
بریدههایی از کتاب قایق راندن به اقیانوس
۴٫۰
(۹)
«آخر شاعری، اول گدایی»، گاهی هم ممکن است هنرمند ره صدساله را یکشبه بپیماید
zahra.n
همواره باید مراقب خطر بازگشت استبداد و سلطه بیگانگان بود. شاید دهها سال دیگر ملت ایران باید مراقبت کند تا جریان مردمسالاری دینی که هم ضد استبداد و هم ضد سلطه است به یک فرهنگ عمیق و ماندگار تبدیل شود.
مردمی بودن مسئولان و ارتباط نزدیک آنان با مردم، و خود را خدمتگزار آنان دانستن و دچار غرور نشدن، و حفظ پاکدامنی و مسئولیتشناسی از جمله وظایف سنگین مسئولان در ردههای مختلف است.
راوی
علاقهبندان خوشحال از پایان خوش داستان، بار دیگر برخاست و خواست پدر شهید را سر جای خودش بنشاند که موفق نشد. اصرار پیرمرد در ایستادن و تسلیم صندلی نشدن برای او شگفتآور بود. به شیخ گفت: «زمانی که بسیاری برای راحتی خودشان دیگران را به زحمت میاندازند، دیدن انسانهای بیادعا و بزرگواری که به این کشور و انقلاب خدمت کردهاند و اکنون حتی توقع ساعتی نشستن بر یک صندلی پلاستیکی را هم ندارند غنیمت است. »
راوی
آن گردهمایی عظیم مانند هر مجموعه هدفدارِ انسانی دیگر؛ نظیر نماز جماعت، نماز جمعه و مجالس روضه، فرصتی طلایی بود برای گرفتن انرژی حیاتی از یکدیگر؛ همانند زغالهای جداافتاده که سعی میکنند از زغالهای گلانداخته، نور و گرما بگیرند و بیفروزند. اندیشید: «هر انسانی به جمعی که در آن گرد آید و با آن یکی شود، مثل آب و هوا محتاج است. »
پوریا
شیخ ناچار به جادۀ اصلی گریز زد.
ـ ممکن است یکی سؤال کند که چرا ما اینجا در سرما ایستادهایم و درباره این چیزها حرف میزنیم. به عقیده من، آمدن آقا به یزد مانند شهابی است که میآید و شهری را روشن میکند تا در پرتو آن همه بتوانند اطراف خود را بهتر ببینند و نعمتهایی را که از آن برخوردارند بهتر بشناسند.
پوریا
مشکل ما با کشورها و دولتهای سیطرهجو ـ که مظهرش دولت آمریکاست ـ مشکل بومی، نژادی، ملی و اسمی نیست. مشکل این است که یک مجموعه قدرتطلب در دنیاست که به سیطرهجویی و برخورد نکردن با مانعی جدی عادت کرده است. حالا
ya zamene aho
اینجا یک مانع جدی به وجود آمده که جمهوری اسلامی است. این مجموعه سیطرهجو با این مانع جدی به شدت پنجه میاندازد. دشمنی آنها با ما به خاطر همین است که در برابرشان ایستادهایم. مثل یک شیء بُرندهای که همین طور میبُرید و جلو میرفت و ناگهان جلویش یک رشته فولادی محکم قرار گرفته است که نمیگذارد جلو برود. چالش ما با غرب و فشاری که آنها میآورند به خاطر همین است.
ya zamene aho
مسئله ما مسئله ایستادگی در مقابل سیطرهجویی است. ما ملتی هستیم که قرنها یا حداقل دهها سال متمادی در خواب غفلت و خماری و گیجی نگهمان داشتند و هر کاری خواستند کردند. ما تازه بیدار شدهایم و میخواهیم دیگر تسلیم نشویم. جرم ما این است. چالش اینجاست. دشمن با این اعتماد به نفسی که به آن دست یافتهاید ستیزه خواهد کرد.
ya zamene aho
یکی از شیرینکاریهای اروپاییها این بود که آمدند نخبگان کشورهای دیگر را در مشت گرفتند و افکار خودشان را به آنها تلقین کردند. بعد رهایشان کردند تا به کشورهای خودشان بروند. اروپاییها به جای اینکه پول خرج کنند تا افکار سیاسی خودشان را در کشورهای دیگر پیاده کنند، تربیتشدههای خودشان را فرستادند تا بدون مزد و منت، کارهای آنها را برایشان انجام دهند. هنوز این دنبالروها هستند
ya zamene aho
یکی از موانع اصلی در راه فرایند اعتماد به نفس، ایجاد یأس است. ما از لحاظ علمی با دنیای پیشرفته فاصله داریم. عدهای مرتب این فاصلهها را به رخ میکشند و جوان محقق و پژوهشگر ما را مأیوس میکنند. ما از دانش دیگران استفاده میکنیم و پا را یک قدم بالاتر میگذاریم. گاهی چیزهایی ساختهایم که در دنیا نیست. اینها با استفاده از مقدمات دانش غربی به دست آمده است. ما میتوانیم شتاب علمیمان را زیاد کنیم.
ya zamene aho
یک روزی جلوتر از غرب بودیم. ما دچار آفت شدیم. آنها تلاش کردند و جلو افتادند. حالا ما میتوانیم جلو بیفتیم.
ya zamene aho
حجم
۲۲۹٫۴ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۰
تعداد صفحهها
۳۰۳ صفحه
حجم
۲۲۹٫۴ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۰
تعداد صفحهها
۳۰۳ صفحه
قیمت:
۳۱۰,۰۰۰
۱۸۶,۰۰۰۴۰%
تومان