
کتاب یک بار فریبم بدهی
معرفی کتاب یک بار فریبم بدهی
کتاب «یکبار فریبم بدهی» اثری از «هارلن کوبن» است که با ترجمهٔ «مهرآیین اخوت» و بهکوشش نشر هیرمند منتشر شده است. این رمان معمایی و جنایی، داستان زنی به نام «مایا» را روایت میکند که پس از قتل همسرش، درگیر ماجرایی پیچیده و رازآلود میشود. فضای داستان، میان سوگواری، تردید و جستوجوی حقیقت در نوسان است و شخصیت اصلی با گذشتهٔ نظامی خود و زخمهای روانی ناشی از آن دستوپنجه نرم میکند. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب یک بار فریبم بدهی
«یکبار فریبم بدهی» از «هارلن کوبن» در قالب رمان معمایی و جنایی نوشته شده است. این کتاب با محوریت شخصیت «مایا»، زنی نظامی و خلبان سابق، روایت میشود که پس از قتل همسرش، درگیر معمایی پیچیده و چندلایه میشود. داستان در فضای معاصر آمریکا میگذرد و نویسنده با استفاده از عناصر تعلیق، تردید و روانشناسی شخصیت، فضایی پرتنش و پرابهام خلق کرده است. ساختار کتاب بر پایهٔ روایت اولشخص و تمرکز بر ذهنیات و دغدغههای مایا شکل گرفته و خواننده را بهتدریج با لایههای پنهان زندگی او و اطرافیانش آشنا میکند. «یکبار فریبم بدهی» با بهرهگیری از عناصر کلاسیک رمانهای جنایی، به موضوعاتی چون اعتماد، خیانت، سوگواری و تأثیرات جنگ بر روان انسان میپردازد و در عین حال، تصویری از روابط خانوادگی و اجتماعی در بستر یک معمای جنایی ارائه میدهد.
خلاصه داستان یک بار فریبم بدهی
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند! داستان با مراسم تدفین «جویی»، همسر «مایا»، آغاز میشود. مایا که سابقهٔ خدمت در ارتش و حضور در جنگ را دارد، حالا با نقش جدیدش بهعنوان بیوه و مادر، درگیر سوگواری و احساس گناه است. قتل جویی در پارک، بهظاهر یک سرقت ساده بهنظر میرسد اما جزئیات حادثه و رفتارهای اطرافیان، مایا را به شک و تردید میاندازد. او که به دلیل گذشتهٔ نظامیاش به جزئیات حساس است، متوجه تناقضهایی در روایت پلیس و شاهدان میشود و تصمیم میگیرد خودش حقیقت را کشف کند. مایا با نصب دوربین مخفی در خانه، سعی میکند از دخترش محافظت کند و همزمان به رفتار پرستار بچه و خانوادهٔ همسرش مشکوک میشود. گذشتهٔ پرماجرای مایا، بهویژه افشای یک ویدیوی جنجالی از دوران خدمتش، سایهای سنگین بر زندگیاش انداخته و او را در معرض قضاوت و تهدید قرار داده است. در این میان، روابط خانوادگی پیچیده، رازهای پنهان و حضور افرادی با انگیزههای مبهم، مایا را بهسوی کشف حقیقتی بزرگتر سوق میدهد. داستان با پیشروی مایا در مسیر جستوجو، به تدریج لایههای پنهان زندگی جویی، خانوادهٔ بورکت و حتی دوستان نزدیک را آشکار میکند و مرز میان قربانی و متهم، حقیقت و فریب، هر لحظه مبهمتر میشود.
چرا باید کتاب یک بار فریبم بدهی را بخوانیم؟
این کتاب با فضاسازی پرتعلیق و روایت روانشناسانه، خواننده را به دل معمایی چندلایه میبرد که در آن اعتماد، خاطرات جنگ و روابط خانوادگی در هم تنیدهاند. «یکبار فریبم بدهی» نهتنها یک داستان جنایی پرکشش است، بلکه به تأثیرات روانی جنگ، سوگواری و نقش زنان در موقعیتهای بحرانی نیز میپردازد. روایت داستان از زاویهٔ دید یک زن نظامی، تجربهای متفاوت از رمانهای معمایی رایج ارائه میدهد و مخاطب را با چالشهای ذهنی و عاطفی شخصیت اصلی همراه میکند. همچنین، پرداختن به موضوعاتی چون افشاگری، رسانه و مرزهای اخلاقی، کتاب را برای علاقهمندان به داستانهای معاصر و پررمزوراز جذاب میکند.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
مطالعهٔ این کتاب برای علاقهمندان به رمانهای معمایی، جنایی و روانشناسانه مناسب است. کسانی که به داستانهایی با محوریت شخصیتهای زن قوی، سوگواری، رازهای خانوادگی و تأثیرات جنگ بر زندگی شخصی علاقه دارند، از خواندن این اثر لذت خواهند برد. همچنین، مخاطبانی که به دنبال داستانهایی با تعلیق و پیچیدگی روابط انسانی هستند، این کتاب را مناسب خواهند یافت.
بخشی از کتاب یک بار فریبم بدهی
«جویی را سه روز بعد از قتلش خاک کردند. مایا چنانکه شایستهٔ بیوهای محزون و عزادار است سیاه پوشیده بود. خورشید با خشم و خروشی بیامان انگار بر زمین مشت میکوبید و او را به یاد ماههای حضورش در بیابان میانداخت. کشیش خانوادگیشان مشغول گفتن مزخرفات همیشگی بود. اما مایا گوش نمیکرد. به حیاط مدرسهٔ آنطرف خیابان چشم دوخته بود. بل قبرستان مشرف به یک مدرسهٔ ابتدایی بود. مایا بارها و بارها از این خیابان گذشته بود؛ قبرستان در سمت چپش و مدرسهٔ ابتدایی در سمت راستش؛ اما تا الان هرگز متوجه غرابت (یا شاید حتی وقاحت) چنین فضایی نشده بود. دوست داشت بداند اول مدرسه را ساخته بودند یا قبرستان را؟ چه کسی تصمیم گرفته کنار قبرستان مدرسه بسازد؟ یا برعکس؟ آیا اصلاً این همنشینی پایان زندگی و آغاز زندگی اهمیتی داشت؟ یا صرفاً وضعیتی کنایهآمیز و تلخ بود؟ مرگ نزدیک است؛ همیشه؛ یک نفس آنسوتر. پس شاید عاقلانه باشد که بچهها را از همان سنین پایین با آن آشنا کرد. مایا ذهنش را با ترهاتی مثل این پر میکرد و تماشا میکرد که تابوت جویی در دل خاک ناپدید میشود. حواست را پرت کن. کلید کار در همین بود. حواست را پرت کن.»
حجم
۱٫۶ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۰
تعداد صفحهها
۴۳۲ صفحه
حجم
۱٫۶ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۰
تعداد صفحهها
۴۳۲ صفحه