با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
عقیل عقیل

دانلود و خرید کتاب عقیل عقیل

۴٫۴ از ۱۶ نظر
۴٫۴ از ۱۶ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب عقیل عقیل  نوشته  محمود دولت‌آبادی  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب عقیل عقیل

کتاب عقیل، عقیل یکی از داستان‌های مجموعه کارنامه سپنج نوشته محمود دولت‌آبادی نویسنده، نمایشنامه‌نویس و بازیگر تئاتر معاصر ایرانی است. دولت آبادی در این کتاب به روایت زندگی مردی روستایی و مشکلاتش می‌پردازد. انتشارات نگاه کتاب عقیل، عقیل را منتشر کرده است.


درباره کتاب عقیل، عقیل

محمود دولت‌آبادی کتاب عقیل، عقیل را در سال ۱۳۵۱ نوشته شده و در آن به زندگی مردم روستایی و مصایب آن‌ها پرداخته است. محمودآبادی ریشه بسیاری از مسائل سیاسی و اجتماعی ایران را در این روند تخلیه روستاها و پرشدن شهرها می‌بیند و از این رو در داستان‌هایش به آن پرداخته است. کتاب عقیل عقیل نیز داستان مردی روستایی به نام عقیل است است که همه زندگی و اعضای خانواده‌اش را جز یک پسر و یک دختر، در زلزله‌ای از دست می‌دهد. او که درمانده می‌شود تصمیم می‌گیرد به دیدار پسرش تیمور، که در پادگانی سرباز است برود. عقیل اما در مسیر ماجراهایی دارد...

خواندن کتاب عقیل عقیل را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

کتاب عقیل عقیل یکی از داستان‌های نویسنده شهیر ایرانی محمود دولت آبادی است، اگر علاقه‌مند به خواندن رمان هستید خواندن این کتاب را به شما پیشنهاد می‌کنیم. با خواندن کتاب عقیل عقیل درکنار داستان از زبان شیوای محمود دولت آبادی نیز لذت خواهید برد.

درباره محمود دولت آبادی

محمود دولت آبادی نویسنده نمشهور ایرانی که اغلب نوشته‌هایش سبک واقع گرایانه دارد، در سال ۱۳۱۹در سبزوار متولد شد. بسیاری از داستان‌های دولت‌آبادی به بیان زندگی مردم روستایی و مشکلات آن‌ها می‌پردازد و اغلب داستان‌های در فضای روستاهای خراسان شکل گرفته است. وی در طول زندگی کاری خود چندین نمایش‌نامه و فیلم‌نامه نیز تالیف کرده است. همچنین با اقتباس از داستان‌های وی چند فیلم نیز ساخته شده است. محمود دولت‌آبادی در دهه ۱۳۵۰ به علت فعالیت سیاسی به زندان افتاد و پس از آزادی از زندان نوشتن رمان کلیدر را آغاز کرد که اتمام آن پانزده سال طول کشید و درنهایت تبدیل به معروف‌ترین اثر این نویسنده شد.

جملاتی از کتاب عقیل عقیل

عقیل نشست. بزش و مرغ‌ها و خروسش به او نگاه می‌کردند، اما او نمی‌دیدشان. نه اینکه چشمهایش در غروب جایی را نبینند. برای این نبود. چون این‌جور اگر بود، لابد شبحشان را می‌دید، اما نگاه عقیل به بیرون از خود نبود. خیالش به درون بود، و نگاهش در خیالش گم شده بود. آنچه دیده بود، بر آنچه جلوی چشمهایش بود پیشی داشت. آنچه دیده بود انبوه‌تر، متراکم‌تر، ثقیل‌تر و پیچیده‌تر بود. گره در گره بود. تاریک و روشن بود؛ خیال‌انگیز و دردمند بود. نه، همه درد بود. دردی به خاک آلوده. دردی که دیگر جان را نمی‌آزارد، کرخ می‌کند، جان را بدل به کلوخ می‌کند. آدم را از بیرون جدا می‌کند. برمی‌کند. می‌برد. دیگر چیزی را حس نمی‌کند. نوک گزلیکی را هم اگر به گرده‌اش بفشارند ــ شاید ــ حس نکند. چون او، خود درد شده است. تن سمی، نیش مار را پس می‌زند. «برای خواندن جملات بیشتری از کتاب عقیل عقیل بخش نمونه کتاب را ایگان دانلود کنید.»

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۱۱)
A@A
۱۳۹۶/۰۳/۱۲

عالی بود عالی.واقعا قشنگ بود ممنونم.

ali_salehi_82
۱۳۹۹/۰۹/۰۱

هرچقدر که از این کتاب تعریف کنم کم است.

FATEME
۱۳۹۹/۰۹/۰۵

داستان روایت اتفاقات بعد از یه زلزله ی بزرگه تلخ و دردناک ولی گیرا

Ramtin
۱۳۹۹/۰۹/۲۷

کتاب عقیل عقیل یه داستان بسیار پر کشش و جذابه که از زلزله سال ۴۷ گناباد میگه... من که لحظات خوبی رو باهاش گذروندم و برای کسایی که از نثر و حال و هوای دهه ۴۰،۵۰ خوششون میاد بسیار لذت بخشه. ضمنا

- بیشتر
محمد
۱۳۹۶/۰۳/۳۰

واقعا نویسنده بزرگیه باید تا هست قدرشو بدونیم

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۳۷)
نوک گزلیکی را هم اگر به گرده‌اش بفشارند ــ شاید ــ حس نکند. چون او، خود درد شده است. تن سمی، نیش مار را پس می‌زند.
Husayn Parvarde
تن به نسیم گهگاهی نیمروز می‌سپرد و به این سوی و آن سوی می‌لغزید. بو را نمی‌شد دید، اما می‌شد خیال کرد که چون دودی غلیظ، یا همچون بخاری از شکمبه حرامگوشتی برمی‌خیزد و قاطی هوا می‌شود. بو را نمی‌دیدی، اما حجم آن را حس می‌کردی. سنگین و نمناک می‌نمود. چسبنده و لزج، و همان دم خاک گرفته و زمخت می‌نمود. دماغ آنها که در خرابی، یا بر کنار خرابی مانده ب
پناه
خیال در خرابی چگونه آرام می‌گیرد؟
محسن سفیدگر
گاهی چنین است که مردهای پخته هم احساس یک طفل را پیدا می‌کنند. یکدم بچه می‌شوند. مثل اینکه کودکی در روح ایشان، سالها خپ کرده بوده و ناگهان برمی‌خیزد. این کودک، هنوز می‌تواند گل را دوست داشته باشد.
محسن سفیدگر
راستی راستی مردم می‌توانند دست همدیگر را بگیرند. و این چقدر امیدبخش است.
n re
مثل این بود که در اندرونش فوجی زنبور لانه کرده‌اند. از درون گزیده می‌شد. دم به دم می‌سوخت.
محسن سفیدگر
گریه دیگر آن‌قدر ناچیز است که از خود شرم دارد. گریه دختر نابالغی است در خانه غریبان. گریه سر پس می‌زند.
محسن سفیدگر
خود را باخته بودند، افسرده بودند، غمگین و سوگوار بودند، تنشان همچنان زنده، اما جانشان کسل و پژمرده بود
n re
بو را نمی‌شد دید، اما می‌شد خیال کرد
n re
آه... اگر روزی این زمین دل بگشاید؟ اگر روزی لب بگشاید؟ اگر روزی به شهادت قد برآورد؟ رستاخیزی اگر در پیش باشد؟
FATEME

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۶۳ صفحه
قیمت نسخه چاپی۳,۵۰۰ تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۸۳/۰۱/۰۱
شابک۹۷۸-۹۶۴-۳۵۱-۲۱۸-۷‬‬
تعداد صفحات۶۳صفحه
قیمت نسخه چاپی۳,۵۰۰تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۸۳/۰۱/۰۱
شابک۹۷۸-۹۶۴-۳۵۱-۲۱۸-۷‬‬