شناسند. خیلی از همین خانم‌ها بختشان را من وا کردم. مشکل و گرفتاری زندگی‌شان به دست من واشده...»»

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب بن بست شهریور و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاببن بست شهریور
موضوعداستان کودک و نوجوانان
نویسندهمحمدعلی گودینی
انتشاراتنشر صاد
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۴۰۲/۰۲/۳۱
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۰.۸۲ مگابایت
شابک۹۷۸۶۲۲۸۲۲۹۰۵۸
تعداد صفحه‌ها۸۰ صفحه
قیمت کتاب۳۵۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

Fateme
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۴/۰۲/۱۲

راستش نمی‌دونم چرا این کتاب منتشر شده. بیشتر به نظر می‌رسید مقدمه‌ای باشه بر یه داستان دیگه. همه‌ش منتظر بودم که بفهمم گره اصلی داستان چیه و فقط وقتی تموم شد فهمیدم که همچین گرهی از اول هم وجود نداشته.

۰