با کد تخفیف Salam اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
کتاب صخره ماه اثر هلن افشارoff

کتاب صخره ماه

نویسنده:هلن افشارانتشارات:نشر جوانه توسسال انتشار:۱۳۹۴تعداد صفحه‌ها:۲۱۳ صفحهدسته‌بندی:امتیاز:
۴.۴از ۸ رأیخواندن نظرات
انتشاراتنشر جوانه توس

سال انتشار۱۳۹۴

تعداد صفحه‌ها۲۱۳ صفحه

دسته‌بندی
رمان۱ مورد دیگر

معرفی کتاب صخره ماه

«صخره ماه» نوشته هلن افشار( -۱۳۵۵)، نویسنده ایرانی است.

این کتاب از چهار بخش و چهار داستان تشکیل شده است. در سه داستان نخست انسان‌هایی با ویژگی‌های مشترک در کنار هم قرار می‌گیرند و داستان پیرامون همین ویژگی‌ها می‌گردد.

در داستان واپسین، شخصیتی که چیز زیادی درباره‌اش روشن نیست، قصد سفر به گیلان و دیدار با استادش را دارد. اما مسیر متفاوتی پیش رویش باز می‌شود...

در بخشی از کتاب می‌خوانیم:

«نگاهی به ساعت مچی‌ام می‌اندازم. گوشی تلفن را برمی‌دارم و از منشی‌ام می‌پرسم آیا بیماران امروز تمام شدند؟ چند روز پیش تأکید کرده بودم که امروز کار مهمی دارم و به تعدادی محدود نوبت معاینه بدهد.

منشی پاسخ می‌دهد که بر اساس گفته‌ام برای امروز فقط به ده نفر نوبت داده اما خانم جابری و دخترش بدون وقت قبلی آمده‌اند و در اتاق انتظار نشسته‌اند. منشی می‌پرسد که آن‌ها را داخل بفرستد یا بروند و پس از تعطیلات بیایند؟ کمی تأمل می‌کنم و سپس می‌گویم که آنان را خواهم دید.

در چوبی اتاقم با صدا گشوده می‌شود. چند بار به کارگر تنظیف کار، سپرده‌ام تا روغن‌کاریش کند و هر بار بهانه‌ای آورده.

خانم جابری و دخترش وارد اتاق می‌شوند. مادر پرونده را روی میزم می‌گذارد و روی صندلی در برابر میز می‌نشینند. حس غریبی با دیدنشان به من دست می‌دهد. نگاه گرم و چشمان سیاه مادر، فضای بی‌روح اتاقم را دیگرگون کرده. حال دختر کوچک را می‌پرسم. مادر شرحی می‌دهد و کودک را برای معاینه فرامی‌خوانم.»

سایر کتاب‌های هلن افشار

مشاهده همه

نظرات کاربران

Raana
۱۴۰۱/۰۸/۲۲

کتاب قابل تأملی بود و میشه گفت کتاب هم جنبه ی فلسفی و روانشناسی داره و هم تاریخی ...اول کتاب چهار داستان کوتاه داره که همه ی شخصیت ها یه اسم مشابه دارن با زندگی های متفاوت و داستان آخر

- بیشتر
فرسا
۱۳۹۹/۰۳/۰۳

روی هم رفته کتاب جالب و جامعی بود . میشه گفت چیزی فراتر از رمان بود ...تاریخ و فلسفه و روانشناسی و ... در کنار هم آمده بودند. پیشروی همزمان دو قصه هم به خوبی انجام شده بود .

Tina Falah
۱۳۹۵/۰۶/۲۰

سلام دوستان برای من کتاب جالبی بود حال وهوا من و خیلی خوب کرد ممنون از نویسنده عزیز

کاربر ۴۹۵۲۰۹۷
۱۴۰۱/۰۶/۰۶

واقعا کتاب زیبایی بود اگر به درک خوبی از اون برسیم

Sana
۱۳۹۵/۰۶/۲۲

کتاب جالبی بود. این روایت تاریخی واقعیت داشته؟ خیلی جالب بوده

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه (۸)
برای قرن‌ها ارسطو سمبل علم بود. بعد چی شد؟ گالیله اومد و حرف‌های تازه‌ایزد. وقتی نیوتون اومد و نظریه‌هاش رو مطرح کرد، عصر علم نوین شکل گرفت ولی مدتی بعد آینشتاینی پیداش شد که برخی از کارهای نیوتون رو رد کرد و هنوز انقلاب آینشتاین شکل نهایی‌اش رو نگرفته، کوانتومی از راه می‌رسه و نظریه‌های جدیدی رو مطرح می‌کنه. این وضعیت علمه. یه فرایندی از تغییرات بی‌پایان. برای همینه که کتاب‌های منابع، دائم بازنویسی میشن. اما اونور قضیه هم صادقه که اگه علم و دانش امروز رو بریزیم تو جوب، دیگه چی تو دست آدم‌ها می‌مونه؟
فرسا
آدم‌ها وقتی ازدواج می‌کنند دیگر نیازی ندارند تا با مرور کردن کارهایشان، به اشتباهاتشان پی ببرند، چون همسری دارند که تمام وقت به مرور کردن اشتباهاتشان می‌پردازد.
n re
هنگامی‌که نوزاد را در آغوش شیخ نهادند، پیرمرد از دیدن رخسار چون ماه دختر به شگفت آمد و بِلا اراده گفت: «دختر مگر مَه و ستاره‌ای؟!»
Raana
این‌که برای دیگران، درباره‌ی کارهای مهمی که در زندگی انجام داده‌ام، لاف بزنم، کار آسانی است. ولی وقتی خودم با خودم خلوت می‌کنم، بهتر از هرکس می‌دانم که چنین خبری هم نیست و کار قابل عرضی در طول عمرم انجام نداده‌ام
Raana
خانوم‌ها! آقایون! لطفاً با یه نگاه عاشق نشید. لطفاً این فرصت رو به خودتون و عشقتون بدید که به تشخیص خوب از بد برسید. یعنی وقتی مطمئن نیستید، شِکر نخورید. وگرنه اونقدر افسردگی یقه‌تون رو می‌چسبه که برید و آب آلوده به میکروب وبا رو سر بکشید تا از دست حماقت خودتون نجات بیابین.
Raana
آدم‌ها وقتی ازدواج می‌کنند دیگر نیازی ندارند تا با مرور کردن کارهایشان، به اشتباهاتشان پی ببرند، چون همسری دارند که تمام وقت به مرور کردن اشتباهاتشان می‌پردازد.
Raana
اگه نفهمی خواسته‌های خودت چی هست، زندگی هر جایی که باشی، مشکله. چون شهر، محله یا حتی اگه کشورت رو عوض کنی، بازم مشکل اصلی خودتی که همه جا باهاته. فرق نداره زنی یا مرد، پیری یا جوون، پولداری یا بی‌پول. عامل نارضایتی درونت هست.
tahmine
«خُب فکر نمی‌کنم ما آدم‌ها چیزی رو تا به حال فهمیده باشیم. من فکر می‌کنم که بیشتر از موجودات دیگه سوال کردیم.» «ما تا حالا چی رو فهمیدیم؟ دنیا رو شناختیم؟ خودمون رو شناختیم؟ از ماورای طبیعت سردرآوردیم؟ پس اطلاعاتی به دست نیاوردیم. بیشتر پرسیدیم.» «این‌طوری که پیداست، حواس ما برای درک و فهمیدن جهان کافی نیست. ما برای شناخت، تعدادی حس مثل بینایی، شنوایی، لامسه، بویایی و چشایی داریم ولی این‌ها گیرنده‌های فقط یکسری از اطلاعات جهان هستن. یعنی فرض کن تو در برابر تابلویی ایستادی که هزار رنگ داره، ولی چشم‌هات رنگ‌ها رو درک نمی‌کنه. چیزی شبیه تلویزیون‌های سیاه و سفید قدیمی. خُب با این شرایط چطور می‌تونی درباره‌ی رنگ‌های تابلو نظر بدی؟ می‌خوام بگم این پنج حس قادر نیستند تا تمام مفاهیم رو برای آدم‌ها معنی کنن.
فرسا