معرفی و دانلود کتاب گل و نوروز + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب گل و نوروزsubscriptionAvailable

کتاب گل و نوروز

اقتباسی از کتاب گل و نوروز اثر محمودبن‌علی خواجوی کرمانی

نوع کتاب
۴.۳(از ۱۶ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
شهروز بیدآبادی مقدم
انتشارات: 
انتشارات هوپا

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب گل و نوروز

کتاب گل و نوروز نوشتهٔ شهروز بیدآبادی مقدم اقتباسی از کتاب گل و نوروز اثر محمود بن‌ علی خواجوی کرمانی است که انتشارات هوپا منتشر کرده است.

درباره کتاب گل و نوروز

گل و نوروز یکی از افسانه‌های عامیانه مشهور مردم ایران است که به همت خواجوی کرمانی به ادبیات رسمی راه یافته است. خواجوی کرمانی، شاعر قرن هشتم، آن را به تقلید از خسرو و شیرین نظامی در سال ۷۴۲ هجری نوشت.

از خواجوی کرمانی آثار زیادی به جای مانده که بیشتر این آثار به نظم نوشته شده‌اند. خمسهٔ خواجو شامل پنج مثنوی همای و همایون، گل و نوروز، روضة‌الانوار، کمال‌نامه و گوهرنامه است.

گل و نوروز داستان عشق شاهزاده‌ای به نام نوروز به گل، دختر پادشاه روم، است. خواجو این مثنوی را در ۵۳۰۶ بیت سروده است. بیشتر عاشقانه‌های کهن، روایت مردانی است که برای رسیدن به عشقشان دست به هر کاری می‌زنند، اما این اثر بازنویسی متفاوتی است. داستان‌های عاشقانه همیشه روایت مردانی است که برای عشقشان با جهان می‌جنگند اما در این اقتباس قرار است دختری جنگجو با مهارت‌های رزمی‌اش به‌‌دنبال مردی برود که پیشگویی‌ها می‌گویند باعث مرگش خواهد شد. عشق اما قوی‌تر از هر پیشگویی‌ای است.

خواندن کتاب گل و نوروز را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به تمام علاقه‌مندان به داستان‌های عاشقانه پیشنهاد می‌کنیم.

درباره شهروز بیدآبادی مقدم

شهروز بیدآبادی مقدم در تیر سال ۱۳۶۸ متولد شد. او دانش‌آموختهٔ رشته‌های تئاتر و روان‌شناسی است. سال‌ها با نشریات گوناگون از جمله کتاب ماه ادبیات و ملت ما همکاری داشته و عضو هیئت تحریریهٔ بولتن بیست‌ و پنجمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران و سردبیر بولتن سیزدهمین جشنوارهٔ بین‌المللی تئاتر عروسکی دانشجویان بوده است.

شهروز بیدآبادی‌ مقدم منتقد بخش فیلم نخستین جشنوارهٔ هفت نگاه شهر بوده و جشنواره‌های متفاوتی مانند نخستین جشنوارهٔ تئاتر نگاه و نخستین جشنوارهٔ موسیقی سار را در مقام دبیر و جانشین دبیر همراهی کرده است.

بخشی از کتاب گل و نوروز

«گل آن بعدازظهر، لباس زرکوب به تن داشت. پتوی ابریشمی نقره‌فامی رویش کشیده بودند و خسته از نبردی طولانی برای به‌دنیاآمدن، در تخت چوبی‌اش خواب بود. صدای جیغ یاسمین، مادرش، او را از خواب پراند. یاسمین‌بانو چند قدم آن‌طرف‌تر ایستاده بود. تنها دنبالهٔ بلند موی سیاهش از شکاف بین چوب‌های تخت دیده می‌شد.

پادشاه جلو آمد. تاجی از طلا بر سر داشت با نقش اژدهایی دندان‌دراز که دشمنان را به آتش می‌کشید. به تخت چوبی که رسید، خنجر الماس‌نشانش را بالا برد، بی‌هیچ حرفی. به لبهٔ تخت تکیه داد و به چشمان گل نگاه کرد. خواست خنجر را پایین بیاورد که گل دستش را گرفت. لحظه‌ای نگاهش کرد و بعد خندید، بی‌آنکه به برق خنجر و تیزی آن توجه کند، بی‌آنکه به مرگ نگاه کند که با لباس صورتی بالای سرش ایستاده بود. خندید، از ته دل، با صدای بلند. لثه‌های بی‌دندانش را نشان داد و پاهایش را تکان‌تکان داد و آن‌قدر خندید تا قیصر خنجر را به غلاف برگرداند.

گل مطمئن بود همان لحظه لبخند پادشاه را دیده، اما پادشاه سریع رو گردانده بود. به‌طرف تخت پادشاهی رفت و بی‌آنکه رو برگرداند به یاسمین دستور داد: «هیچ‌کس نباید بفهمد دختر است. به برج دوم در انتهای قصر می‌روید. دستور می‌دهیم شرایط جنگ‌آوری و جنگ‌آموزی وی فراهم شود و از علوم زمانه جا نماند. هر زمان که فردی بفهمد فرزند دختر است، به جرم بی‌آبرویی به دستان آتش می‌سپاریمش! به وقتش برای او پوششی فراهم خواهیم کرد که دختربودنش همچنان مخفی بماند. نامش را ژوزف دوم می‌گذاریم، نامی برازنده برای یک مرد. با او مانند مردان رفتار کنید. همان گونه که باید می‌شد و نشد!»

پادشاه دست به پهلوی خود گذاشت و آرام گریه کرد. بی‌صدا و بی‌آنکه شانه‌هایش بلرزد. تنها قطره‌های اشک بود که بر زمین می‌چکید و این همان تصویری بود که گل همیشه از پدرش به یاد داشت: سروی که زیر باران خیس می‌شود!»

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب گل و نوروز و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:گل و نوروز
عنوان دیگر:اقتباسی از کتاب گل و نوروز اثر محمودبن‌علی خواجوی کرمانی
موضوع:داستان ایرانی
نویسنده:شهروز بیدآبادی مقدم
انتشارات:انتشارات هوپا
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۳۹۹/۰۵/۰۴
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۸.۴ مگابایت
شابک:۹۷۸۶۰۰۸۰۲۵۰۷۸
تعداد صفحه‌ها:۱۰۴ صفحه
قیمت کتاب:۱۷۰۰۰ تومان
برچسب:مجموعه عشق‌های فراموش‌شده

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

گمشده در دنیای کتاب ها :(
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۳/۲۶

مثل تمامی کتابای هوپامعرکه بود(: و متن خوبی داشت. داستان در رابطه با عشق نوروز به گل هست که شاهزاده نوروز عاشق گل میشود . گل دختر پادشاه روم هست وکلی اتفاقات عاشقانه ای که برای این دو جوان رقم میخوره رو...بیشتر

۰
hsfm
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۲/۳۱

مثل دیگر آثار این مجموعه، جالب و دوست داشتنی. در کل ایدهٔ نوشتن این مجموعه و تمام جلد های آن برایم جالب هستند. این جلد نیز داستانی جالب با شخصیت های دوست داشتنی داشت. توصیه میکنم اگر به داستان های قدیم...بیشتر

۰
🪼
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۱/۲۵

خیلی گوگولی بود واقعا🩰🧁🌺🌸🩷

۰
p.kameli
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۱۰/۳۰

رمانی در عصر خواجوی کرمانی بود، کوتاه و جالب... این کتاب موجب میشه با سبک ادبیات بزرگان پارسی ، آشنا بشویم و بدونیم که در اون زمان، مردم به چه ارزش هایی، بها میدادند

۰
چکاوک
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۹/۰۸

داستان جالبی بود و طوری نوشته شده که با خوندنش میتونی هر لحظه روند گذر داستان رو تصور کنی ، خوندنش میتونه باعث حس خوب بشه و من پیشنهادش میکنم

۰
narry612
مطمئن نیستم.
۱۴۰۳/۱۲/۳۰

داستان قشنگی داشت ولی صحنه های رزم و نبرد خیلی زیاد داره. اگه مثل من خیلی این سبک رو نمیپسندین شاید مناسبتون نباشه. ولی در کل لذت بردم از خوندنش.🪻

۰
elayorg
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۵/۳۱

خیلی قشنگ بود خیلی 😍 حتما بخونید.

۰

بریده‌هایی از کتاب

ریحان
۱۴
می‌دانست نباید عاشق او شود. چنین عشقی برایش گران تمام می‌شد.
𖤐
۹
به صحرا شدم؛ عشق باریده بود. و زمین تَر شده بود. چنان‌که پای مرد به گِل فرو شود، پای من به عشق فرو می‌شد. ذکر بایزید بسطامی، تذکرۀ‌الاولیاء، عطار نیشابوری
elayorg
۶
شنید: «سفر بخشی از کتاب زندگی‌ست. آنان که به سفر نمی‌روند تنها یک بخش از این کتاب را خواهند خواند. جوانی همیشه همین‌گونه است. خودت را مرکز جهان می‌بینی. این سرزمین پیش از تو نیز از گزند دشمنان دور مانده؛ ازاین‌پس هم می‌ماند. تنها تو هستی که اینجا به دور از نام می‌مانی. حرکت، قدرت می‌زاید و نشستن، ناتوانی. این را از من که سال‌هاست جهان را به زیر پا می‌گذارم بپذیر.»
Mohii
۵
«راهزن مال می‌بَرد و جان می‌دزدد. دزدِ هوش و عقل، زمان است
ریحان
۴
گل، کارها را که سامان داد راه افتاد تا به نوروز برسد، به‌دنبال گم‌شده‌ای که در ذهن داشت.
Mohii
۴
«هرکس مرگش را آن‌گونه که دوست دارد تصور می‌کند.»
narry612
۳
گفت: «بیراه می‌گویی!» شنید: «کدام راه؟ آب اگر در چاله بماند، گنداب می‌شود. برای تازه‌ماندن و تازه‌شدن باید رفت!»
ریحان
۲
پادشاه دست به پهلوی خود گذاشت و آرام گریه کرد. بی‌صدا و بی‌آنکه شانه‌هایش بلرزد. تنها قطره‌های اشک بود که بر زمین می‌چکید و این همان تصویری بود که گل همیشه از پدرش به یاد داشت: سروی که زیر باران خیس می‌شود!
چکاوک
۲
گفت: «بیراه می‌گویی!» شنید: «کدام راه؟ آب اگر در چاله بماند، گنداب می‌شود. برای تازه‌ماندن و تازه‌شدن باید رفت!»
🪼
۲
گذر عمر، خاطره‌ها را تار می‌کند. انگار از پشت شیشه‌ای طرح‌دار نگاهشان کنی