جملات زیبای کتاب فرود و جریره | طاقچه
تصویر جلد کتاب فرود و جریرهsubscriptionAvailable

کتاب فرود و جریره

قصه‌های شاهنامه (جلد چهارم)

نوع کتاب
۳.۷ امتیاز(از ۳ رأی)
پدیدآورندگان: 
آتوسا صالحی
انتشارات: 
نشر افق

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
zahra
۳
«کاش تا پایانِ سرنوشت جهان، همین‌جا زیر سایهٔ این درخت پیر می‌خوابیدم و چون بیدار می‌شدم، زمان به پایان رسیده بود و زمین می‌خواست آغاز دیگری را جشن بگیرد. کاش راه‌هایی تازه بر دستم نقش می‌بست. کاش چون چشم می‌گشودم، روزهایی دیگر پیش رویم بود؛ روزهایی پرنشیب و فراز چون راه‌هایی ناشناخته و پرپیچ‌وخم. خسته‌ام از این روزهای چون دیروز. نه خبری تازه از راه می‌رسد، نه رهگذری گذارش به این سرزمین از یادرفته می‌افتد.»
Ponyo_10
۰
سر بالا می‌کند. یک شب را تا سپیده بر بام نشسته است؛ تنهای تنها، نه همدمی، نه همرازی. خیال، خیال و خیال. و در سرش راهی را از آغاز تا نیمه تاخته است. ناآرام و خسته بازگشته و پس راهی دیگر. هزار و هزار راه. اما چه سود که هیچ‌کدام به پایان نمی‌رسد.
Ponyo_10
۰
«این جنگ است، فرود! و در جنگ، بیش از جامهٔ سیاه دشمنان، باید به چشمِ در خون نشستهٔ نزدیکانِ خویش بیندیشی که دردشان در غم‌ِ از دست دادنت، بر تو بسیار گران‌تر خواهد بود.»
♡M
۰
«کاش تا پایانِ سرنوشت جهان، همین‌جا زیر سایهٔ این درخت پیر می‌خوابیدم و چون بیدار می‌شدم، زمان به پایان رسیده بود و زمین می‌خواست آغاز دیگری را جشن بگیرد. کاش راه‌هایی تازه بر دستم نقش می‌بست. کاش چون چشم می‌گشودم، روزهایی دیگر پیش رویم بود؛ روزهایی پرنشیب و فراز چون راه‌هایی ناشناخته و پرپیچ‌وخم. خسته‌ام از این روزهای چون دیروز. نه خبری تازه از راه می‌رسد، نه رهگذری گذارش به این سرزمین از یادرفته می‌افتد.»
Soodabeh
۰
بدرود، ای یگانه یاور روزگار تنهایی‌ام!