معرفی و دانلود کتاب رزهای بئاتریس + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب رزهای بئاتریس
off
٪۲۰
subscriptionAvailable

کتاب رزهای بئاتریس

نوع کتاب
۴.۲ امتیاز(از ۱۳ رأی)
انتشارات: 
نشر ثالث

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب رزهای بئاتریس

«رزهای بئاتریس» نوشته شارلوته لینک(-۱۹۶۳)، یکی از موفق‌ترین نویسندگان زن آلمان است. این کتاب که با نام «اشتباه» در آلمان منتشر شد تا چند ماه در لیست پیشنهادهای مجله اشپیگل قرار داشت.

داستان درباره معلم جوانی به نام فرانکا پالمر است. زندگی زناشویی‌اش دست‌خوش بحران شده است و احساس می‌کند که دیگر نمی‌تواند به کار و زندگی روزمره خود برسد و انتظارات شوهرش را برآورده کند. او با عجله خانه خود را ترک می‌کند و به جزیره گرنسی می‌رود؛ در آنجا خانه‌ای کرایه می‌کند که در محوطه‌اش گل رز پرورش داده می‌شود. در عرض مدت کوتاهی بین او و میزبانش، بئاتریس شی رفاقت عجیبی به وجود می‌آید...

در بریده‌ای از کتاب می‌خوانیم:

گاهی اوقات قادر نبود، دیگر حتی به رزها نگاه کند. گمان می‌کرد، دیگر قادر به تحمل زیبایی آنها نیست. دیدن غنچه‌های مخملی و رنگی و غروری که با آن به طرف خورشید سر بلند می‌کنند، گویی اشعه آفتاب فقط مخصوص آنهاست و نه هیچ‌چیز دیگری، برایش غیر قابل تحمل بود. رزها می‌توانستند، از گل ابریشم هم حساس‌تر باشند که به حساس بودن شهرت داشت؛ گاهی گرمشان می‌شد، زمانی سردشان بود، باد شدید یا هوا زیادی برایشان گرم بود؛ اکثرا بدون هیچ دلیل خاصی سرهایشان خم می‌شد و این احساس را به بیننده می‌دادند، گویی رزها آماده مردن می‌شوند. بعد زحمت، اعصاب و وقت بسیار زیادی لازم بود تا از این کار جلوگیری شود. گاهی هم باز بدون دلیل، مقاومت غیر منتظره‌ای از خود نشان می‌دادند. در مقابل سرمای شدید و رسیدگی غیر حرفه‌ای ایستادگی می‌کردند و غنچه می‌دادند، معطر بودند و رشد می‌کردند. در هر صورت کار پرورش دهنده آنها ساده نبود.

زن با خود فکر کرد، من نباید واکنش خشنی نسبت به رزها داشته باشم. کار احمقانه و ناشایسته‌ای است. او چهل سال از زندگی خود را وقف پرورش گل رز کرده بود، اما دستش برای این گل‌ها خوش یمن نبود.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب رزهای بئاتریس و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابرزهای بئاتریس
موضوعرمان، داستان خارجی
نویسندهشارلوته لینک
مترجممهشید میر‌معزی
انتشاراتنشر ثالث
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۸۶/۰۹/۰۱
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۶ مگابایت
شابک۹۷۸-۹۶۴-۳۸۰-۳۷۴-۲
تعداد صفحه‌ها۶۳۲ صفحه
قیمت کتاب۲۵۲۸۰۰ تومان
برچسبداستان آلمانی

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

farzaneh
۱۳۹۷/۱۰/۱۹

سلام تشکر میکنم که این رمان زیبا را در اختیار ما قرار دادید. لطفا رمان میراث جاسوسان از انتشارات چترنگ را هم بگذارید. ممنون از زحمات شما

۱
sara
مطمئن نیستم.
۱۴۰۴/۱۱/۲۱

کتاب قشنگی پر محتوایی بود یعنی لحظات تکراری و کسل کننده نداشت و اینکه میتونستی کارکتر ها رو درک کنی به نظر من ارزش یه بار خواندن رو داره و خوب تموم شد

۰
@kayvan71
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۳/۲۵

بسیار پرکشش وجالب بود ولی ترجمه حرفه ای وخیلی خوب نبود

۰
لاله ایزدپناه
۱۴۰۳/۰۹/۲۹

اگر علاقه ای به رمانهای جنگ جهانی و زمان اشغال شهرها دارید بخونید حتما منکه با تک تک کلماتش سرشار از لذت شدم واقعا فوق العاده بود

۰
کاربر ۵۹۶۱۰۶
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۷/۲۲

کتاب جالبی بود بسیار جذاب و دوست داشتنی

۰
قاصدک
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۹/۲۹

کتاب بسیار جالبی بود، نوشتاری منسجم،قلمی شیوا،داستانی جذاب،من که از خواندنش لذت بردم

۰

بریده‌هایی از کتاب

samira
۴
نوشتن مثل یک بهمن است. با کمی برف آغاز می‌شود. بعد برف زیادتر می‌شود و سنگ‌ریزه و خاک و درختان هم قاطی برف می‌شوند. در خاتمه چیزی با صدا در دره‌ای می‌افتد که به هیچ عنوان نمی‌توان، جلوی آن را گرفت.
samira
۳
«آدم باید در زندگی خود یک تکیه گاه احساسی داشته باشد. بعد همه‌چیز بهتر پیش می‌رود. این به اصطلاح آزادی فقط ظاهری فریبنده دارد. بالاخره زمانی به پوچی و خلاء می‌رسی.»
قاصدک
۱
«من میل دارم که انتقام خون او گرفته شود. او به من دروغ گفت و سال‌های دراز عمر مرا به هدر داد، اما من هم اجازه این کار را به او دادم. گمان می‌کنم، اکثر اوقات قربانی‌ها به اندازه افرادی که آنها را قربانی می‌کنند، مقصر هستند. من خودم جایی در زندگی خود به هلنه دادم. بدون همکاری من، او موفق به این کار نمی‌شد. بنابراین حق محکوم کردن او را ندارم.»