معرفی و دانلود کتاب آب دوغ خیار + خلاصه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب آب دوغ خیارsubscriptionAvailable

کتاب آب دوغ خیار

روایت‌هایی مضحک از سلاطین قاجار

نوع کتاب
۳.۶ امتیاز(از ۵ رأی)
پدیدآورندگان: 
رضا بهرام‌پور
انتشارات: 
نشر قطره

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب آب دوغ خیار

کتاب آب دوغ خیار نوشتۀ رضا بهرام‌پور در نشر قطره به چاپ رسیده است. این کتاب راویتی طنزآلود و مضحک از سلاطین قاجار است و به‌دور از روش‌های علمی تاریخنگاری، موضوعات متنوعی را از دورۀ پادشاهی قاجار با زبان هجو و هزل بازگو می‌کند. آبگوشت ابراهیم‌خانی، ختنهٔ ملیجک، سرخ کردن روغن‌فروش، ملک‌الشعرای آخور تعدادی از عنوان‌های این کتاب هستند.

درباره کتاب آب دوغ خیار

کتاب آب دوغ خیار، روایت تاریخی نیست؛ یعنی جزو پژوهش‌های تاریخی قرار نمی‌گیرد. مورخان و محققان زیادی دربارۀ تاریخ ایران در دورۀ قاجاریه نوشته‌اند. این دودمان از زاویه‌های مختلفی همچون تاریخ صرف، جامعه‌شناسی، حقوقی و حتی روانشناسی بررسی و تحلیل شده است. از جملۀ موضوعات این پژوهش‌ها هم سلاطین این سلسله بوده‌اند. با وجود پژوهش‌های بسیار در این دوره، مراجعه به منابع تاریخی نشان می‌دهد گوشه‌های دست‌نخوردۀ مختلفی از این دوره وجود دارد.

رضا بهرام‌پور، نویسندۀ این کتاب، به‌عنوان داستان‌نویسی که به تاریخ هم علاقه دارد، این دورۀ تاریخی را وارد ادبیات داستانی کرده و در ژانز طنز قرار داده است. این کتاب، حساسیت‌های تاریخنگاری را ندارد، حتی نویسنده در جاهایی دست به تاریخ‌سازی هم زده است؛ اما پایه و اساس آن منابع دست اول است. نویسنده ضمن مطالعۀ این منابع، درصدد بیرون کشیدن روایت‌هایی با درون‌مایهٔ طنز، مانند هجو و هزل، از عملکرد و رفتار ۷ پادشاه دودمان قاجار برآمده است. او این روایت‌ها را با ذهن و خلاقیت خود بازنویسی و ساده‌سازی کرده و متن‌ها را از حالت خشک و عاری از لطافت درآورده است.

 بهرام پور تلاش کرده تا جای ممکن حداقل پایبندی را به کلیات وقایع تاریخی داشته باشد. او با ایجاد حداکثر تغییرات در جزئیات، نحوهٔ بازگویی و همچنین امروزی‌سازی و به‌روزرسانی گفت‌وگوها، مطالعۀ کتاب را جالب و جذاب برای خواننده کرده است؛ یعنی همان‌چیزی که از ادبیات داستانی طنز انتظار می‌رود.

 مالیات ریش، عشق جواهر، عروس قاطرچی، سرسرهٔ بهشتی، استراجی، عقد اجباری، استعمال قلیان ممنوع!، شیخ شیپور، از کالیفرنیا تا دوشان‌تپه!، زن زشت بهتر است!، چشم‌چرانی در فرنگ، انتقام از میرزا رضا کرمانی، پسر زیبای بریتانیا از جمله عنوان‌های کتاب آب دوغ خیار هستند.

خواندن کتاب آب دوغ خیار را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

به دوستداران قصه‌های تاریخی و ادبیات طنز پیشنهاد می‌کنیم.

بخشی از کتاب آب دوغ خیار

«۲. کشتار کرمان

می‌گویند یکی از سرسخت‌ترین حریفان آغامحمدشاه قاجار در راه رسیدن به سلطنت و سلسلهٔ پادشاهی قاجاریه، لطفعلی‌خان زند، برادرزادهٔ دلاور و شجاع کریم‌خان زند بوده است. پس از جنگ و جدل فراوان، آغامحمدشاه، لطفعلی‌خان زند را در کرمان و در میان حصار و باروی این شهر به دام انداخت و در محاصرهٔ لشکریان بی‌شمار خویش گرفتار کرد. القصه، پس از کش‌وقوس‌های فراوان و گذشت ایامی مدید، قحطی و گرسنگی بر مردم کرمان مستولی و لطفعلی‌خان ناچار به خروج از شهر و تحویل آن به آغامحمدشاه، خواجهٔ خون‌ریز تاریخ، شد. نقل است مردم کرمان به دلیل حمایت از لطفعلی‌خان و برای یاری رساندن به وی هنگام محاصرهٔ شهر توسط لشکر آغامحمدشاه به کینهٔ وی دچار شدند و تاوان سنگینی پرداختند. از جمله اینکه به دستور خواجهٔ مخوف و کینه‌توز، بیست هزار چشم از مردم کرمان درآوردند و از آن‌ها مناره‌هایی ساختند! و نیز گفته‌اند که خود آغامحمدشاه شخصاً مسئول شمارش تعداد چشمان از کاسه درآمدهٔ مردم بی‌گناه کرمان بوده است! روزی از روزها، آغامحمدشاه هنگام صحبت با صدراعظم خویش، اعتمادالدوله (حاجی ابراهیم‌خان کلانتر معروف!)، گریزی به واقعهٔ کرمان زده و به او گفته بود: قبل از تصرف شهر کرمان، مکرر با حضرت حق به مناجات و رازونیاز پرداخته و دعا کرده بودم که اگر صلاح نمی‌دانی مرا بر مردم کرمان مسلط نکن و در این جنگ به پیروزی مرسان! چون‌که در صورت نفوذ به شهر و تسلط بر آن یقیناً به قتل‌عامی فجیع خواهم پرداخت! و خود دیدی که چه اتفاقی رخ داد. حکماً مردم این شهر گناه بزرگی انجام داده بودند که خداوند مرا بر آن‌ها مسلط کرد تا کفارهٔ آن را بستاند، وگرنه من آدم کینه‌توز و قسی‌القلبی نیستم که...!»

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب آب دوغ خیار و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابآب دوغ خیار
عنوان دیگرروایت‌هایی مضحک از سلاطین قاجار
موضوعطنز، ادبیات عامیانه و محلی
نویسندهرضا بهرام‌پور
انتشاراتنشر قطره
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۹۸/۱۰/۲۴
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۱.۴۹ مگابایت
شابک۹۷۸۶۰۰۱۱۹۹۱۷۲
تعداد صفحه‌ها۱۶۴ صفحه
قیمت کتاب۵۰۰۰۰ تومان
برچسبمجموعه ادبیات

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

حمید
مطمئن نیستم.
۱۴۰۲/۱۱/۱۹

به نظر من جالب نبود و چون اتفاقات گفته شده واقعیت بود حالت طنز نداشت ،

۰
محمد امین دارآفرین
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۱۲/۰۹

عالی

۰

بریده‌هایی از کتاب

Abolfazl
۳
کسی که به ولی‌نعمت خود لطفعلی‌خان خیانت کرده هیچ بعید نیست که بعدها هم همان روال را ادامه دهد و به ما نیز خیانت بورزد!
Abolfazl
۲
میرزا آقاخان نوری که مردی سیاس و حقه‌باز بود این نکته را به‌خوبی درک کرده بود که تنها راه حفظ مقام خویش اثبات چاکری و بندگی‌اش به شخص شاه است. در این صورت بود که او می‌توانست با خیال راحت و فراغ بال مشغول ویران کردن بنای مملکت شود و احدی یارای ایستادن در مقابلش را نداشته باشد.
Fatemeh Afsharmanesh
۱
در زمان خاقان فتحعلی‌شاه مملکت آن‌چنان بسامان بوده است که کسی پیدا نشد تا نامهٔ ارسالی ناپلئون بزرگ را که درمورد مسائل و چالش‌های پیش روی منطقه بود به فارسی ترجمه کند و عین نامه را پس فرستادند!... اما الان چه؟! حداقل چهار یا پنج هزار نفر در طهران هستند که زبان فرانسه می‌دانند!... حیف نبود آن دوران؟ هنوز چشم و گوش مردم این‌طور باز نشده بود و این‌گونه گستاخی نمی‌کردند!...
zahra
۱
هنوز رعیت‌جماعت را نشناخته‌ای، نمی‌دانی این‌ها چه گرگ‌های درنده‌ای در لباس مظلوم بره هستند!... همین رعیت بدبخت و بیچاره که تو سنگشان را به سینه می‌زنی اگر اندکی آسودگی حاصل کنند و مجالی به دست آورند، در فکر عزل و قتل رئیس و حاکم و شاه خویش می‌افتند!...
zahra
۱
برخی از شب‌ها به درخواست شاه برایش اشعاری حماسی می‌خواند تا شاه زرین‌کمر را به‌خوبی آمادهٔ هجوم به سمت بستر خویش در اندرونی کند!
nushin
۰
ملاپناه واقف، شاعر بزرگ آذربایجان، نیز حضور داشت و در جواب شعر آغامحمدشاه این بیت را می‌نویسد و به جانب وی می‌فرستد: گر نگه‌دار من آن است که من می‌دانم شیشه را در بغل سنگ نگه می‌دارد!
nushin
۰
من او را اعتمادالدوله لقب دادم و صدراعظم خویش کردم، چون بر گردن من حق داشت و به من کمک کرده بود... اما پسر، مواظب این مرد باش، او خائن است! کسی که به ولی‌نعمت خود لطفعلی‌خان خیانت کرده هیچ بعید نیست که بعدها هم همان روال را ادامه دهد و به ما نیز خیانت بورزد!
nushin
۰
روزی از روزها، محمدشاه بر اثر سعایت و بدگویی همراهان و درباریان چاپلوس و تنگ‌نظر خویش، به قائم‌مقام بدبین می‌شود و بر اثر القائات بدخواهان حکم به حبس و سپس قتل وی می‌دهد و البته میراث صدراعظم‌کشی را برای پسر هوس‌ران خویش، ناصرالدین‌شاه، به یادگار می‌گذارد!
nushin
۰
روزی از روزها، هنگامی‌که شاه خود را برای حرکت به جانب میدان مشق و سان دیدن از سربازان جوان آماده می‌کرد، دستخطی از میرزا آقاخان برایش می‌رسد بدین مضمون که: ـ قربان خاک‌پای همایونی... فدای سبیل مردانهٔ زن‌کُشَت!... هوای طهران سرد است، ممکن است به وجود مبارک و نازنین شما صدمه‌ای برسد و ما چاکران و نوکران را عمری پشیمان و پریشان کند! توصیهٔ اکید می‌شود که دو تا از خانم‌های ماهروی اندرونی را بردارید و به‌همراه آنان به قصر ارغونیه بروید و به عیش بپردازید!... به خدا! و شاه عیاش نیز چنین کرد... و این است جانشین بر حق امیرکبیر، اولین مرد اصلاح‌طلب مملکت ایران!
nushin
۰
شاه برای اینکه عیش‌شان کامل شود، دستور می‌دهد که به‌عنوان خلعت و پاداش این نمایش‌های بی‌معنی، پالان الاغی به وی ارزانی دارند و روی دوش او بگذارند! پالان خر را روی دوشش گذاشتند. شیخ شیپور که فردی ظریف و نکته‌سنج بود، از رو نرفت و مدتی صدای خر از خود درآورد! سپس با خونسردی کامل شروع به پاک کردن پالان و بوسیدن آن کرد و با صدای بلندی گفت: ـ تن‌پوش مبارک است!... تن‌پوش مبارک است! توضیح آنکه ناصرالدین‌شاه گاه لباس‌هایی را که مدتی به تن کرده بود به رجال و صاحب‌منصبان مورد توجه خویش هدیه می‌داد و این افراد پس از پوشیدن لباس اهدایی شاه و از روی تفاخر می‌گفتند: ـ تن‌پوش مبارک است!