کتاب چگونه خود را به نظم عادت دهیم پیتر هالینز + دانلود نمونه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب چگونه خود را به نظم عادت دهیم

کتاب چگونه خود را به نظم عادت دهیم

معرفی کتاب چگونه خود را به نظم عادت دهیم

کتاب چگونه خود را به نظم عادت دهیم نوشته‌ی پیتر هالینز با ترجمه‌ی فائزه نوری اثری است که به موضوع خودانضباطی، نیروی اراده و تاب‌آوری ذهنی می‌پردازد و نشر هنوز آن را منتشر کرده است. نویسنده از همان مقدمه با یک خاطره‌ی شخصی درباره‌ی لاغری افراطی و تلاش برای اضافه‌کردن وزن، نشان می‌دهد که انضباط فقط «کم‌خوردن و رژیم گرفتن» نیست و گاهی به معنای پایبند ماندن به برنامه‌ای سخت و تکراری است؛ حتی اگر آن برنامه پنج وعده غذا در روز باشد. در ادامه، کتاب به‌جای نصیحت‌های کلی، سراغ توضیح علمی و کاربردی خودانضباطی می‌رود؛ از عصب‌شناسی و انعطاف‌پذیری عصبی گرفته تا نقش تمرکز، کارکردهای اجرایی مغز، خستگی اراده و تأثیر اضطراب. سپس به انگیزه، نقش اهداف، تاکتیک‌های ذهنی و رفتاری نیروهای ویژه‌ی دریایی، موانع پنهان انضباط مثل سندرم امید واهی، کمال‌گرایی، تعویق و دلیل‌تراشی و در نهایت آماده‌کردن ذهن برای سختی‌ها و مدیریت تمایلات می‌پردازد. این کتاب تلاش کرده است نشان دهد خودانضباطی یک «استعداد ذاتی» نیست، بلکه مهارتی است که می‌توان آن را تمرین کرد، ساخت و در زندگی روزمره نهادینه کرد. نسخه‌ی الکترونیکی این اثر را می‌توانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.

درباره کتاب چگونه خود را به نظم عادت دهیم

کتاب چگونه خود را به نظم عادت دهیم با روایت شخصی پیتر هالینز از تجربه‌ی تحقیرشدن به‌خاطر لاغری و تلاش برای اضافه‌کردن وزن آغاز می‌شود و از همان ابتدا خودانضباطی را به‌عنوان مهارتی معرفی می‌کند که در دل زندگی روزمره شکل می‌گیرد، نه در شرایط ایده‌آل. نویسنده توضیح می‌دهد چگونه همراهی هم‌اتاقی‌اش مایک و طراحی یک برنامه‌ی دقیق تغذیه، او را ناخواسته وارد تمرین هدفمند انضباط کرد و چه‌طور همین تجربه، نگاهش را به نقش خودانضباطی در هر نوع موفقیت تغییر داد. در فصل اول با عنوان «بنیان‌های زیستی خودانضباطی» کتاب به سراغ مغز می‌رود؛ از نورون‌ها و قشر پیش‌پیشانی تا پژوهش‌های fMRI، آزمایش مارشمالو، مفهوم انعطاف‌پذیری عصبی و این ایده که خویشتن‌داری مثل ماهیچه است: می‌تواند تقویت شود، خسته شود و حتی فرسوده شود. در همین فصل، تمرکز، کارکردهای اجرایی، نقش مدیتیشن در افزایش ماده‌ی خاکستری و کاهش واکنش‌های هیجانی بادامه، و پدیده‌ی «خستگی اراده» با مثال‌هایی مثل آزمایش ترب و کلوچه توضیح داده شده است. در ادامه‌ی کتاب چگونه خود را به نظم عادت دهیم فصل دوم به این سؤال می‌پردازد که «چه چیزی به شما انگیزه می‌دهد؟» و با مرور پژوهش‌های گسترده روی کارمندان و آزمایش‌های انگیزشی، تفاوت انگیزه‌های سطحی مثل پول با انگیزه‌های عمیق‌تری مانند احساس پیشرفت، استقلال، تخصص و سودمندی را روشن می‌کند. سپس انگیزه‌های بیرونی و درونی، نقش ترس، لذت‌جویی، نیازهای طبیعی و نظریه‌ی انگیزه‌ی ارسطو مرور شده است. فصل سوم با عنوان «تاکتیک‌های انضباطی یگان ویژه‌ی نیروی دریایی ایالات‌متحد آمریکا» سراغ قانون ۴۰ درصد، اثر دارونما، مدیریت برانگیختگی با تنفس مربعی، هدف‌گذاری بلندپروازانه و قانون ده برابر، و همچنین قانون ده دقیقه برای مدیریت وسوسه‌ها و ادامه‌دادن کارهای مفید می‌رود. فصل چهارم «شناخت موانع خودانضباطی» است و از سندرم امید واهی، کمال‌گرایی، تعویق، قانون ۷۵ درصد، دلیل‌تراشی و قانون پارکینسون می‌گوید. فصل پنجم نیز با این واقعیت شروع می‌شود که خودانضباطی ذاتاً راحت نیست و سپس به تاب‌آوری، عادت‌کردن به سختی و روشی به نام «سوار شدن بر امواج تمایلات» می‌رسد که در ادامه‌ی فصل توضیح داده می‌شود.

خلاصه کتاب چگونه خود را به نظم عادت دهیم

هسته‌ی اصلی کتاب بر این ایده استوار است که خودانضباطی یک مهارت زیستی‌ـ‌روانی قابل‌تمرین است، نه یک ویژگی ثابت شخصیتی. نویسنده در فصل اول نشان می‌دهد که خودانضباطی ریشه‌ی عصبی دارد؛ بخش‌هایی از قشر پیش‌پیشانی و کارکردهای اجرایی مغز (حافظه‌ی فعال، کنترل تکانه، انعطاف‌پذیری شناختی) در تصمیم‌گیری‌های بلندمدت و مقاومت در برابر لذت آنی نقش دارند و با تمرین، مدیتیشن و انتخاب‌های تکرارشونده می‌توان آن‌ها را تقویت کرد. در همین فصل مفهوم «خستگی اراده» مطرح شده است: اراده منبعی محدود است که با مواجهه‌ی مداوم با وسوسه‌ها تحلیل می‌رود، بنابراین باید محیط و تصمیم‌ها طوری طراحی شوند که کمترین فشار را به اراده وارد کنند؛ مثل نخریدن خوراکی‌های ناسالم به‌جای جنگیدن هر روزه با آن‌ها در خانه. در فصل دوم، کتاب نشان می‌دهد خودانضباطی بدون انگیزه‌ی روشن دوام نمی‌آورد. انگیزه‌های عمیق‌تر مثل احساس پیشرفت، استقلال در تصمیم‌گیری، میل به متخصص شدن و احساس سودمندی برای دیگران، سوخت پایدارتر انضباط هستند. نویسنده انگیزه‌های بیرونی (پول، تأیید، ترس از تنبیه) را در برابر انگیزه‌های درونی (رشد، معنا، رضایت شخصی) قرار می‌دهد و با مثال‌ها و پژوهش‌ها توضیح می‌دهد که چرا تکیه‌ی صرف بر پاداش‌های بیرونی، تعهد و انضباط را در بلندمدت تضعیف می‌کند. فصل سوم به سراغ الگوی یگان ویژه‌ی نیروی دریایی می‌رود و چند تاکتیک مشخص ارائه می‌کند: قانون ۴۰ درصد (وقتی فکر می‌شود تمام شده، فقط ۴۰ درصد ظرفیت مصرف شده است)، استفاده‌ی آگاهانه از اثر دارونما برای بالا بردن انتظارات از خود، مدیریت برانگیختگی با تنفس مربعی، هدف‌گذاری بزرگ‌تر از حد معمول (قانون ده برابر) و قانون ده دقیقه برای فاصله‌گرفتن از وسوسه‌ها یا ادامه‌دادن کار مفید. فصل چهارم بر موانع درونی انضباط تمرکز دارد: سندرم امید واهی که در آن دشواری تغییر دست‌کم گرفته می‌شود و اهداف غیرواقعی (مثل ترک ناگهانی یک اعتیاد ریشه‌دار) انتخاب می‌شوند؛ کمال‌گرایی و تعویق که با قانون ۷۵ درصد به چالش کشیده می‌شوند (شروع کار وقتی فقط ۷۵ درصد مطمئن هستیم)؛ دلیل‌تراشی با استناد به موفقیت‌های گذشته برای توجیه بی‌انضباطی امروز؛ و قانون پارکینسون که توضیح می‌دهد چرا کارها متناسب با زمانی که برایشان تعیین می‌شود کش می‌آیند و چگونه تعیین مهلت‌های کوتاه‌تر، تمرکز و انضباط را بالا می‌برد. فصل پنجم یادآوری می‌کند که خودانضباطی ذاتاً همراه با ناراحتی است و آنچه نیاز است، عادت‌کردن به سختی و افزایش تاب‌آوری است. در این فصل، نویسنده به‌سمت رویکرد «سوار شدن بر امواج تمایلات» حرکت می‌کند؛ روشی که تمایلات را مثل موج می‌بیند: اوج می‌گیرند و فروکش می‌کنند و می‌توان به‌جای جنگیدن یا تسلیم شدن، آن‌ها را مشاهده و تحمل کرد تا بگذرند.

چرا باید کتاب چگونه خود را به نظم عادت دهیم را بخوانیم؟

این کتاب برای کسانی که به‌دنبال توضیحی روشن و قابل‌استناد از خودانضباطی هستند، ترکیبی از روایت شخصی، پژوهش‌های علمی و تکنیک‌های رفتاری ارائه کرده است. نویسنده فقط از «باید منضبط بود» حرف نزده، بلکه نشان داده است مغز در لحظه‌ی تصمیم‌گیری چه می‌کند، چرا اراده خسته می‌شود و چگونه می‌توان با طراحی محیط، انتخاب هدف‌های درست و شناخت انگیزه‌ها، نیاز به زورزدن مداوم را کمتر کرد. از سوی دیگر، کتاب از سطح توصیه‌های کلی فراتر رفته و به موانع پنهانی مثل امید واهی، تعویق، دلیل‌تراشی و قانون پارکینسون پرداخته است؛ یعنی همان چیزهایی که معمولاً باعث می‌شوند برنامه‌های خوب روی کاغذ بمانند. بخش مربوط به تاکتیک‌های یگان ویژه، قانون ۴۰ درصد، قانون ده دقیقه و تنفس مربعی، برای کسانی که به دنبال ابزارهای مشخص برای بالا بردن آستانه‌ی تحمل، مدیریت اضطراب و عبور از نقطه‌ی «دیگر نمی‌توانم» هستند، محتوای ملموسی فراهم کرده است. در مجموع، این اثر تصویری نسبتاً کامل از این مسیر ارائه کرده است: از زیست‌شناسی و انگیزه تا موانع و تمرین‌های عملی برای عادت‌کردن به نظم.

خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

خواندن این کتاب به کسانی پیشنهاد می‌شود که در حفظ برنامه‌های شخصی مثل ورزش، رژیم، مطالعه یا پروژه‌های بلندمدت مشکل دارند و می‌خواهند بدانند چرا وسط راه رها می‌کنند. همچنین به افرادی که با تعویق، کمال‌گرایی، وسوسه‌های تکراری، یا خستگی اراده دست‌وپنجه نرم می‌کنند و به‌دنبال چارچوبی روشن برای شناخت انگیزه‌ها و طراحی محیط و عادت‌های خود هستند، پیشنهاد می‌شود. دانشجویان، شاغلان پرمشغله، علاقه‌مندان به رشد فردی و کسانی که به مباحث عصب‌شناسی رفتار و تاب‌آوری ذهنی علاقه دارند نیز می‌توانند از آن کتاب استفاده کنند.

بخشی از کتاب چگونه خود را به نظم عادت دهیم

«هدف این کتاب این است که خودانضباطی و نیروی اراده را به عادت ناخودآگاه شما تبدیل کند تا به راحتی به اهداف‌تان برسید و بدون حسرت زندگی کنید. شاید پنج دقیقه زودتر بیدار شدن برنامۀ روزانۀ شما را چندان دگرگون نکند اما اگر مدتی طولانی تکرار شود، اثر مطلوبی به جا می‌گذارد و شما را به سوی موفقیت هدایت می‌کند. درست مثل ورزشکاری که قبل از مسابقه خود را گرم می‌کند و عضله‌هایش را کش‌وقوس می‌دهد، خودانضباطی هم کیفیتی است که باید آن را تقویت کنید تا به هدف‌تان برسید. بنیان‌های زیستی خودانضباطی قبل از هر چیز لازم است بدانیم خودانضباطی چه تعریفی در زیست‌شناسی دارد و از دیدگاه عصب‌شناسی چه عواملی بر خودانضباطی تأثیر دارند و آن را کاهش یا افزایش می‌دهند. در غیر این صورت نمی‌توانیم به خوبی از آن بهره‌مند شویم، مثل این است ‌که بخواهیم یک بیماری را بدون شناخت عوامل آن درمان کنیم. تشخیص منشأ فیزیکی رفتارهای پیچیدۀ مغزی کار دشواری است، اما عصب‌شناسان و روان‌شناسان در این زمینه روز به روز پیشرفت می‌کنند. واژه‌های «تکانش‌گری» و «نیروی اراده» نه در بخش‌ خاصی از مغز ما حک شده‌اند، و نه ماده‌ای شیمیایی برای تغییر پایدار عملکرد آن‌ها وجود دارد. دانشمندان تخمین زده‌اند مغز انسان معمولی حدود ۱۰۰ بیلیون نورون دارد. نورون‌ها سلول‌های ریزی هستند که در مدار الکتریکی مغز ما پیام‌های عصبی را منتقل می‌کنند و افکار و رفتارهای ما را می‌سازند. این مقدار حدوداً مساوی تعداد ستاره‌های کهکشان راه شیری است. بنابراین تعجبی ندارد که دانشمندان تا کنون فقط توانسته‌اند ارتباط میان نورون‌ها و خروجی‌های آن‌ها را دریابند. البته با کمک آزمایش‌های اخیر سرنخ‌هایی دربارۀ فعالیت‌های داخلی مغز ما نیز کشف کرده‌اند. تاد هِر و کالین کامِرِر در سال ۲۰۰۹، با استفاده از ماشین‌های تصویرسازی تشدید مغناطیسی یا fMRI‌ فعالیت‌های مغزی افراد را حین انجام دادن وظایفی که انضباط و خویشتن‌داری می‌طلبید مشاهده کردند. آن‌ها دریافتند وقتی قرار است شرکت‌کنندگان میان یک جایزۀ نقدی بزرگ که دیرتر به دست‌شان می‌رسد و یک جایزۀ کوچک‌تر که همان لحظه در اختیارشان قرار می‌گیرد ــ یعنی همان جدل معروفِ «نیروی اراده و لذت آنی» ــ تصمیم‌گیری ‌کنند، میزان فعالیت‌های مغزی آن‌ها در ناحیه‌ای به نام قشر پیش‌پیشانی قدامی میانی افزایش می‌یابد.»

نظری برای کتاب ثبت نشده است

حجم

۱۳۳٫۵ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۰

تعداد صفحه‌ها

۱۶۰ صفحه

حجم

۱۳۳٫۵ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۰

تعداد صفحه‌ها

۱۶۰ صفحه

قیمت:
۱۴۵,۰۰۰
تومان