با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
النور و پارک

دانلود و خرید کتاب النور و پارک

۴٫۱ از ۲۰۷ نظر
۴٫۱ از ۲۰۷ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب النور و پارک  نوشته  سمانه پرهیزکاری  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب النور و پارک

«اِلِنور و پارک» نوشته رِینبو راول(-۱۹۷۳) نویسنده آمریکایی نخستین اثر او در ژانر رمان‌های جوانان است.

النور دختر ۱۶ ساله‌ای است که در یک خانواده پرجمعیت، نزد مادر و ناپدری‌شان زندگی می‌کنند. ریچی، ناپدری النور، مردی مست و بدخلق است که شرایط زندگی را برای النور و دیگر اعضای خانواده‌اش دشوار کرده است. پارک نیز پسری دورگه و کره‌ای-آمریکایی است که هم‌کلاسی النور است. پارک برخلاف النور خانواده‌ای آرام و ثروتمند دارد. النور و پارک رفته رفته با یکدگیر از طریق نوارهای کاست آهنگ‌های قدیمی و کتاب‌های کمیک رابطه نزدیک‌تری پیدا می‌کنند...

در بخشی از کتاب می‌خوانیم:

دختره خیلی اوضاع ناجوری داشت.

او نه‌تنها تازه‌وارد بود، بلکه گنده و زمخت هم بود، با موهای قرمزِ شلخته و فرفری. طوری لباس پوشیده بود که انگار... انگار دلش می‌خواست مردم نگاهش کنند. شاید هم از این سر و وضع افتضاح خوشش می‌آمد. یک تی‌شرت شطرنجیِ مردانه پوشیده بود و چند تا گردنبند عجیب‌غریب هم انداخته بود دور گردنش و مچ دست‌هایش را هم هم با دستمال پوشانده بود. او پارک را یاد مترسک می‌انداخت؛ یا مثلاً یکی از آن عروسک‌های بدریختی که مادرش روی میز آرایش‌اش می‌گذاشت. دخترِ تازه‌وارد شبیه چیزی بود که در طبیعت جان سالم به در نمی‌بُرد.

اتوبوس دوباره توقف کرد و چند بچه‌ی دیگر سوار شدند. آن‌ها دختر تازه‌وارد را هُل دادند، از او رد شدند و رفتند روی صندلی‌هاشان نشستند.

پارک به دختر تازه‌وارد نگاه کرد. او هنوز آن‌جا ایستاده بود.

راننده‌ی اتوبوس داد زد: «هی دختر! بشین!»

دختر راه افتاد سمت انتهای اتوبوس، درست سمت آن وحشی‌ها. پارک با خودش گفت "وای خدایا! وایسا! برگرد سر جات!" می‌دانست که الان آب از لب‌ولوچه‌ی استیو و میکی سرازیر شده. پارک سعی کرد جای دیگری را نگاه کند.

farez
۱۳۹۶/۱۰/۰۸

سلام بر همه ی دوستان. من این کتاب رو به محض چا پ خوندمش. میتونم بکم یه کتاب ساده است،پاک و تمیز...یه جور که آدم فکر میکنه هنوزم عشق وجود داره. و این یک نقطه قوت بود. همه جوره جذاب...حتما

- بیشتر
مامان زیبا
۱۳۹۸/۱۱/۲۵

کتاب خوبی بود.النور یک دختری نبود که جهان امروز خوشگل معرفی میکنه! النور خودش بود...و این تابو شکنی رو خیلی دوست داشتم!!! پارک حس تنفرش رو چطور به محبت و عشق تبدیل کرد و جالب اینکه میگفت یادم نمیاد روز

- بیشتر
میـمْ.سَتّـ'ارے
۱۳۹۷/۰۹/۱۳

داستان دختری عجیب و غریب و پسر آسیایی که قدم به قدم عاشق هم می شوند... داستان قشنگی بود ، و به نظرم بهتر از هر داستانی عشق واقعی رو نشون می داد چون شخصیتهای اصلی داستان عاشق منش هم شدند

- بیشتر
نگار🌻
۱۳۹۸/۰۵/۱۵

بر عشق چرا لرزم، اگر او خوش نیست ور عشق خوش است، این همه فریاد چراست... #مولانا

ali ahmadzadeh
۱۳۹۸/۰۱/۱۰

باید گفت که کتاب قطعا ارزش خوندنشو داره و شکی در این موضوع نیست . از اینکه ترجمه ی کتاب عالی بود و تغییر لحن رو خیلی خوب نمایان کرده بود . در دیالوگ ها هم از لحن عامیانه استفاده کرده

- بیشتر
Negar.hsp
۱۳۹۷/۰۸/۰۳

عشق... عجب چیز عجیب و در عین حال آشنایی! :) چقدر خوب بود این کتاب... چقدر زیبا لحظه هارو توصیف کرده بود! تموم روحمو تازه کرد :") "عشق"کلا چیز خوبیه... حرمت داره... بزرگه،مقدسه... ایشالا زندگی هممون پر از یه عشق«واقعی»باشه که به امیدش صبحا چشمامونو باز کنیم!

بلاتریکس لسترنج
۱۳۹۷/۰۶/۱۴

لذت بردم لذت بردم و حسادت کردم که کاش من هم شونزده سالگی عاشق میشدم یا حتی نوجوانی

✿Farzaneh✿
۱۳۹۷/۰۴/۱۱

عاشقانه ساده و قشنگی بود. از اونجایی که شخصیت های داستان نوجوان بودن فکر میکردم داستان جذبم نمیکنه (مثل کتاب "جایی که عاشق بودیم" که جدا از داستان قشنگش بیشتر ترجیح میدادم شخصیت های داستان بزرگ تر از سن مدرسه

- بیشتر
یک مشکل لاینحل
۱۳۹۹/۰۶/۰۶

🐉_ النور و پارک یه عاشقانه ی لطیفه و جمله ی : ما عاشق چیز های زیبا نمی شیم ، چیزی که عاشقش می شیم رو زیبا می بینیم به زیبایی درش معنا شده ... النور و پارک از اون

- بیشتر
Mona
۱۳۹۹/۰۸/۲۴

خدای من لحظه لحظه اش پر از عشق و احساس بود ، میشه گفت این داستان یه عشق پاک و حقیقیه 😢 این کتاب رو نخونید که ببینید پایانش چی میشه ، چون از اون کتاباست که باید از هر صفحه

- بیشتر
بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۱۱۹)
برای مطالعه همه قسمت‌ها لطفا نسخه کامل کتاب را خریداری کنید.
_SOMEONE_
وقتی همیشه گرسنه باشی، گرسنگی عادی می‌شه.
-Dny.͜.
اگر کسی نتواند زندگیِ خودش را نجات دهد، آیا زندگی‌اش اصلاً ارزش نجات‌دادن دارد؟
Soheyla
سعی کرد به او بگوید تو زندگیِ مرا نجات دادی، نه تا ابد، نه برای همیشه... احتمالاً فقط به‌طور موقت. ولی زندگیِ مرا نجات دادی... پس حالا به تو تعلق دارم. منی که اکنون هستم، متعلق به توست. برای همیشه. پارک
ftm_ghrbyn
پارک خودکارش را توی جیب‌اش گذاشت و بعد دست‌های النور را برای یک لحظه روی سینه‌اش گذاشت. آرامش‌بخش‌تر از چیزی بود که النور تصورش را می‌کرد؛ آن‌قدر که دلش می‌خواست برای پارک بچه بیاورد و هر دو کُلیه‌اش را به او اهدا کند.
cuttlas
او مثل هنر بود و هنر هیچ‌گاه خوب به نظر نمی‌رسد؛
..𝓣𝓲𝓷𝓪𝔃
حق با النور بود. او هیچ‌وقت خوب به نظر نمی‌رسید. او مثل هنر بود و هنر هیچ‌گاه خوب به نظر نمی‌رسد؛ به نظر می‌رسد تنها باعث ایجاد حسی در شما می‌شود.
خاکسار
النور هیچ‌وقت به خودکشی فکر نکرده بود، هرگز. ولی خیلی به دست‌کشیدن فکر می‌کرد؛ دست‌کشیدن از بعضی چیزها. به دویدن، تا این‌که دیگر توان دویدن نداشته باشد.
فرناز
«دوس دارم این آهنگو تیکه‌تیکه کنم و هر تیکه‌شو تا سرحد مرگ دوس داشته باشم.»
A~Rahin
اگر باز هم به این مدرسه برمی‌گشت... اگر به خانه می‌رسید...
⋆❆☾❥ᑎᗩᘔᗩᑎIᑎ❥ᑎIᒪO❥☽❆⭑

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۳۴۰ صفحه
قیمت نسخه چاپی۵۲,۰۰۰ تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۶/۰۳/۰۱
شابک‫‬‮‭۹۷۸-۶۰۰-۷۸۴۵-۸۰-۶
تعداد صفحات۳۴۰صفحه
قیمت نسخه چاپی۵۲,۰۰۰تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۶/۰۳/۰۱
شابک‫‬‮‭۹۷۸-۶۰۰-۷۸۴۵-۸۰-۶