معرفی و دانلود کتاب وقت بودن + خلاصه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب وقت بودنsubscriptionAvailable

کتاب وقت بودن

نوع کتاب
۴.۴ امتیاز(از ۵۵ رأی)
پدیدآورندگان: 
جلیل سامان

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب وقت بودن

«وقتِ بودن» نوشته جلیل سامان(-۱۳۴۸)، نویسنده و کارگردان معاصر ایرانی است. نویسنده درباره چگونگی نگارش این رمان در مقدمه کتاب نوشته است: «معمولاً رمان‌ها، انگیزۀ نگارش فیلمنامه یا نمایشنامه می‌شوند. رمان‌ها اغلب عناصر داستانی و جذابیت‌هایی دارند که کارگردان‌ها یا تهیه‌کننده‌های سینما را متقاعد می‌سازند که از آنها فیلم یا سریال بسازند. فروش رمان و نقد و نظرهایی که درباره آن نوشته می‌شود، خود محکی برای ارزیابی و پیش‌بینی جذابیت یا فروش فیلم‌ها هستند، اما بد نیست بدانید این رمان براساس یک فیلم سینمایی نوشته‌ شده است؛ فیلمی به همین نام که توسط نویسندۀ کتاب کارگردانی شده است. ایدۀ نگارش رمان از زمانی به ذهنم رسید که خود را در تنگنای محدودیت‌های تهیه و پخش فیلم «وقتِ بودن» دیدم. گذشته از آنکه باید ملاحظات رسانه‌ای را هم رعایت می‌کردم، اینکه نباید به‌جایی برمی‌خورد و کلی باید و نبایدهای دیگر فیلم سینمایی وقت بودن در سال ۸۷ ساخته شد و توانست در چندین جشنوارۀ معتبر جوایزی را به خود اختصاص دهد؛ ازجمله بهترین فیلمنامۀ جشن خانه سینما، سیمرغ زرین بهترین فیلم اول جشنوارۀ فجر و همچنین دیپلم افتخار بهترین فیلمنامه و بهترین بازیگر نقش اول جشنوارۀ فجر. بعد از این موفقیت‌ها، فیلم سینمایی وقت بودن به دلایلی که هنوز برای من هم مشخص نیست چندین سال است که در آرشیو صداوسیما بلاتکلیف ماند و امکان اکران عمومی و حضور در جشنواره‌های بین‌المللی را نیز نیافت. نگارش رمان یک سال بعد از تولید فیلم به پایان رسید.»

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب وقت بودن و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابوقت بودن
موضوعرمان، داستان ایرانی
نویسندهجلیل سامان
انتشاراتانتشارات کتابستان معرفت
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۹۵/۰۷/۰۱
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۴.۱۱ مگابایت
شابک۹۷۸۶۰۰۸۴۶۰۰۰۸
تعداد صفحه‌ها۱۹۶ صفحه
قیمت کتاب۱۳۵۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

صائمه
۱۳۹۸/۰۴/۰۸

کتاب خوبی بود ولی چرا اینقدر زابلو بد تعریف کرده کجای زابل 3 تا شیعه رو بکشن میرن بهشت پس تا الان باید کلن نسل سیستاتی ها منقرض شده باشه ..یجا نوشته داتشگاه درست حسابی نداره مدرسه نداره .یه سرچ...بیشتر

۳
mohaddese
۱۳۹۸/۰۹/۱۰

خیلی جالب و زیبا بود کیف کردم!

۰
__mohadeseh.b__
۱۳۹۸/۰۹/۰۸

ماجرای جالبی از مبارزه با مواد مخدر در بلوچستان . داستان غمگین و عاشقانه و هیجانی .

۲
همچنان خواهم خواند...
۱۳۹۸/۰۹/۰۸

مدت‌ها بود که می خواستم این کتابو بخونم. اثر زیبائیه و در عین حجم کمش تاثیر زیادی داره. جلیل سامان علاوه بر این که کارگردان خوبیه، نویسنده خوبی هم هست.

۰
ز.م
۱۳۹۵/۱۰/۱۹

در کل بد نبود. داستان جا داشت که ادامه پیدا کنه. آخرش انگار سرهم بندی بود. و تکلیف خیلی چیزا مشخص نشد

۰
دنیای رنگی
۱۳۹۶/۰۴/۳۰

داستان خوبی داشت اما بر خلاف پایان بندی های خوبی که اقای سامان در سریال هاشون داشتن زیاد از پایان بندی این کتاب خوشم نیامد و لازم داشت داستان یکم دیگه ادامه پیداکنه.

۰
koko
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۱/۱۱

بعد از خوندن این کتاب میخوام برم سیستان و بلوچستان تا از نزدیک ببینم قانونی که یه اشاره کوتاهی به کامل نبودنش شد و سنتی که کلا ناقص بود. زنی که گرفتار زنانگی و مردی که گرفتار مردانگی اش در حبس خود...بیشتر

۰
#انسان_بمانیم
۱۳۹۹/۰۱/۱۰

از داستان لذت بردم اما نقد هایی به کتاب دارم.. بعضی جاها نیاز بود که جزئیات بیشتری ذکر بشه ولی با توضیحات کمی هم که ارائه کرده بود حق مطلب ادا شده...و به نظرم در مورد اصل مطلب که قاچاق در...بیشتر

۱
مامان نقّاش
۱۳۹۷/۱۰/۲۱

ما‌جرایی متفاوت با آنچه از جلیل سامان دیدیم،داره در کل دوست داشتنی و هیجان انگیزه فقط ای کاش پایان بهتری داشت

۰
maedeh
۱۳۹۸/۰۹/۰۹

تقریبا خوب بود.

۰
گل پری
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۵/۲۹

داستان زببا وواقع بینانه ای بود.نویسنده بسیار خوب زندگی خاص بلوچ ها ومشکلات شان را به تصویر کشیده بود وواقع بینانه هم به پایان رسید

۰
شوکت محمدزاده
۱۳۹۸/۰۴/۰۵

خیلی جذاب بود پیشنهاد میکنم بخونید

۰
akram
۱۳۹۷/۰۴/۰۵

چاپیشو خوندم داستان جالب و متفاوتی داشت , دوست داشتم.

۰
اسما
۱۳۹۶/۰۶/۱۸

زیباست بخونید😊

۰
رایان
۱۳۹۵/۰۷/۲۵

عالی بودلذت بردم👌

۰

بریده‌هایی از کتاب

mohaddese
۴۲
جان‌محمد! اشتباه نکن! ما نماز می‌خونیم که هر کاری رو نکنیم
maryam
۸
- اونا هر کاری بکنن، نمازشون رو می‌خونن. مولوی که قصد داشت برود داخل اتاق و لباسش را عوض کند، از راه برگشت. روبه‌روی او روی پله‌ها ایستاد و آرام و شمرده گفت: - جان‌محمد! اشتباه نکن! ما نماز می‌خونیم که هر کاری رو نکنیم.
نرگس
۷
. سنگی را برداشت و توی چاه انداخت. چاه با صدای خشکی جواب داد: «آب ندارم.»
• Khavari •
۶
این مردم عادت نداشتند به یکدیگر بگویند: «دوستت دارم»
ریحانه باقریه
۴
می‌دونی! زرافه گردن درازی داره، اما مغزش کوچیکه. وقتی یه حرفی می‌زنه، تا از گلوش بیرون بیاد، فکر می‌کنه و اگه درست نباشه، دهن‌اش رو می‌بنده. آدمیزاد گردن درازی نداره، اما مغز که داره!
نرگس
۲
جان‌محمد تمام مدت داشت جمله‌ای را در ذهن تکرار می‌کرد تا به مائده بگوید. سرانجام دستش را به‌طرف مائده دراز کرد و او را به سمت خود کشید: - جبران می‌کنم. جبران می‌کنم. مائده مثل شیئی که یکباره از ذرات الکترون باردار شده باشد، خود را به او چسباند و دست‌هایش را بوسید. انگار دنیا را به او داده بودند. دیگر حرفی برای گفتن نداشتند.
Sajjad Nikmoradi
۰
در پناه پشته‌ای خاک بودند. دختر کوچکش جیغ می‌کشید. ناگهان از پشت گرد و خاک، اندام مردی با لباس بلوچی ظاهر شد که خشمگین اسلحه‌ای را به سمت آنها نشانه گرفته بود
Hanieh_yn
۰
گوشوارۀ زنش‌ رو آورده بود مواد بخره. گوشواره رو گذاشت کف دستم. آهی کشید: - لااله الا الله! هنوز جلوی چشم‌مه! مکثی کرد و اشک در چشمانش دوید: - گوشواره خونی بود!