«قایق راندن به اقیانوس» گزارش سفر مقام معظم رهبری به استان یزد، به قلم مظفر سالاری(-۱۳۴۱) است.
در بریدهای از کتاب میخوانیم:
«به او گفته بودند: «لباس شخصی» باشد بهتر است. گفته بودند اگر با عبا و قبا و عمامه در برنامه شرکت کند اذیت میشود. این را آقای عظیمی گفته بود. موقع گفتن این حرف به چهرهاش حالتی عذرخواهانه داده بود؛ البته شیخ امیر با لباس شخصی چرخیدن عادت داشت. دوگانهسوز و دوزیست بود و فقط هنگام رفتن به مسجد عبا و قبا میپوشید و عمامه میگذاشت. او منبری حرفهای نبود که مجبور باشد همۀ روز و تا پاسی از شب غرق در لباس به هر گوشۀ شهر سر بزند و ناگزیر همه او را بشناسند. جلوی ماشینش، سمت شاگرد، پایین پا، کارتنی کوچک گذاشته بود. عمامهاش را طاقباز کف کارتن میگذاشت. عبایش را تا میکرد و روی عمامه قرار میداد. نیمه دیگر کارتن سهم قبا بود. بعد روی آنها پارچهای آبی با گلهای سفید میکشید. ظهرها وقتی برای نماز لباس میپوشید، اگر ماشین را در آفتاب رها میکرد، پارچه گلدار را روی فرمان میانداخت. هرازگاهی هم که روزهای جمعه به روستای خانمش میرفتند تا نان تنوری بپزند و به باغ سری بزنند، کارتن لباس را صندوق عقب میگذاشت تا میان دست و پا نباشد.
کنار سفره نشست. بیاشتها بود. نم دهانش خشکیده بود. لعابی مانند لعاب بهدانه زبانش را به کام میچسباند. فرو بردن آب دهان به گلویی که چون لوله بخاری خشک شده بود، سخت بود. احساس سرما میکرد و همچون زکامیها، لرزشی ناپیدا در درونش موج میانداخت. همسرش یکی از تخممرغها را پوست کند و در پودر مرزنگوش غلتاند. چهار قاچ کرد و نمک زد. بوی تخممرغ جوشیده به شیخ امیر احساس دل به هم خوردگی و کسالت داد. آرزو کرد کاش میتوانست برود ساعتی دراز بکشد و استراحت کند و بعد مانند مردم عادی برای استقبال راهی شود.»
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب قایق راندن به اقیانوس و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
قبل از خواندن کتاب نظرات رو دیدم و احساس کردم کتاب خوبی نباید باشد اما وقتی شروع به خواندن کردم از قلم نویسنده خوشم آمد و با علاقه به خواندن کتاب ادامه دادم.
با قلمی زیبا سفر رهبر عزیزمان را به...بیشتر
۰
marya_moha
توصیه میکنم.
۱۴۰۴/۰۴/۳۰
عالی بود. قلم نویسنده، تعابیرش، دقتش به جزئیات، سیر روایی داستان ، سوژه فرم محتوا همممه عالی بود
۰
مامان کتابخون :)
مطمئن نیستم.
۱۴۰۵/۰۱/۲۹
متنش روون نیست. خیلی صغری کبری چیده
۰
کاربر ۳۵۱۹۴۸۹
مطمئن نیستم.
۱۴۰۱/۱۰/۱۷
متنش روان نیست. کتابهای با موضوع سفر رهبری خوندم و موضوع رو دوست داشتم. ولی این کتاب رو اصلا نتونستم ادامه بدم.
«آخر شاعری، اول گدایی»، گاهی هم ممکن است هنرمند ره صدساله را یکشبه بپیماید
راوی
۲
همواره باید مراقب خطر بازگشت استبداد و سلطه بیگانگان بود. شاید دهها سال دیگر ملت ایران باید مراقبت کند تا جریان مردمسالاری دینی که هم ضد استبداد و هم ضد سلطه است به یک فرهنگ عمیق و ماندگار تبدیل شود.
مردمی بودن مسئولان و ارتباط نزدیک آنان با مردم، و خود را خدمتگزار آنان دانستن و دچار غرور نشدن، و حفظ پاکدامنی و مسئولیتشناسی از جمله وظایف سنگین مسئولان در ردههای مختلف است.
راوی
۱
علاقهبندان خوشحال از پایان خوش داستان، بار دیگر برخاست و خواست پدر شهید را سر جای خودش بنشاند که موفق نشد. اصرار پیرمرد در ایستادن و تسلیم صندلی نشدن برای او شگفتآور بود. به شیخ گفت: «زمانی که بسیاری برای راحتی خودشان دیگران را به زحمت میاندازند، دیدن انسانهای بیادعا و بزرگواری که به این کشور و انقلاب خدمت کردهاند و اکنون حتی توقع ساعتی نشستن بر یک صندلی پلاستیکی را هم ندارند غنیمت است. »
پوریا
۱
آن گردهمایی عظیم مانند هر مجموعه هدفدارِ انسانی دیگر؛ نظیر نماز جماعت، نماز جمعه و مجالس روضه، فرصتی طلایی بود برای گرفتن انرژی حیاتی از یکدیگر؛ همانند زغالهای جداافتاده که سعی میکنند از زغالهای گلانداخته، نور و گرما بگیرند و بیفروزند. اندیشید: «هر انسانی به جمعی که در آن گرد آید و با آن یکی شود، مثل آب و هوا محتاج است. »
پوریا
۰
شیخ ناچار به جادۀ اصلی گریز زد.
ـ ممکن است یکی سؤال کند که چرا ما اینجا در سرما ایستادهایم و درباره این چیزها حرف میزنیم. به عقیده من، آمدن آقا به یزد مانند شهابی است که میآید و شهری را روشن میکند تا در پرتو آن همه بتوانند اطراف خود را بهتر ببینند و نعمتهایی را که از آن برخوردارند بهتر بشناسند.
ya zamene aho
۰
مشکل ما با کشورها و دولتهای سیطرهجو ـ که مظهرش دولت آمریکاست ـ مشکل بومی، نژادی، ملی و اسمی نیست. مشکل این است که یک مجموعه قدرتطلب در دنیاست که به سیطرهجویی و برخورد نکردن با مانعی جدی عادت کرده است. حالا
ya zamene aho
۰
اینجا یک مانع جدی به وجود آمده که جمهوری اسلامی است. این مجموعه سیطرهجو با این مانع جدی به شدت پنجه میاندازد. دشمنی آنها با ما به خاطر همین است که در برابرشان ایستادهایم. مثل یک شیء بُرندهای که همین طور میبُرید و جلو میرفت و ناگهان جلویش یک رشته فولادی محکم قرار گرفته است که نمیگذارد جلو برود. چالش ما با غرب و فشاری که آنها میآورند به خاطر همین است.
ya zamene aho
۰
مسئله ما مسئله ایستادگی در مقابل سیطرهجویی است. ما ملتی هستیم که قرنها یا حداقل دهها سال متمادی در خواب غفلت و خماری و گیجی نگهمان داشتند و هر کاری خواستند کردند. ما تازه بیدار شدهایم و میخواهیم دیگر تسلیم نشویم. جرم ما این است. چالش اینجاست. دشمن با این اعتماد به نفسی که به آن دست یافتهاید ستیزه خواهد کرد.
ya zamene aho
۰
یکی از شیرینکاریهای اروپاییها این بود که آمدند نخبگان کشورهای دیگر را در مشت گرفتند و افکار خودشان را به آنها تلقین کردند. بعد رهایشان کردند تا به کشورهای خودشان بروند. اروپاییها به جای اینکه پول خرج کنند تا افکار سیاسی خودشان را در کشورهای دیگر پیاده کنند، تربیتشدههای خودشان را فرستادند تا بدون مزد و منت، کارهای آنها را برایشان انجام دهند. هنوز این دنبالروها هستند
ya zamene aho
۰
یکی از موانع اصلی در راه فرایند اعتماد به نفس، ایجاد یأس است. ما از لحاظ علمی با دنیای پیشرفته فاصله داریم. عدهای مرتب این فاصلهها را به رخ میکشند و جوان محقق و پژوهشگر ما را مأیوس میکنند. ما از دانش دیگران استفاده میکنیم و پا را یک قدم بالاتر میگذاریم. گاهی چیزهایی ساختهایم که در دنیا نیست. اینها با استفاده از مقدمات دانش غربی به دست آمده است. ما میتوانیم شتاب علمیمان را زیاد کنیم.
نظر شما دربارهٔ این کتاب
نظرات کاربران
قبل از خواندن کتاب نظرات رو دیدم و احساس کردم کتاب خوبی نباید باشد اما وقتی شروع به خواندن کردم از قلم نویسنده خوشم آمد و با علاقه به خواندن کتاب ادامه دادم. با قلمی زیبا سفر رهبر عزیزمان را به...بیشتر
عالی بود. قلم نویسنده، تعابیرش، دقتش به جزئیات، سیر روایی داستان ، سوژه فرم محتوا همممه عالی بود
متنش روون نیست. خیلی صغری کبری چیده
متنش روان نیست. کتابهای با موضوع سفر رهبری خوندم و موضوع رو دوست داشتم. ولی این کتاب رو اصلا نتونستم ادامه بدم.
قلمی عالیبعد از این کتاب، کتاب حافظ هفت بخوانید