جملات زیبا از متن کتاب رزهای بئاتریس | طاقچه
تصویر جلد کتاب رزهای بئاتریسsubscriptionAvailable

کتاب رزهای بئاتریس

نوع کتاب
۴.۳ امتیاز(از ۱۴ رأی)
انتشارات: 
نشر ثالث

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
samira
۴
نوشتن مثل یک بهمن است. با کمی برف آغاز می‌شود. بعد برف زیادتر می‌شود و سنگ‌ریزه و خاک و درختان هم قاطی برف می‌شوند. در خاتمه چیزی با صدا در دره‌ای می‌افتد که به هیچ عنوان نمی‌توان، جلوی آن را گرفت.
samira
۳
«آدم باید در زندگی خود یک تکیه گاه احساسی داشته باشد. بعد همه‌چیز بهتر پیش می‌رود. این به اصطلاح آزادی فقط ظاهری فریبنده دارد. بالاخره زمانی به پوچی و خلاء می‌رسی.»
قاصدک
۱
«من میل دارم که انتقام خون او گرفته شود. او به من دروغ گفت و سال‌های دراز عمر مرا به هدر داد، اما من هم اجازه این کار را به او دادم. گمان می‌کنم، اکثر اوقات قربانی‌ها به اندازه افرادی که آنها را قربانی می‌کنند، مقصر هستند. من خودم جایی در زندگی خود به هلنه دادم. بدون همکاری من، او موفق به این کار نمی‌شد. بنابراین حق محکوم کردن او را ندارم.»
helen
۰
هر جریانی یک نقطه اوج مشخص دارد و از آن بالاتر نمی‌رود. بعد دیگر کاهش می‌یابد. درست مانند موج‌های دریا است. آنها بالا می‌روند و بالا می‌روند و بعد از اینکه به بالاترین نقطه خود رسیدند، پایین می‌آیند.
helen
۰
آدم مجبور نیست با هیچ‌چیز کنار بیاید. می‌تواند همه‌چیز را تغییر دهد. حالا فرقی نمی‌کند که شصت و چهار یا هشتاد و چهار ساله باشد. فقط باید اراده کرد. متوجه هستی که همیشه داشتن کمی اراده از شرایط اولیه کار است. اراده هم قابل به دست آوردن است. می‌توان، قدرت داشتن را آموخت
helen
۰
همیشه از خود دفاع نکنید! یک کودک یا یک مجرم در دادگاه، می‌ایستند و از عمل خود دفاع می‌کنند. شما هیچ کدام از اینها نیستید. شما یک زن بالغ هستید که مجبور نیست، دائم برای اعمال خود توضیح بدهد