
کتاب آب دوغ خیار
روایتهایی مضحک از سلاطین قاجار
پدیدآورندگان:
رضا بهرامپورانتشارات:
نشر قطره٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
Abolfazl
۳
کسی که به ولینعمت خود لطفعلیخان خیانت کرده هیچ بعید نیست که بعدها هم همان روال را ادامه دهد و به ما نیز خیانت بورزد!
Abolfazl
۲
میرزا آقاخان نوری که مردی سیاس و حقهباز بود این نکته را بهخوبی درک کرده بود که تنها راه حفظ مقام خویش اثبات چاکری و بندگیاش به شخص شاه است. در این صورت بود که او میتوانست با خیال راحت و فراغ بال مشغول ویران کردن بنای مملکت شود و احدی یارای ایستادن در مقابلش را نداشته باشد.
Fatemeh Afsharmanesh
۱
در زمان خاقان فتحعلیشاه مملکت آنچنان بسامان بوده است که کسی پیدا نشد تا نامهٔ ارسالی ناپلئون بزرگ را که درمورد مسائل و چالشهای پیش روی منطقه بود به فارسی ترجمه کند و عین نامه را پس فرستادند!... اما الان چه؟! حداقل چهار یا پنج هزار نفر در طهران هستند که زبان فرانسه میدانند!... حیف نبود آن دوران؟ هنوز چشم و گوش مردم اینطور باز نشده بود و اینگونه گستاخی نمیکردند!...
zahra
۱
هنوز رعیتجماعت را نشناختهای، نمیدانی اینها چه گرگهای درندهای در لباس مظلوم بره هستند!... همین رعیت بدبخت و بیچاره که تو سنگشان را به سینه میزنی اگر اندکی آسودگی حاصل کنند و مجالی به دست آورند، در فکر عزل و قتل رئیس و حاکم و شاه خویش میافتند!...
zahra
۱
برخی از شبها به درخواست شاه برایش اشعاری حماسی میخواند تا شاه زرینکمر را بهخوبی آمادهٔ هجوم به سمت بستر خویش در اندرونی کند!