معرفی و دانلود کتاب فرود و جریره + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب فرود و جریرهsubscriptionAvailable

کتاب فرود و جریره

قصه‌های شاهنامه (جلد چهارم)

نوع کتاب
۳.۷(از ۳ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
آتوسا صالحی
انتشارات: 
نشر افق

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب فرود و جریره

کتاب فرود و جریره نوشتهٔ آتوسا صالحی است که نشر افق آن را منتشر و روانهٔ بازار کرده است. این اثر از چهارمین جلد از مجموعهٔ قصه‌های شاهنامه نشر افق است.

دربارهٔ کتاب فرود و جریره

در مجموعهٔ قصه‌های شاهنامه نشر افق داستان‌های شاهنامه برای نوجوانان بازآفرینی می‌شود. این اثر یکی از قصه‌های مربوط به زنان در شاهنامه است که توسط آتوسا صالحی بازگویی می‌شود و نویسنده توانسته خلاقیت خود را در این اثر نشان دهد.  

فرود نام فرزند جوان و دلاور سیاوش از همسر دیگرش جریره است که دژبان مرزی توران زمین بود. فرود با آنکه دژبان توران بود اما از تورانیان دل خوشی نداشت و همواره بدنبال فرصتی برای کین خواهی پدرش از تورانیان بود.

پس از مرگ  سیاوش، کیخسرو فرزند سیاوش بر تخت شاهی ایران می‌نشیند و به فکر انتقام از تورانیان است. او اولین اقدامش مقدمات سپاهی قدرتمند را فراهم می‌کند.

آتوسا صالحی دو قهرمان داستان را که از قهرمانان بی‌نام و نشان شاهنامه هستند از کنج شاهنامه در می‌آورد و نشان می‌دهد که چگونه اشتباه‌های پدربزرگ‌های فرود یعنی کیکاووس و افراسیاب فرود را همچون سیاوش درگیر می‌کند.

این بازنویسی زبانی ادبی و عاطفی دارد و احوالات درونی فرود را در تنهایی و در حسرت پدر بیان می‌کند و شجاعت او را در میدان نبرد و کشته شدنش را در قالبی جدید بازنمایی می‌کند. با خواندن این کتاب شما می‌توانید از احوالات جریره و از مهرش به سیاوش و ایران‌زمین و از رنج‌هایش که نشان‌دهندهٔ رنج بسیاری از زنان استُ مطلع شوید به زیبایی سخن می گوید.

کتاب فرود و جریره نشان می‌دهد که خون سیاوش تا کجای تاریخ تکرار می‌شود.

خواندن کتاب فرود و جریره را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به نوجوانانی که علاقه‌مند به داستان‌های شاهنامه هستند، پیشنهاد می‌کنیم.

بخشی از کتاب فرود و جریره

«جریره از راه‌های تودرتو می‌گذرد. نفس‌نفس می‌زند. پله‌ها می‌چرخند و می‌گردند و به پایان نمی‌رسند. جریره دوان‌دوان بالا می‌رود. می‌شنود که یکی می‌گوید: «سپاه دشت گنگ را پوشانده...» و دیگری در سخنش می‌دود: «نشان درفش‌های‌شان را نمی‌شناسم. از سرداران توران کسی در میان‌شان نیست.»

جریره پله‌ها را دوتا یکی می‌کند و بالاتر می‌رود. پله‌ها مثل روزهای زندگی‌اش تاریک‌اند و به روشنی نمی‌رسند. می‌شمارد: یک، دو... ده... بیست‌وچهار... هفتادوهشت...

سرانجام به باروها می‌رسد؛ دیده‌بانان را می‌بیند و کمانداران را. پیش می‌رود. یکی را کنار می‌زند: «کدام است سپاه؟ از چه رو افراسیاب، پس از این همه روز، به یاد دژ کلات افتاده است؟ آیا باز بین او و پدرم کشمکشی در گرفته است؟ شاید از پی پیران، روی به این‌سو کرده است...»

دیده‌بانی سر پیش می‌آورد و در گوش جریره زمزمه می‌کند: «نه، بزرگ‌بانوی من! سپاه بزرگی است. همه در جامهٔ جنگ‌اند. به نیزه‌های‌شان بنگر که هر یک چون درختی سر به آسمان بلند کرده است؛ گویی جنگلی به سوی‌مان می‌آید.»

جریره به دشت می‌نگرد. دیده‌بان راست می‌گوید. سپاه آمادهٔ رزمی سخت است؛ جنگی دراز. جنگجویانی سوار و پیاده. نیزه‌ها، درفش‌ها... جریره ناگاه چشم تنگ می‌کند: «بگذار ببینم. می‌گویی نیزه‌ها، ولی من درفش‌های‌شان را می‌بینم... آن نقش چیست؟» و فریاد می‌زند: «نقش پیل... بر آن یکی هم نقش خورشیدی است. نه، این سپاه توران نیست... این ایرانیان‌اند که به توران تاخته‌اند.»

جریره سر می‌چرخاند: «تخوار کجا رفته است؟ سردار دژ را میان‌تان نمی‌بینم.»

- تخوار در به روی خویش بسته است و برای پیروزی سرورمان فرود، از یزدان...

جریره چون شیری به دنبال شکار می‌غرّد. از پله‌ها پایین می‌دود. دری را بازمی‌کند. پس یکی دیگر: تخوار! کجایی؟»

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب فرود و جریره و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:فرود و جریره
عنوان دیگر:قصه‌های شاهنامه (جلد چهارم)
موضوع:داستان کودک و نوجوانان
نویسنده:آتوسا صالحی
انتشارات:نشر افق
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۳۹۲/۰۶/۲۲
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۷۸.۲ مگابایت
شابک:۹۷۸۹۶۴۶۷۴۲۹۵۶
تعداد صفحه‌ها:۷۲ صفحه
قیمت کتاب:۵۶۰۰۰ تومان
برچسب:مجموعه قصه‌های شاهنامه

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵
نظری برای کتاب ثبت نشده است.

بریده‌هایی از کتاب

zahra
۳
«کاش تا پایانِ سرنوشت جهان، همین‌جا زیر سایهٔ این درخت پیر می‌خوابیدم و چون بیدار می‌شدم، زمان به پایان رسیده بود و زمین می‌خواست آغاز دیگری را جشن بگیرد. کاش راه‌هایی تازه بر دستم نقش می‌بست. کاش چون چشم می‌گشودم، روزهایی دیگر پیش رویم بود؛ روزهایی پرنشیب و فراز چون راه‌هایی ناشناخته و پرپیچ‌وخم. خسته‌ام از این روزهای چون دیروز. نه خبری تازه از راه می‌رسد، نه رهگذری گذارش به این سرزمین از یادرفته می‌افتد.»
Ponyo_10
۰
سر بالا می‌کند. یک شب را تا سپیده بر بام نشسته است؛ تنهای تنها، نه همدمی، نه همرازی. خیال، خیال و خیال. و در سرش راهی را از آغاز تا نیمه تاخته است. ناآرام و خسته بازگشته و پس راهی دیگر. هزار و هزار راه. اما چه سود که هیچ‌کدام به پایان نمی‌رسد.
Ponyo_10
۰
«این جنگ است، فرود! و در جنگ، بیش از جامهٔ سیاه دشمنان، باید به چشمِ در خون نشستهٔ نزدیکانِ خویش بیندیشی که دردشان در غم‌ِ از دست دادنت، بر تو بسیار گران‌تر خواهد بود.»
♡M
۰
«کاش تا پایانِ سرنوشت جهان، همین‌جا زیر سایهٔ این درخت پیر می‌خوابیدم و چون بیدار می‌شدم، زمان به پایان رسیده بود و زمین می‌خواست آغاز دیگری را جشن بگیرد. کاش راه‌هایی تازه بر دستم نقش می‌بست. کاش چون چشم می‌گشودم، روزهایی دیگر پیش رویم بود؛ روزهایی پرنشیب و فراز چون راه‌هایی ناشناخته و پرپیچ‌وخم. خسته‌ام از این روزهای چون دیروز. نه خبری تازه از راه می‌رسد، نه رهگذری گذارش به این سرزمین از یادرفته می‌افتد.»
Soodabeh
۰
بدرود، ای یگانه یاور روزگار تنهایی‌ام!