با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
کتاب النور و پارک اثر سمانه پرهیزکاری

دانلود و خرید کتاب النور و پارک

۴٫۰ از ۲۵۸ نظر
۴٫۰ از ۲۵۸ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب النور و پارک  نوشته  سمانه پرهیزکاری  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب النور و پارک

کتاب النور و پارک ولین رمان بزرگسالان نوشته‌شده توسط رینبو راول است. این داستان در سال ۲۰۱۰ نوشته شده و داستان‌ دو نوجوان به نام‌های النور و پارک است که در اوهاما زندگی می‌کنند و رابطه خوبی با یکدیگر ندارند. آن‌ها یکدیگر را در اولین روز مدرسه در اتوبوس مدرسه ملاقات می‌کنند و به تدریج یک داستان عاشقانه بین آن‌ها رقم می‌خورد.

درباره کتاب النور و پارک

کتاب النور و پارک اولین رمان رینبو راول در سنین بزرگسالان است. «النور و پارک» در سال ۲۰۱۳ منتشر شده است و مخاطبان اصلی‌ این رمان نوجوانان و جوانان هستند. این کتاب به عنوان بهترین رمان عاشقانه سال ۲۰۱۳ میلادی توسط آمازون و گودریدز انتخاب شده است. النور و پارک داستان دو نوجوان ۱۶ و ۱۷ ساله با نام‌های «النور داگلاس» و «پارک شریدن» در سال‌های ۱۹۸۶ تا ۱۹۸۷ است. النور دختری ۱۶ ساله با موهای قرمز و فر (مجعد) است، پارک نیز پسری ۱۶ ساله است؛ این پسر و دختر نوجوان هردو کره‌ای هستند که در آمریکا زندگی می‌کنند و در خلال این داستان اولین عشق زندگی خود را تجربه می‌کنند. هر دو ناملایمات زیادی را در زندگی‌شان تجربه کرده‌اند؛ یکی از این دو در یک خانواده پرجمعیت، با ۳ برادر و یک خواهر، مادر و ناپدری‌اش زندگی می‌کند و دیگری هم پدر و مادرش از همدیگر جدا شده‌اند و با ناپدری‌اش زندگی می‌کنند. النور داگلاس به تازگی وارد کلاس دهم شده. او بزرگترین فرزند خانواده‌ای ۷ نفره است.ریچی، ناپدری النور، مردی مست و بدخلق است که زندگی را برای النور و بقیه اعضای خانواده‌ سخت کرده است. آن‌ها به قدری فقیرند که النور مجبور است همیشه لباس‌هایش را با پارچه‌های رنگی‌رنگی وصله کند، با روبان موهایش را ببند و لباس‌های ترکیبی عجیب و غریبی بپوشد که همین موضوع باعث می‌شود دیگر دانش‌آموزان مدرسه همیشه او را مسخره کنند. پارک برخلاف النور خانواده‌ای آرام دارد. او فرزند خانواده‌ای متوسط است که اگرچه ثروتمند نیستند، اما در زندگیشان عشق جاری است. با این حال پارک از خودش راضی نیست.

کتاب النور و پارک نوشته رینبو راول

در اولین روزی که النور وارد مدرسه می‌شود، بقیه دانش‌آموزان از سر و شکل خیلی عجیب و غریب او تعجب می‌کنند. آن‌ها جایشان را عوض می‌کنند تا کنار النور نشینند. وقتی النور زیر گریه می‌زند، پارک با رفتاری تحقیرآمیز به النور صندلیش را پیشنهاد می‌کند. آن‌ها چند کلاس مشترک با هم دارند که همین موضوع باعث می‌شود پارک متوجه شود النور به طرز عجیبی باهوش‌ترین دانش‌آموز کلاس است.این دو یکدیگر را داخل اتوبوس مدرسه ملاقات می کنند و درباره موضوعات مختلف دوران نوجوانی باهم صحبت می‌کنند.

چرا باید کتاب النور و پارک را مطالعه کنیم؟

این کتاب یکی از بهترین کتاب‌های سال ۲۰۱۳ در ژانر عاشقانه و نوجوانان بوده است. کتاب النور و پارک به ما یادآوری می‌کند باوجود همه مشکلات عشق می‌تواند همه چیز را زیباتر کند.

خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

کتاب النور و پارک نوشته‌ی رینبو راول را طرفداران کتاب‌های نوجوان و عاشقانه می‌توانند مطالعه کنند و از خواندن آن لذت ببرند.

درباره رینبو راول

رینبو راول در سال ۱۹۷۳ متولد شده است. او نویسنده‌ی آمریکایی رمان‌های نوجوان و بزرگسال و برنده‌ی جایزه‌ی مایکل ال. پرینتز در سال ۲۰۱۴ است. رینبو راول بین سال‌های ۱۹۹۵ تا ۲۰۱۲ ستون‌نویس و مسئول تبلیغات روزنامه‌ی اوماها ورلد هرالد بود. او بعد از ترک این شغل، به استخدام شرکتی تبلیغاتی درآمد و همزمان، نوشتن اولین رمانش را آغاز کرد. این رمان یک کمدی عاشقانه معاصر درمورد فردی است عاشق زنی می‌شود که ایمیل او تحت نظارت او بوده است. او در اکتبر سال دوم کتاب بعدی خود را «هر روشی که باد می‌وزد» اعلام کرد. این کتاب سومین و آخرین رمان در سری فوریه برفی است و در ژوییه ۲۰۱۰ منتشر شد. رینبو راول در سال ۲۰۰۰ اولین پیش‌نویس رمان جدید خود را به پایان رساند. النور و پارک توسط آمازون به‌عنوان یکی از بهترین کتاب‌های داستان بزرگسالان انتخاب شد. چهارمین رمان او به نام تلفن ثابت یک رمان بزرگ‌سال معاصر در مورد ازدواج در دردسر است که در سال ۲۰۱۰ منتشر شده است.

«اتچمنت»، «النور و پارک»، «طرفداری»، «تلفن ثابت»، «چهار روز در صف برای تماشای جنگ ستارگان» و «چیزی که عشق واقعی به من داد» از جمله آثار این نویسنده است.

تکه هایی از کتاب النور و پارک

دختره خیلی اوضاع ناجوری داشت. او نه‌تنها تازه‌وارد بود، بلکه گنده و زمخت هم بود، با موهای قرمز شلخته و فرفری. طوری لباس پوشیده بود که انگار دلش می‌خواست مردم نگاهش کنند. شاید هم از این سر و وضع افتضاح خوشش می‌آمد. یک تی‌شرت شطرنجی مردانه پوشیده بود و چند تا گردنبند عجیب‌غریب هم انداخته بود دور گردنش و مچ دست‌هایش را هم با دستمال پوشانده بود. او پارک را یاد مترسک می‌انداخت؛ یا مثلاً یکی از آن عروسک‌های بدریختی که مادرش روی میز آرایش‌اش می‌گذاشت. دختر تازه‌وارد شبیه چیزی بود که در طبیعت جان سالم به در نمی‌برد.

اتوبوس دوباره توقف کرد و چند بچه‌ی دیگر سوار شدند. آن‌ها دختر تازه‌وارد را هل دادند، از او رد شدند و رفتند روی صندلی‌هاشان نشستند. پارک به دختر تازه‌وارد نگاه کرد. او هنوز آن‌جا ایستاده بود.

راننده‌ی اتوبوس داد زد: «هی دختر! بشین!»

دختر راه افتاد سمت انتهای اتوبوس، درست سمت آن وحشی‌ها. پارک با خودش گفت "وای خدایا! وایسا! برگرد سر جات!" می‌دانست که الان آب از لب‌ولوچه‌ی استیو و میکی سرازیر شده. پارک سعی کرد جای دیگری را نگاه کند.

farez
۱۳۹۶/۱۰/۰۸

سلام بر همه ی دوستان. من این کتاب رو به محض چا پ خوندمش. میتونم بکم یه کتاب ساده است،پاک و تمیز...یه جور که آدم فکر میکنه هنوزم عشق وجود داره. و این یک نقطه قوت بود. همه جوره جذاب...حتما

- بیشتر
مامان زیبا
۱۳۹۸/۱۱/۲۵

کتاب خوبی بود.النور یک دختری نبود که جهان امروز خوشگل معرفی میکنه! النور خودش بود...و این تابو شکنی رو خیلی دوست داشتم!!! پارک حس تنفرش رو چطور به محبت و عشق تبدیل کرد و جالب اینکه میگفت یادم نمیاد روز

- بیشتر
میـمْ.سَتّـ'ارے
۱۳۹۷/۰۹/۱۳

داستان دختری عجیب و غریب و پسر آسیایی که قدم به قدم عاشق هم می شوند... داستان قشنگی بود ، و به نظرم بهتر از هر داستانی عشق واقعی رو نشون می داد چون شخصیتهای اصلی داستان عاشق منش هم شدند

- بیشتر
ali ahmadzadeh
۱۳۹۸/۰۱/۱۰

باید گفت که کتاب قطعا ارزش خوندنشو داره و شکی در این موضوع نیست . از اینکه ترجمه ی کتاب عالی بود و تغییر لحن رو خیلی خوب نمایان کرده بود . در دیالوگ ها هم از لحن عامیانه استفاده کرده

- بیشتر
یک مشکل لاینحل، sky
۱۳۹۹/۰۶/۰۶

🐉_ النور و پارک یه عاشقانه ی لطیفه و جمله ی : ما عاشق چیز های زیبا نمی شیم ، چیزی که عاشقش می شیم رو زیبا می بینیم به بهترین شکل درش معنا شده ... النور و پارک از

- بیشتر
Mona
۱۳۹۹/۰۸/۲۴

خدای من لحظه لحظه اش پر از عشق و احساس بود ، میشه گفت این داستان یه عشق پاک و حقیقیه 😢 این کتاب رو نخونید که ببینید پایانش چی میشه ، چون از اون کتاباست که باید از هر صفحه

- بیشتر
Nika
۱۳۹۷/۰۸/۰۳

عشق... عجب چیز عجیب و در عین حال آشنایی! :) چقدر خوب بود این کتاب... چقدر زیبا لحظه هارو توصیف کرده بود! تموم روحمو تازه کرد :") "عشق"کلا چیز خوبیه... حرمت داره... بزرگه،مقدسه... ایشالا زندگی هممون پر از یه عشق«واقعی»باشه که به امیدش صبحا چشمامونو باز کنیم!

بلاتریکس لسترنج
۱۳۹۷/۰۶/۱۴

لذت بردم لذت بردم و حسادت کردم که کاش من هم شونزده سالگی عاشق میشدم یا حتی نوجوانی

✿Farzaneh✿
۱۳۹۷/۰۴/۱۱

عاشقانه ساده و قشنگی بود. از اونجایی که شخصیت های داستان نوجوان بودن فکر میکردم داستان جذبم نمیکنه (مثل کتاب "جایی که عاشق بودیم" که جدا از داستان قشنگش بیشتر ترجیح میدادم شخصیت های داستان بزرگ تر از سن مدرسه

- بیشتر
Soheyla
۱۳۹۷/۰۸/۱۲

کتاب رو مطالعه کردم از شیوه قصه گویی خوشم اومد در این مدل قصه گویی ما از احساسات و افکار هر دو طرف خبردار میشیم پس هیچ چیز مبهمی وجود نداره چیزی که برام جذاب نبود تعداد زیاد شخصیتهای داستانی

- بیشتر
بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۱۷۳)
برای مطالعه همه قسمت‌ها لطفا نسخه کامل کتاب را خریداری کنید.
_SOMEONE_
وقتی همیشه گرسنه باشی، گرسنگی عادی می‌شه.
-Dny.͜.
اگر کسی نتواند زندگیِ خودش را نجات دهد، آیا زندگی‌اش اصلاً ارزش نجات‌دادن دارد؟
Soheyla
سعی کرد به او بگوید تو زندگیِ مرا نجات دادی، نه تا ابد، نه برای همیشه... احتمالاً فقط به‌طور موقت. ولی زندگیِ مرا نجات دادی... پس حالا به تو تعلق دارم. منی که اکنون هستم، متعلق به توست. برای همیشه. پارک
ftm_ghrbyn
پارک خودکارش را توی جیب‌اش گذاشت و بعد دست‌های النور را برای یک لحظه روی سینه‌اش گذاشت. آرامش‌بخش‌تر از چیزی بود که النور تصورش را می‌کرد؛ آن‌قدر که دلش می‌خواست برای پارک بچه بیاورد و هر دو کُلیه‌اش را به او اهدا کند.
cuttlas
حق با النور بود. او هیچ‌وقت خوب به نظر نمی‌رسید. او مثل هنر بود و هنر هیچ‌گاه خوب به نظر نمی‌رسد؛ به نظر می‌رسد تنها باعث ایجاد حسی در شما می‌شود.
خاکسار
النور هیچ‌وقت به خودکشی فکر نکرده بود، هرگز. ولی خیلی به دست‌کشیدن فکر می‌کرد؛ دست‌کشیدن از بعضی چیزها. به دویدن، تا این‌که دیگر توان دویدن نداشته باشد.
فرناز پوراسماعیلی
... و به‌محض این‌که النور خندید، چیزی در درون پارک شکست. اتفاقی که همیشه می‌افتاد.
A_
«پارک عزیز، من از تو خوشم می‌آد. تو موهای قشنگی داری.»
-Dny.͜.
النور دوازده‌ساله بود و نمی‌توانست تصور کند مردی وجود داشته باشد که بتواند بیش‌تر از پدرش زندگیِ مادرش را خراب کند. او نمی‌دانست چیزهایی بدتر از خودخواهی هم وجود دارد.
خاکسار

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۳۴۰ صفحه
قیمت نسخه چاپی۵۲,۰۰۰ تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۶/۰۳/۰۱
شابک-۹۷۸-۶۰۰-۷۸۴۵-۸۰-۶
تعداد صفحات۳۴۰صفحه
قیمت نسخه چاپی۵۲,۰۰۰تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۶/۰۳/۰۱
شابک-۹۷۸-۶۰۰-۷۸۴۵-۸۰-۶