با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
پس از تو

دانلود و خرید کتاب پس از تو

۳٫۶ از ۱۰۷ نظر
۳٫۶ از ۱۰۷ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب پس از تو  نوشته  جوجو مویز  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب پس از تو

«پس از تو» نوشته جوجو مویز(-۱۹۶۹)، نویسنده موفق انگلیسی است. این کتاب در ادامه کتاب «پیش از تو» منتشر شده است و از رمان‌های عاشقانه پرفروش نیویورک‌تایمز بوده است.

در بخشی از کتاب می‌خوانیم:

آن هفته، وقتی به جلسه «محفل حرکت از نو» رسیدم، جیک آنجا نبود. همین‌طور که دفنه درباره ناتوانی‌اش در باز کردن درب شیشه‌ها بدون حضور مردی در آشپزخانه‌اش بحث می‌کرد و سونیل درباره مشکل تقسیم متعلقات محدود برادرش بین برادر و خواهرهای باقی مانده حرف می‌زد، من بی اختیار منتظر باز شدن درب قرمز رنگ و سنگین انتهای سالن بودم. به خودم گفتم که من به فکر سعادتش هستم و اینکه او باید بتواند در مکان امنی درباره نارضایتی‌اش از رفتار پدرش صحبت کند. به خودم گفتم به هیچ وجه چشم انتظار دیدن سم نیستم، امیدوار نیستم سم را ببینم که به موتورش تکیه داده و منتظر است.

«لوئیسا، چه چیزهای کوچیکی هستن که تو رو زمین می‌زنن؟»

فکر کردم شاید جیک دیگر به گروه نمی‌آید. شاید تصمیم گرفته که دیگر نیازی به آن ندارد. همه می‌گویند که بعضی‌ها از گروه کنار می‌کشند؛ و اینجوری ماجرایشان تمام می‌شود. دیگر هیچ کدومشان را نمی‌بینیم.

«لوئیسا، کارهای روزمره. باید یه چیزی باشه.»

در فکر مزرعه بودم، محدوده منظم و مرتب واگن قطار، سم که مرغی را زیر بغل زده و طوری در مزرعه راه می‌رفت که انگار بسته ارزشمندی در دست دارد. پرهای روی سینه‌اش به نرمی یک زمزمه بود.

دفنه به بازویم زد.

مارک گفت: «ما داشتیم درباره چیزهای کوچکی در زندگی روزمره بحث می‌کردیم که آدم رو مجبور به تفکر درباره فقدان عزیزش می‌کنه.»

ناتاشا گفت: «من دلم هوای وقت‌هایی رو کرده که با هم تنها بودیم.»

ویلیام جواب داد: «اینکه چیز کوچیکی نیست.»

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۷۸)
حمید
۱۳۹۶/۰۶/۲۰

در مورد مضامین مفهومی داستان سعی میکنم نظرمو برای خودم نگه دارم. اما باید گفت داستان منسجمه . قسمت های مختلف داستان با کشش خوبی همراه شده . متن صمیمی و خوبی کار شده. شخصیت ها به خوبی کار میشن

- بیشتر
hanifo
۱۳۹۶/۰۵/۰۷

پیش از تو خیلی خیلی دلنشین تر بود . واقعا گاهی کش دادن داستانا و فیلما از لذت اثر اول هم کم میکنه ... !

✿Farzaneh✿
۱۳۹۶/۰۲/۰۲

خیلی داستان قشنگی داشت. به اندازه من پیش از تو از خوندنش لذت بردم. دوست دارم داستان همینجا تموم نشه و کتاب دیگه ای در ادامش چاپ بشه.

arghavan
۱۳۹۶/۰۱/۱۳

کتاب بدی نبود. ولی به نظرم کتاب "من پیش از تو" داستان جذاب تری داشت که باعث میشد یکسره بشینی و بخونیش!

asal
۱۳۹۷/۰۴/۰۷

بسیار زیبا برخلاف خیلی ها میتونم بگم پس از تو هم بسیار جذاب و دوست داشتنی بود زیرا گرچه ویل نبود اما لو تونست زندگی کنه و مرد دیگری رو دوست داشته باشه میخواستم بپرسم ایا این رمان ادامه ای

- بیشتر
صیاد
۱۳۹۷/۰۵/۲۸

باسلام دوستان ممنون میشم بفرمایید چگونه میشه درطاقچه به صفحه وپروفایل کاربران دسترسی داشت و پیام خصوصی برای کسی فرستاد

zaribano
۱۳۹۷/۰۹/۰۲

یه جورایی میشه گفت من پیش ازتوروخراب کرده بود

ZR...RB
۱۳۹۶/۱۰/۱۴

کتاب واقعا بد بود...طوری که حتی مقایسه آن با من پیش از تو امکان پذیر نبود...اتفاقاتی در داستان رخ میده که اصلا جالب نیست و برخی اتفاقات آنقدر بد و بی ارزش بودند و بی فایده که حتی آدم میخواست

- بیشتر
...Par...
۱۳۹۶/۱۱/۲۰

خیلی جالب نبود...به خصوص فصول وسط کتاب به شدت خسته کننده بود...ولی فصلهای انتهاییش جذابتر میشد... ولی بازم به پای پیش از تو نمیرسه

roya
۱۳۹۶/۱۲/۱۰

اندازه ی جلد 1 قشنگ نیست ولی جذابیتای خودشو داره من دوسش داشتم ولی در کل کتاب معمولیه و دیدگاهتون به ویل رو عوض میکنه

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۲۷)
فرانسیس استیوپید فاکفیس هاوتنه
مداد رنگی🖌
هر آدمی که درموردش حرف زدیم، براش سوگواری کردیم و اندوهناک بودیم، هنوز بین ماست و در هر قدممون با ما گام بر می‌داره. و مهم نیست که بعد از شش ماه اون رو از دست داده باشیم یا بعد از شصت سال، همین که اون رو داشتیم، خوش شانس بودیم.» سر تکان داد. «خوش‌شانس بودیم که اونها رو داشتیم.»
mahsa
یا اینکه چطور برای یک شب کوتاه دوباره احساس زنده و بی‌پروا بودن کرده بودم. وقتی زوج‌ها را می‌دیدم که سرها را نزدیک هم آورده و کارت پروازشان را نگاه می‌کنند و می‌خواهند برای ماجراجویی‌های عاشقانه یا برای عشق‌ورزی‌های پرهیجان به جاهای دور بروند، به او فکر نمی‌کردم. هربار که در راه رفتن به سرکار و برگشتن، آمبولانسی آژیرکشان از کنارم می‌گذشت، به او فکر نمی‌کردم. و مطمئنا حتی شب‌هایی که تنها توی خانه روی کاناپه می‌نشستم و به برنامه تلویزیونی که چیزی از آن نمی‌فهمیدم، خیره می‌شدم و شبیه به تنهاترین آدم روی زمین به نظر می‌رسیدم، به او فکر نمی‌کردم.
mahsa
راه بیرون آمدن از اندوه هیچ‌وقت مستقیم نیست. هم روزهای خوب هست و هم روزهای بد
مهشاد
مادرم با ناباوری به او خیره شد. «تو پاهاتو وکس کردی؟» «کردم؛ و اگه می‌دونستم یه چنین دردی رو تحمل می‌کنی، عشقم، دهن گشادمو می‌بستم. این چه شکنجه ایه؟ کدوم خری فکر می‌کنه کار خوبیه؟» «برنارد...» «اهمیتی نمی‌دم. خیلی درد کشیدم جوسی. ولی اگه باعث بشه که دوباره برگردیم به حالت قبل، بازم انجامش می‌دم. دلم برات تنگ شده. خیلی. تا وقتی کنار همیم، اهمیتی نمی‌دم که بخوای صدتا دوره دانشگاهی بری ـ سیاست فمینیسم، مطالعات خاورمیانه، قیطان‌دوزی برای سگ‌ها، هر چی؛ و برای اینکه بهت اثبات کنم که به خاطرت تا کجا پیش میرم، وقت اپیلاسسیون برای کل بدن گرفتم.»
Xerxes
مان شیوه قدیمی زنان را پیش گرفتم: بی‌توجهی به هر چیزی که یک مرد می‌گوید یا انجام می‌دهد و ترجیح دادن صدای بی‌وقفه طبل درون خود. اوضاع من فرق می‌کرد. این من بودم که او را بوسیدم. همه‌چیز به خاطر من اتفاق افتاده بود. پس تنها باید خودم را سرزنش می‌کردم. سعی کردم به خودم بگویم که احتمالاً خوش‌شانس بودم که زود جستم. به خودم گفتم بهتر شد که الان فهمیدم نه شش ماه دیگر، و در ذهنم جلوی آن علامت تعجب گذاشتم
mahsa
پس از تو جوجو مویز
ala
.Fuck Da Police T-shirt
☆rose☆
خاطر آوردم و به این فکر کردم که عشق به او چه هزینه‌ای برایم داشته، ولی بیشتر در فکر چیزی بودم که به من داده بود.
مریم
می‌دونی احساس اینکه گیر افتادی چه‌قدر بده؟»
mahsa

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۴۵۶ صفحه
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۵/۰۱/۰۱
شابک۹۷۸-۶۰۰-۷۴۳۶-۶۸-۴
تعداد صفحات۴۵۶صفحه
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۵/۰۱/۰۱
شابک۹۷۸-۶۰۰-۷۴۳۶-۶۸-۴