
/ Atiyeh /
۴
گُه به این جنگ
AS4438
۳
کرمی که پروانه شده، مدتی طول میکشد تا قبول کند خورشید وجود دارد و خودش صاحب بال است.>
AS4438
۲
یادم آمد که مذهب عشق به خداوند و همنوع نیز خونهای زیادی ریخته است. به خاطر آوردم که این مذهب، پس از اینکه زجرکشیدن مؤمنان و وفادارانش پایان یافته بود، خود با استفاده از خرمن آتش و شمشیر و شکنجه، به زجردادن خود پرداخته بود.
AS4438
۲
تصور امکان خودکشی نعمتی است که در ما توهم آزادبودن و آزادی عمل داشتن را به وجود میآورد. ما به ندرت به این حقیقت آگاهی داریم.>
AS4438
۲
کینه مانند اسیدی است که روح را میخورد، خواه شما از کسی کینه داشته باشید و خواه کسی از شما.
AS4438
۱
ترس مانند ریشخند، ما را از آزادیمان محروم میسازد. انسان با مسخرهکردن امور سعی میکند آنها را کوچک جلوه دهد....>
AS4438
۱
قدرت تخیل ما انسانها محدود است، وگرنه در موقع جنگ، هرگز کسی داوطلب نمیشد.>
AS4438
۱
در عشق، آدم همیشه زیاد میپرسد و وقتی برای شنیدن پاسخ اصرار میکند، متوجه میشود که به آغاز انتها رسیده است.
AS4438
۱
انقلابهای ملی کرمهایی را رها میکند که در زیر سنگهای به ظاهر بیحرکت میلولیدهاند و بعد، برای مخفیداشتن پستی خود، شعارهایی اصیل و نجیب پیدا میکند.>
AS4438
۱
آدم در جستوجوی آسایش و ایمنی برای موجودی است که دوستش دارد.
AS4438
۱
در قرن بسط ترقی هنر آدمکشی به سر میبریم.>
AS4438
۱
<چرا ما نباید برای یک موجود محکوم، این حق را قائل باشیم که هروقت بخواهد، به درد و رنج خود پایان دهد؟ این کمترین خدمتی است که میشود در حق او کرد.>
AS4438
۰
فکر میکنم هریک از ما این بلندپروازی را داشته باشد که بخواهد از هرچه انسان را ترک نمیکند، فرار اختیار کند و هرچه را که از چنگ او فرار میکند، بگیرد و حفظ کند.>
AS4438
۰
مردم برحسب اتفاق شغلی انتخاب نمیکنند که به آنها اجازۀ پوشیدن اونیفورم بدهد. قدرتی که از آن به دست میآوردند، محرک خوبی است.
AS4438
۰
ابدیت آن است که احساسات، موجودی را چنان لبریز و سرشار کند که دیگر زمان در جایی وجود نداشته باشد.
AS4438
۰
حالا که من هوای آزادی را تنفس کردهام، دیگر نخواهم توانست ساکت بمانم و کرولالبازی دربیاورم.
AS4438
۰
ما... ما مهاجران که در جستوجوی جایی به اسم میهن هستیم، موجوداتی هستیم انسانی، نه خدا و در برابر موجودات انسانی بدبخت دیگری قرار گرفتهایم که ما را زجر میدهند و شکنجه میکنند.>
AS4438
۰
در این دنیای بورژوایی که فقط توهم و خیال پوچ حکمفرماست، کی به کجا رسیده است؟
